کد خبر: ۱۵۲۹۲
۰۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
نیکوکاری

عطر زندگی در باغچه‌‌ راسته‌بازار شهرک لشکر

اینجا باغچه کوچک، اما باصفای مقابل مغازه مهدی‌آقا‌ست. گرچه شهرداری در آن، درخت کاج و چند بوته سبز کاشته و مهدی پاکزاد از باقی فضای آن برای کاشت سبزی استفاده کرده است. بوی عطر و طراوت سبزی‌ها برای همه جلب توجه می‌کند.

ریحان‌هایش چنان تازه، سبز و نازک هستند که وسوسه می‌شوی حداقل یک برگش را مزه‌مزه کنی. تره‌ها هنوز نازک هستند و وقت چیدنشان نیست. بوته‌های هندوانه و گوجه، برگ‌هایشان را روی زمین پهن کرده‌اند. نیلوفر هم دور درخت پیچیده است و دارد بالا می‌رود.اینجا باغچه کوچک، اما باصفای مقابل مغازه مهدی‌آقا‌ست. گرچه شهرداری در آن، درخت کاج و چند بوته سبز کاشته، مهدی پاکزاد از باقی فضای آن برای کاشت سبزی استفاده کرده است.

کسبه دوروبر که از این کار خوششان آمده، باغچه‌های مقابل مغازه شان را در‌اختیار مهدی‌آقا گذاشته‌اند. حالا چهار باغچه بین فلاحی ۷ و ۹ پوشیده از سبزی‌های‌تر و تازه است و طوری توجه رهگذران را به خود جلب می‌کند که گاهی با این باغچه‌ها عکس می‌گیرند و کمی از سبزی‌هایش را می‌چینند.

 

باغبانی برای باغچه‌های خیابان

در راسته‌بازار شهرک لشکر، همین‌طورکه گام برمی‌داری، اگر اندکی از مغازه‌ها چشم برداری و باغچه‌های مقابلش را نگاه کنی، بین فلاحی‌۷ و ۹ چند باغچه پوشیده از سبزی را می‌بینی که مهدی‌آقای پاکزاد آنها را کاشته است.

او چهارسال است که در همین راسته مغازه فروش و تعمیر تأسیسات ساختمان دارد. از ابتدایی که آمده، بذر سبزیجات را در باغچه‌های مقابل مغازه‌اش کاشته است. باغچه‌های این راسته توسط شهرداری درخت‌کاری و گل‌کاری شده و به‌طور کلی نمای خوبی دارد، اما مهدی‌آقای خوش‌ذوق به این حد اکتفا نکرده و برای پرکردن فضای خالی باقی‌مانده دست به کار شده است.

مهدی‌آقا تعریف می‌کند: مغازه قبلی‌ام در چهارراه رستگاری بود. آنجا هم در باغچه مقابلش سبزی کاشته بودم و کسبه و رهگذران استقبال می‌کردند. اینجا هم که آمدم، هرسال بذر سبزی‌های مختلف را می‌کارم.

او ابتدا از باغچه مقابل مغازه‌اش شروع کرد؛ وقتی سبزی‌ها درآمدند، آنها را به کسبه و رهگذران هم می‌داد. همین باعث شد کسبه این‌قدر از این ایده و سبزی‌ها خوششان بیاید که آنها هم همراه شوند و حالا چهار باغچه، بذر سبزی دارد.

 

به‌کارگرفتن روش‌های صحیح آبیاری

مهدی‌آقا یکی‌یکی باغچه‌ها را نشان می‌دهد و می‌گوید: اینها جعفری است. اینجا گشنیز کاشتم. اینها گوجه است؛ یکی از کسبه از باغشان نشاء آن را آورد. این هندوانه و خربزه را با کسبه خورده بودیم؛ تخمش را کاشتیم و سبز شده. رهگذران وقتی سبزی‌ها و طراوت این باغچه‌ها را می‌بینند، سر ذوق می‌آیند و خودشان هم بذر و گیاهان مختلف را می‌آورند تا در این باغچه‌ها کاشته شود.

مهدی‌آقا می‌گوید: شمشاد‌ها را مردم آوردند. بذر نیلوفر را یک خانمی از رهگذران آورد و داد. گل رز را هم رهگذری دیگر آورد.

او بالای این گیاهان و سبزی‌ها، یک مه‌پاش گذاشته است. تعریف می‌کند: یک مشتری داشتم که مهندس کشاورزی بود. وقتی باغچه‌ها را دید، ایده مه‌پاش را داد تا آب کمتری مصرف شود. من هم انجامش دادم. البته غیر از این برای صرفه‌جویی در مصرف آب، یک سطل زیر شیر آب مغازه‌ام گذاشته‌ام و آب‌های تمیز حاصل از شست‌وشوی دست، وضو‌گرفتن و‌... را برای آبیاری این باغچه‌ها استفاده می‌کنم.

