کد خبر: ۱۵۷۶۸
۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
حسین غلامی

خاطره حسین غلامی از سبزشدن دکل به‌جای درخت انجیر

حسین غلامی از سال‌۶۸ در محله فرهنگیان و خیابان شاهد ۴ سکونت دارد. آن زمان، این محل را با نام «شهرک راه و ترابری» می‌شناختند و قلعه قاسم‌آباد هم در میدان نمایشگاه بوده. نوجوانی و جوانی حسین آقا در خیابان‌ها، باغ‌ها، محله‌ها و زمین‌های این محدوده گذشته است.

حسین غلامی از سال‌۶۸ در محله فرهنگیان و خیابان شاهد ۴ سکونت دارد. آن زمان، این محل را با نام «شهرک راه و ترابری» می‌شناختند و قلعه قاسم‌آباد هم در میدان نمایشگاه بوده. نوجوانی و جوانی حسین آقا در خیابان‌ها، باغ‌ها، محله‌ها و زمین‌های این محدوده گذشته است.

وقتی در این محدوده دور می‌زند، از قبرستانی یاد می‌کند که روی سنگ قبرهایش عکس شانه بوده، باغی که در آن درس می‌خوانده و پلی که هر‌سال موقع بارندگی خراب می‌شده است. او مدام حسرت می‌خورد و می‌گوید: زمین همان زمین است؛ آسمان همان آسمان است، اما انگار صفای آن زمان گم شده و ما در حسرتش هستیم.

مجموعه فرهنگی‌ورزشی کارگران در خیابان مروارید قبلا زمینی بایر بود که در آن فوتبال بازی می‌کردیم. در بخشی از این زمین که حالا پارکینگ خودرو‌ها شده است، قبلا قبرستانی بود که روی بعضی قبر‌ها تصاویری مثل شانه و ظرف و ظروف داشت و همیشه توجه من را به خودش جلب می‌کرد.

 

حسین غلامی

از قسمت ورودی دانشجو به بولوار شاهد، یک پل سیمانی باریک برای عبور ماشین داشتیم که هربار سیل می‌آمد، این پل خراب می‌شد و ماشین‌ها هنگام عبور در آب گیر می‌کردند. می‌رفتم در آب و به راننده‌ها می‌گفتم کجا عمق آن کمتر است که از همان طرف بروند.

 

حسین غلامی

در حسابی جنوبی ۱۴ باغ بزرگ و باصفایی بود که کلی درخت میوه داشت. بعد انقلاب، صاحبش به خارج از کشور فرار کرده بود. از مدرسه به این باغ می‌آمدیم، کلی بازی می‌کردیم، میوه و چای آتشی می‌خوردیم و تکالیفمان را می‌نوشتیم.

 

حسین غلامی

شب‌های چهارشنبه‌سوری، به این محل در حسابی جنوبی‌۱۲ می‌آمدیم و آتش برپا می‌کردیم. من به ملاقه‌زنی هم می‌رفتم. خیلی خوش می‌گذشت. مردم همدل بودند. آش و نخود‌کشمش به یکدیگر تعارف می‌کردند. با اینکه مساحت این محدوده، کمتر شده هنوز هم هرسال پاتوق چهارشنبه‌‎سوری است.

 

حسین غلامی

بعضی وقت‌ها در چهارراه ورزش با بچه‌های محله‌های دیگر مثل لشکر و اتوبوس‌رانی، مسابقات طناب‌کشی و دو می‌گذاشتیم. خیلی برایمان مهم بود که تیم محله خودمان ببرد. آقای جلالی هم یک‌بار به مسابقاتمان آمد و با هم دوست شدیم.

 

حسین غلامی

این دکل در شاهد ۴، برای من خیلی دلگیر است. اینجا خانه همسایه‌مان بود که کلی خاطره با آنها داشتیم. جای این دکل، درخت انگور و انجیر بود که آن را قطع کردند. مزه میوه‌هایش هنوز زیر زبانم است. همسایه‌مان سال‌ها پیش از این خانه رفت و از وقتی این دکل آهنی را ساخته‌اند، انگار یک خط سیاه روی آن خاطرات کشیده‌اند.

 

* این گزارش چهارشنبه ۱۳ آبان‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۳ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام