کار استثنایی بچههای معلول ذهنی هنرستان تلاش
حرف از کار و اشتغال که میشود، بعضی خود را پشت میزهای اداری تصور میکنند و یا منتظر میمانند از طرف اداره و نهاد دولتی مورد علاقهشان از آنها دعوت به کار شود. آنها هم که دیگر از بیکاری، طاقتشان طاق میشود، شروع میکنند به شکایت کردن از همه مسئولان که چرا کسی به فکر جوانان بیکار نیست؟!
این افکار زمانی در ذهنم مینشیند که قرار است گزارشی از یک هنرستان فنی استثنایی تهیه کنیم. آنها با اینکه به علت معلولیت ذهنی و یا جسمی، پسوند استثنایی همیشه همراه آنها بوده، اما با تلاش خود و یاری مربیانشان در حال یادگیری مشاغل مختلفی هستند. بیآنکه منتظر اداره دولتی یا پست و مقام خاصی باشند. هنرستان فنی استثنایی «تلاش» همانجایی است که برای رسیدن به آن باید به محله خواجه ربیع مشهد بروی و خیابان بهمن را به عنوان مسیر خود انتخاب کنی.
از گلخانه تا کارگاه درودگری
در بهمن ۲۷ کوچه بنبستی میبینی که بالاتر از سطح خیابان قرار گرفته و روی دیوار روبرویی آن، نام هنرستان تلاش با رنگهای شاد نوشته شده است. وارد محوطه هنرستان که میشوم، گلخانهای نظرم را به خود جلب میکند که گوشه محوطه، جا خوش کرده است.
تعدادی از دانش آموزان نیز که لباسهای آبی رنگ کار بر تن دارند، مشغول رسیدگی به گلدانها و گیاهانش هستند. راه را برای ورود به دفتر هنرستان کج میکنم. در فاصلهای که مدیر هنرستان در حال انجام هماهنگیها با اداره آموزش و پرورش استثنایی است تا ما گزارشمان را تهیه کنیم، چشمم به اتیکتهایی که روی میزها و وسایل اداری چوبی داخل دفتر چسبانده شده، میافتد. بر روی آن نوشته شده: «کار دانشآموزان کارگاه درودگری هنرستان تلاش.»
کارگاه معرقکاری
تلفن آقای منتظری که به اتمام میرسد، راهی کارگاههای مختلف هنرستان میشویم. کارگاه معرقکاری اولین مکانی است که وی آن را معرفی میکند. دانشآموزان در حالیکه به آرامی مشغول برش چوبها هستند به حرفهای مربیشان نیز گوش میدهند.
نمونه کارهایشان نیز در بخشهای مختلف هنرستان از جمله خود کارگاه به چشم میخورد؛ کارهایی که اگر با چشم خودم نمیدیدم، باور نمیکردم توسط بچههای این هنرستان استثنایی تهیه شده باشد. جاودانی، مربی بچهها است. او میگوید: از آنجا که ما در این محیط آموزشی، با بچههای کمتوان ذهنی و جسمی سر و کار داریم، توجه به تفاوتهای فردی آنها، مهمترین نکتهای است که باید به آنها حساس بود.
تکرار، تمرین، تسلط
صدای خرخر چرخهای خیاطی از اتاق دیگری به گوش میرسد. همراه با مدیر مدرسه به این کارگاه وارد میشوم. چرخهای خیاطی صنعتی که کنار هم ردیف شدهاند، بچهها را با دوخت و دوز آشنا میکنند. بچهها در این کارگاه ابتدا باید بتوانند بدون سوزن و پایه، خطوط راست، شکسته، منحنی و ترکیبی را روی کاغذ تمرین کنند، بعد که به چرخ خیاطی مسلط شدند همه این کارها را روی پارچه تکرار میکنند.
دوختن لباس کار را میتوان به عنوان مهمترین فعالیتی دانست که دانشآموزان آن را در هنرستان آموزش میبینند
آنطور که مربی بچهها میگوید، دوختن لباس کار را میتوان به عنوان مهمترین فعالیتی دانست که دانشآموزان آن را در هنرستان آموزش میبینند و در انتهای دوران تحصیل که همان سال سوم هنرستان است، آن را تحویل میدهند. هرچند که این کار اجباری نیست. او تاکید میکندکه تکرار، تمرین و تسلط، مهمترین بخش آموزشی این کارگاه را تشکیل میدهد.
زیارت عاشورا در قاب
امروز با اینکه کارگاه درودگری خالی از حضور دانش آموزان است، اما کارها و آثار نجاریشان که با محصولات بازاری، چندان تفاوتی ندارد، مبین کار و تلاش آنهاست. کار مشبک نیز جدیدترین هنری است که آن فرا میگیرند و ظاهرا که طرفداران زیادی هم دارد. منتظری تاکید میگوید: از آنجا که کارهای بچهها، زیبا، با کیفیت و قابل استفاده است، بعد از انجام کار، آنها را با کسر هزینه مواد اولیه به خودشان میدهیم تا خانوادهها با هنر فرزندانشان بیشتر آشنا شوند.
اما در هنرستان تلاش یک کارگاه مهارتهای زندگی نیز وجود دارد که دانشآموزان را با مسائل مختلف زندگی آشنا میکند. در این کارگاه، تابلوی بزرگی نیز وجود دارد که مربوط به کارگاه معرقکاری است. زیارت عاشورا در این تابلو به شکل زیبایی با استفاده از هنر معرقکاری نوشته شده است.
آشنایی با دورههای مقدماتی کامپیوتر
کارگاه کامپیوتر از دیگر کارگاههای مورد علاقه بچهها است که دانشآموزان را بهطور کامل با دورههای مقدماتی کامپیوتر آشنا میکند. درانتهای این بازدید هم وارد همان گلخانهای میشویم که در ابتدا توجهم را به خود جلب کرده بود. پرورش گیاهان آپارتمانی یکی از ویژهترین کارهایی است که در این کارگاه انجام میشود و دانشآموزان آن را فرا میگیرند. وقت خداحافظی که میرسد، نگاهی به پشت سرم میاندازم و دانشآموزان هنرستان تلاش را میبینم که بیهیچ حاشیهای مشغول یادگیری حرفه مورد علاقه و البته در توان جسمی خود هستند.
به ورودی مدرسه که میرسم، آقای منتظری به یک مشکل اشاره میکند و آن سراشیبی ابتدای کوچه است که آمد و شد به هنرستان را با سختی همراه کرده است و میخواهد که برای رفع آن چارهای اندیشیده شود. در راه برگشت، به یاد تستهای هوشی میافتم که هنگام ورود به سال اول ابتدایی از دانشآموزان میگرفتند. میدانم همه بچههای این هنرستان نتوانستند همه تستها را درست پاسخ بدهند، اما حالا خیلیهایشان موفقتر از برخی از آنهایی هستند که درصد هوش استانداری داشتند، ولی حالا بیکارند...
*این گزارش بهمن سال ۹۰ در شماره ۶ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

