افتخارآفرینی دوچرخه سوار مشهدی با یک پا در مسابقات پارالمپیک
فکرش را هم نمیکردم برای ملاقات با یکی از افتخارآفرینان ورزش کشور که برای اولین بار نام ایران را در مسابقات پارالمپیک آلمان و آتن مطرح کرد، راهی کوچهپس کوچههای دورترین نقاط شهر شوم. آنجا که در محله سیسآباد مشهد نیز دوردست است، شفاییان ۳، یک خانه مانده به زمینهای خالی که تنها جای قدمهای سگهای ولگرد بر روی زمینهای پوشیده از برف مانده است.
فروش صنایع دستی در کنار ورزش
یک روز برفی، البته برای قرار ملاقاتمان مناسبتر بود چرا که تنها در روزهای برفی میتوان محمود میلی را در خانه یافت. در را که میزنیم، بعد از چند دقیقه، مقابلمان ظاهر میشود. او یک پا دارد و یک عصای چوبی که عادت کرده به جای پای دیگرش از آن استفاده کند. با روی خوش، تعارفمان میکند به داخل خانه و مدام از اینکه راه دوری را برای ملاقات با او طی کردهایم، عذرخواهی میکند.
میلی یک مغازه کوچک هم در نزدیکی روستای گرجی دارد که صنایع دستی مورد استفاده مردم را عرضه میکند
میگوید چارهای ندارد و باید برای پرداخت بهای کمتر، خانهای در محلههای دور اجاره کند. میلی یک مغازه کوچک هم در نزدیکی روستای گرجی دارد که صنایع دستی مورد استفاده مردم را عرضه میکند. اما غیر از آن، سنگ قبر هم میفروشد. البته او روی سنگ، حکاکی نمیکند و تنها سفارش قبول میکند و آنها را به حکاک سفارش میدهد و بعد هم در مغازهاش میگذارد. او ۶ پسر داردکه سه نفر از آنها ازدواج کردهاند و حالا با همسر و ۳ فرزند دیگرش زندگی میکند.
با ۳ هزار تومان دوچرخه خریدم
وقتی وارد خانهاش میشوم، اسباب و وسایل زیادی وجود ندارد، یک فرش و چند تکه وسایل مورد نیاز، همه زندگی او است. اما شاید مهمتر از اینکه بدانیم دوچرخهسواری را از کی و کجا شروع کرده و چطور وارد تیم ملی شده و ... شاید بهتر باشد علت معلولیتاش را برایمان توضیح دهد که میگوید: زمانی که نوجوان بودم در یک تصادف پایم را از دست دادم و معلول شدم.
با این وجود، دوچرخهای برای خودم تهیه کردم و با آن رفت و آمد میکردم. او از سال ۱۳۶۲ میگوید که اولین دوچرخه خود را خرید و ادامه میدهد:وقتی در آن سال با ۳ هزار تومان دوچرخه خریدم و همه جا را با آن طی میکرد. کمکم مسیرم را به اطراف مشهد نیز گسترش داده و هرزمان که وقت داشتم به طرقبه و شاندیز میرفتم.
مشهد به شلمچه برای اولین تجربه
محمود میلی که کارش را اولینبار با پیمودن مسیر مشهد تا شلمچه آغاز کرده، میگوید: اولین بار، آقای اخوان مدیر مدرسه یکی از پسرانم مرا به ایرانگردی تشویق کرد. من نیز با یک سری برنامهریزیها و مراجعه به سازمان تربیتبدنی برای این کار اعلام آمادگی کردم.
سال ۱۳۷۷ بود که میلی مسیر ۲ هزار کیلومتری مشهد تا شلمچه را در عرض ۲۰ روز پیمود و با موفقیت بازگشت
هرچند در ابتدا خیلیها با توجه به معلولیتم قصد داشتند منصرفم کنند، اما من تصمیم خودم را گرفته بودم. سال ۱۳۷۷ بود که میلی مسیر ۲ هزار کیلومتری مشهد تا شلمچه را در عرض ۲۰ روز پیمود و با موفقیت بازگشت. هرچند در ابتدای حرکتش نیز هیچ پوشش خبریای روی این اقدام وی صورت نگرفت، اما در مسیر حرکت، خبرنگاران شهرهای مختلفی میلی و دوچرخهاش را سوژه خبری خود کردند و بدین ترتیب برای نخستین بار نام محمود میلی در جامعه ورزشی ایران درخشید.
۱۰ دقیقه با نفر اول جهان فاصله دارم
میلی در رابطه با چگونگی ورودش به تیم ملی نیز میگوید: بعد از آن متوجه شدم در ایران تیم ملی دوچرخه سواری مخصوص معلولان وجود ندارد، به همین خاطر، پیشنهاد تشکیل این تیم را به سازمان تربیتبدنی دادم. آنها نیز با گرفتن تستهایی صلاحیت مرا به عنوان تنها عضو این تیم تایید کردند.
آنها میگفتند آن زمان تنها ۱۰ دقیقه با نفر اول جهان فاصله دارم. به این ترتیب تیم ملی دوچرخهسواری معلولان و جانبازان ایران تشکیل و میلی به عنوان تنها و اولین عضو آن مشغول به تمرین و فعالیت شد. او در مسابقات پارالمپیک ۲۰۰۲ آلمان و ۲۰۰۴ آتن شرکت کرد و در این مسابقات مقامی کسب نکرد، اما حضور او به نمایندگی از ایران افتخار بزرگی بود.
۱۴ بار رکابزنی از مشهد تا قم
این عضو تیم ملی دوچرخهسواری معلولان و جانبازان، تاکنون ۱۴ بار از مشهد تا قم رکاب زده که آخرین مرتبه آن در سال ۱۳۸۸ و همزمان با تولد امام زمان (عج) انجام شد. در کارنامه او همچنین مقام اولی مسابقات کشوری نیز ثبت شده است. میلی یک بار هم با هدف ترویج ارزشهای نهج البلاغه به سوریه سفر کرده است و در لابهلای حرف هایش با اشاره به فعالیتهایی که داشته، تاکید میکند:عشقم رکاب زدن است، حتی با یک پا!
وقت خداحافظی میرسد و ما دوباره در پیچ و خم نامنظم کوچههای محله سیسآباد میافتیم. هرچند که در تمام زمان مصاحبه، محمود میلی از سختیهای زندگیاش حرفی به میان نیاورد و به شکر خدا بسنده کرد، اما افتخار حضور او به عنوان تنها نماینده تیم ملی دوچرخهسواری معلولان ایران، بهانه کمی نیست تا کمی به او توجه بیشتری شود؛ هرچند زندگی میلی را خاطراتش حین رکاب زدن شیرین میکند...
*این گزارش بهمن سال ۹۰ در شماره ۶ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

