رسول امانیان از اولین کسبه خیابان صدف، از سالهای پرماجرای دهه ۶۰ میگوید که اتوبوس خط۱۰ تنها وسیله نقلیه عمومی محله بود که آن هم فقط تا چهارراه دانشجو میآمد و بقیه راه را باید از میان زمینهای خاکی به خانه یا محل کار میرفتند.
حسین غلامی از سال۶۸ در محله فرهنگیان و خیابان شاهد ۴ سکونت دارد. آن زمان، این محل را با نام «شهرک راه و ترابری» میشناختند و قلعه قاسمآباد هم در میدان نمایشگاه بوده. نوجوانی و جوانی حسین آقا در خیابانها، باغها، محلهها و زمینهای این محدوده گذشته است.
بیش از پنج دهه از روزهایی میگذرد که محله سجادیه آرام آرام شکل گرفت و کوچه امیرالمؤمنین ۱۹ یکی از راههای اصلی ورود به آن بود. معبری که تا همین چندماه پیش، با نام امت ۵ شناخته میشد.
خیابان شقایق یک در محله کوی امیرالمؤمنین(ع)، از معابر پرتردد این محدوده است؛ خیابانی که در یک سوی آن کارگاههای تعمیر خودرو قرار گرفتهاند و در سوی دیگر، بوستان خطی مهدیس امتداد یافته است.
از ساخت مسجد قائم (عج) و راهاندازی جلسه قرآن چهاردهمعصوم (ع) تا پیگیری مسیر اتوبوسها و آسفالت معابر، هرکدام بخشی از خاطرات جواد قربانی از روزهایی است که اهالی با امکانات محدود، اما با همراهی یکدیگر، برای آبادانی محله قدم برمیداشتند.
فرشته معینغفوری میگوید: اواسط دهه۷۰ در پارک ملت گم شدیم. آن زمان وسط بوستان جنگلی بود و ماشین پلیس مرتب دور این فضا دور میزد. وقتی چشممان به پیکان پلیس افتاد، خوشحال شدیم. تعدادمان زیاد بود و در ماشین جا نمیشدیم.
اقدسیه ۴۱، معبری فرعی در محله نقویه است که از سوی دیگر به امیریه ۳۸ میرسد. همین دسترسی از دو بولوار اصلی محدوده الهیه باعث شده است که امکانات مختلف فرهنگی و آموزشی در این مسیر تجمیع شود.
سمیه یزدانی میگوید: سال ۱۳۸۹ که ما به مجتمع نگین مشهد اسبابکشی کردیم، فقط چندخانوار در اینجا سکونت داشتند. در امیریه ۳۳ و نزدیک مجتمع، یک چاه قنات قدیمی قرار داشت که آب زمینهای کشاورزی غرب مشهد را تأمین میکرد. حالا در همان محل چاه قنات، پارک بازی کودکان ساخته شده است.
حسین آقا تعریف میکند: اولین نانوایی که حدود ۴۵ سال قبل در محله راه افتاد، نانوایی تنوری آقارشید بود. هرصبح اولین چراغی که در محله روشن میشد، چراغ اینجا بود.
محبوبه گلکار میگوید: خانهمان را که به بنیهاشم۴ آوردیم، خیلی زود با همسایهها آشنا شدیم. یکی از همسایهها مرحوم نصرتی بود که با خانوادهاش رفتوآمد داشتیم. او در دهه۷۰، شبهای تاسوعا کوچه را فرش میکرد و در پایان مراسم، با حلیم از عزاداران پذیرایی میکرد.
«فلکه تلویزیون»؛ پس از توسعه در ابتدای دهه ۷۰ قرن ۱۴ خورشیدی، به «جمهوری اسلامی» تغییر نام داد و دو دهه بعد هم یک تقاطع غیرهمسطح بر روی آن ساخته شد. عملیات اجرایی توسعه فلکه تلویزیون در ۱۷ مهرماه ۱۳۶۹ آغاز و تقاطع سه سطحی جمهوری اسلامی در ۲۰ مهر ۱۳۸۹ افتتاح شد.
سال۱۳۵۹، زمینهای این محدوده دراختیار فردی به نام حاجی قندهاری بود. کمکم ساکنان زمینها را خریدند و خانهها یکییکی ساختهشدند. آن روزها، این کوچه را با نام خیابان ۲۲بهمن میشناختند و حدود بیستسال پیش به شهیدرستمی۵۴ تغییر پیدا کرد.
سیدمصطفی حسینی میگوید: محله نیزه درخت توت زیاد دارد. وقتی بچه بودیم، سر توتخودن از این درختها بین ما بچهمحلها رقابت شکل میگرفت. معمولا هر چند نفر یک دارودسته داشتند و برای اینکه توتهای یک درخت نصیب خودمان شود، با بقیه رقابت میکردیم.
اولین بناهای مسکونی معلم۸۳ ساختمانهای دوطبقه با نمای آجرسفالی هستند. این ساختمانها که تعدادشان به ۲۲ بنا میرسد، اوایل دهه ۸۰ ویژه فرهنگیان ساخته شدهاند و اکنون بیشتر ساکنان آنها از همین گروه هستند.
شعبان سلیمانی میگوید: در شاهنامه ۴۶ چشمهای جریان داشت که درخت توت کهنسالی کنار آن بود و همچنان هم باقی مانده است. قدیمها مردم معتقد بودند هرکسی دستش زگیل داشته باشد و به تنه این درخت توت بزند شفا پیدا میکند؛ برای همین همیشه افرادی از شهرهای اطراف آنجا میآمدند.
محمدآباد که حالا نام یکی از خیابانهای پرتردد منطقه ۶ شهرداری مشهد است در گذشته یکی از آبادترین روستاهای مسیر نهر پایین خیابان بود که برج و باروی مستحکمی داشت.
حمید کرمی میگوید: از همان روزهای اول سکونت، جلسه قرآن را به منزلمان آوردم. ولی دو سال بعد طبقه پایین خانه را تبدیل به حسینیه کردم تا شبهای دوشنبه هرهفته در آن زیارت عاشورا خوانده شود.
زهرا براتی میگوید: وقتی ما به این محله آمدیم، خداراشکر بیشتر خانهها حمام داشت، اما حمام عمومی که به «ننهقربان» معروف بود، هنوز سرپا بود و یکیدوبار اینجا آمدم. الان بخشی از آن را ورثه بازسازی کردهاند و قسمتی از آن هنوز دستنخورده ولی کهنه و قدیمی و متروکه شده است.
به نظر میرسد که پس از دوره صفویه، نام سراب به تدریج به عنوان محلهای وسیع در غرب مشهد تثبیت شد؛ اما این محدوده پیش از آنکه عنوان «سراب» بگیرد، چه نام داشت؟ مهدی سیدی در اینباره محله سراب را پس از نوغان، قدیمیترین محله مشهد دانسته است.
سال۱۳۴۸ بود که عباس آهور مغازه خودش را راه انداخت و از آن زمان، زندگیاش با عطر شیرینی، گرمای فر و رفتوآمد مشتریهایی گره خورد. تعریف میکند: پلههای خانه حاجآقا فهمیده، دیواربهدیوار قنادی پدرم، پاتوق بچههای کوچه بود.