بیستم آذر امسال، روی سکوی قهرمانی جوانان پاراآسیایی در امارات، نام ایران دوبار خوانده شد؛ یکبار برای دست چپ و بار دیگر برای دست راست کوثر قرایی و هردو مدال طلا، به نام این دختر نابینای قهرمان ثبت شد.
حالا سهسال از زمانیکه فؤاد مظفری پا در سالن بسکتبال گذاشت و روی ویلچر آن نشست و چندین مقام کشوری در این رشته کسب کرده است. فؤاد امسال مقام سوم آسیا در رشته بسکتبال روی ویلچر معلول ان را نیز به دست آورده است.
سمانه احسانینیا؛ بانویی که در جریان یک تصادف هولناک، قطع نخاع شد، حالا با دهانش نقاشی میکشد، سازدهنی میزند، سخنرانیهای انگیزشی دارد، کتاب تألیف کرده و بهتازگی یک استارتاپ در حوزه کارآفرینی راهاندازی کرده است.
این پسران در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» محله جلالیه تحصیل میکنند و در رسته کمتوانان ذهنی با بهره هوشی ۵۰ تا ۷۰ جای میگیرند. هرکدام از آنها شاید بهظاهر در بخشی از انجام امور خود ناتوان باشند اما ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارند.
امیرارسلان پسر واقعی مهربانو نیست، او با مهربانی این بچه را به فرزندی قبول کرده است. تقدیر برای امیرارسلان ششماهه چنین رقم زده بود که در دامان زنی بزرگ شود که مادری را بلد باشد و زندگیاش را وقف طفلی کند که کسی امیدی به زندهماندنش نداشت.
سیدهاقدس حقانیموسوی، مادری با سه فرزند است؛ دو پسرِ معلول ذهنی و یک دختر. او نهتنها از پا نیفتاده است، بلکه درکنار مراقبتهای روزانه از فرزندانش، فعالیتهای مذهبی و فرهنگیاش را در پایینخیابان ادامه میدهد.
شیرینخانم مصطفایی بیش از چهاردهه است که زندگیاش را وقف دو فرزند معلول ش کرده است. این خانه کوچک برای شیرینخانم، سنگری است که سالها عشق، دلنگرانی، سختی و ایستادگی را در خودش جای داده است.