کار‌های کاشت، آبیاری و رسیدگی به سبزی‌ها را خود مهدی‌آقا انجام می‌دهد. موقع برداشت که می‌شود، نه‌تنها کسبه بلکه رهگذران هم خواهان این سبزی‌های ترد و نازک هستند و هرکس بخواهد، مقداری سبزی برایش می‌چینند.

 

نیکوکاری

 

چیدن سبزی برای آقای راننده

جوادآقای عبدالحسینی از کسبه همین‌جاست. او می‌گوید: هر‌روز مقداری از سبزی‌های اینجا را می‌چینم و برای خانه می‌برم. همسرم عاشق اینهاست و می‌گوید سبزی‌ای با این عطر و طعم تا حالا نخورده است.

اگر رهگذری سبزی بخواهد، جوادآقا برایش می‌چیند. او می‌گوید: خیلی‌ها بلد نیستند و هنگام چیدن، سبزی را از ریشه در می‌آورند؛ برای همین هر وقت کسی بخواهد خودم برایشان می‌چینم.

برای صرفه‌جویی در مصرف آب، یک سطل زیر شیر آب مغازه‌ام گذاشته‌ام و آب‌های تمیز را برای آبیاری باغچه‌ها استفاده می‌کنم

به گفته او، یکی از راننده‌های اتوبوس‌رانی، بعضی روز‌ها اینجا یک ترمز می‌زند و مقداری سبزی برای صبحانه‌اش می‌برد. همچنین بعضی افرادی که شب‌ها برای پرچم‌گردانی در موکب مقابل مغازه‌شان هستند، هنگام برگشت، مقداری سبزی می‌چینند.

جوادآقا باغچه‌های کمی دورتر را نشان می‌دهد و می‌گوید: ببینید در آنها پر از زباله‌های ریز و درشت اعم از دستمال کاغذی، کاغذ، پلاستیک و... است، اما این باغچه‌ها که سبزی دارد، تروتمیز است.

خود کسبه مراقب تمیزی و سبزی‌های این باغچه‌ها هستند. موتورهایشان را هم دور باغچه می‌گذارند تا یک وقت عابری ندانسته وارد باغچه نشود و پا روی سبزی‌ها نگذارد.

 

سرگرمی در کسادی بازار

یزدان ندایی، مغازه‌اش نزدیک مهدی‌آقا‌ست. او پانزده‌سال است که اینجا مغازه دارد. هنوز در باغچه‌اش چیزی نکاشته، اما تصمیم دارد برای سال آینده دست به کار شود و باغچه‌اش را سرسبزتر از الان کند.

آقا‌یزدان می‌گوید: مهدی‌آقا که در باغچه‌ها سبزی می‌کارد، انگار روحیه ما هم بهتر می‌شود. حس خوبی دارد. از رهگذران هم هرکس می‌بیند، سر ذوق می‌آید و می‌گوید چه کار قشنگی.

او از برادرش که مغازه‌اش یکی‌دوکوچه بالاتر است، یاد می‌کند و می‌گوید: او سبزی نکاشته، اما به‌تازگی چندتا بلدرچین گرفته و کنار باغچه جایی را برای آنها درست کرده است. روز‌ها در باغچه هستند و شب‌ها به داخل مغازه می‌بردشان. همسایه‌اش هم اردک دارد.

آقایزدان با خنده ادامه می‌دهد: بازار که کساد است؛ با این چیز‌ها خودمان را سرگرم و روحیه مان را عوض می‌کنیم. رهگذران و مشتری‌ها هم برایشان جالب است.

 

نیکوکاری

 

از عطر و طعمش نگویم!

نجمه مختاری یکی از رهگذران این مسیر است. او تا حالا چند‌باری از این سبزی‌ها برده است و می‌گوید: از عطر و طعمش نگویم! عالی است. اما فراتر از این، وقتی از اینجا عبور می‌کنیم، حس سرزندگی، طراوت و شادابی خاصی دارد.

نجمه خانم می‌گوید که این‌قدر هنگام عبور از این قسمت حس خوبی دارد که دلش می‌خواهد بقیه کسبه هم این کار را انجام دهند و سرتاسر بولوار همین‌طور باشد.

او دیده که بعضی از همسایه‌های دوروبر گاهی پلاستیک یا سبد می‌آورند و مقداری از این سبزی‌ها را می‌برند و می‌گوید: این سبزی‌ها عاملی برای اتحاد و همکاری کسبه هستند و این اتحاد می‌تواند اتفاقات خوبی را در‌راستای سرسبزی بولوار رقم بزند.

 

* این گزارش چهارشنبه ۴ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۳ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام