کد خبر: ۱۵۶۷۹
۰۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰
امیر دریادار سیاوش جره 32 سال در نیروی دریایی خدمت کرده است

امیر دریادار سیاوش جره دزدان دریایی را ناکام گذاشت

دریادار سیاوش جره، معاون عملیات نیروی دریایی ارتش، از روز‌های سخت مقابله با دشمن در جنگ تحمیلی تا ناکامی دزدان دریایی در حمله به کشتی‌های تجاری در سال‌های اخیر می‌گوید.

یکی از فرمانده‌هانی که سال‌ها لباس سپید نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را بر تن داشته و توانسته است به گفته خودش در این لباس مقدس انجام وظیفه کند، دریادار سیاوش جره، معاون عملیات نیروی دریایی ارتش، است. کهنه سربازی ۵۶ ساله که پس از ۳۲ سال خدمت و فرماندهی عملیات بر دریادلان ارتش، ۳ سالی است که بازنشسته شده، اما همچنان پرانرژی و بانشاط از آینده درخشان نیروی دریایی و خاطرات سال‌های گذشته برایمان می‌گوید.

او که از سال ۶۶ تا ۹۴ در مناطق مختلفی مانند بوشهر، چابهار و... خدمت کرده و تجربه فرماندهی زیردریایی، فرماندهی مرکز آموزش زیرسطحی بندرعباس، فرماندهی پایگاه نیروی دریایی چابهار و همچنین فرماندهی عملیات نیروی دریایی ارتش را در کارنامه کاری خود دارد از روز‌های ســخت مقابله با دشمن در جنگ تحمیلی تا ناکامی دزدان دریایی در حمله به کشتی‌های تجاری در سال‌های اخیر می‌گوید و نیروی دریایی را مهیای هرگونه ایثاری برای دفاع از آب‌های این مرز و بوم می‌داند.

 

آشنایی با امیر دریادار جره

دریادار سیاوش جره متولد ۱۳۴۱ در شیراز است که به خاطر نظامی‌بودن پدر زندگی در شهر‌های مختلف را تجربه کرده، اما از سال ۵۴ که پدر او به مشهد منتقل می‌شود ساکن این شهر شده است. در سال ۵۹ بعد از پایان دوران دبیرستان هم‌زمان با آغاز جنگ تحمیلی به‌دلیل علاقه زیادی که به ارتش داشت وارد ارتش می‌شود، اما تصمیم می‌گیرد تا علاقه دوران کودکی خود یعنی کِشتی و زندگی بر سطح دریا را دنبال کند بنابراین به نیروی دریایی ارتش می‌پیوندد و در مقطع کارشناسی ناوبری دانشگاه فنون و علوم دریایی امام خمینی نوشهر تحصیل می‌کند و برای دوره‌های تحصیلات تکمیلی به خارج از کشور اعزام می‌شود، ۲ سالی در روسیه آموزش زیردریایی را به‌طور تخصصی دیده است.

دریادار جره از سال ۶۶ تا ۹۴ در مناطق مختلفی مانند بوشهر، چابهار و... خدمت کرده است

دریادار جره که پدرش در نیروی زمینی ارتش خدمت می‌کرد دلیل انتخاب خود را علاقه دوران کودکی و متفاوت‌بودن نیروی دریایی از نیروی زمینی و هوایی می‌داند و می‌گوید: خدمت در نیروی دریایی هم شغل است و هم فعالیت در عرصه بین‌المللی که سختی‌های بسیار زیادی دارد. لبخندی می‌زند و ادامه می‌دهد: مناطقی مثل استان خراسان که هیچ شناختی از دریا ندارند، حضور در دریا و دریانوردی برایشان بسیار متفاوت است شاید یکی از دلایل انتخابم همین موضوع باشد.

او به نخستین‌باری که پا روی ناو کشتی گذاشته است اشاره می‌کند: «کارآموز بودم که برای نخستین‌بار در بندرعباس وارد ناو شدم و از اینکه وسط اقیانوس بودم احساس عجیبی داشتم. حس وحشت و هیجانِ توأمان از شرایط سخت دریای مواج و قطع ارتباط با خشکی و دنیای پیرامون وجودم را فراگرفته بود، اما از طرف دیگر جذابیت دریا آن‌قدر برایم زیاد بود که باعث شد در سال‌های بعد رفتن به زیردریا را نیز تجربه کنم.»

پی حرفش را این‌گونه می‌گیرد: «حال این احساسات رعب و وحشت و قطع ارتباط با خشکی را با زمانی که در جنگ هستیم مقایسه کنید اینکه از ۳ سطح زمین، هوا و زیردریا مورد تهاجم قرار می‌گیرید و باید آمادگی کامل برای مبارزه را داشته باشید، تفاوت کار در نیروی دریایی با کشتیرانی تجاری در همین است، چون کشتی‌های تجاری فقط دریانوردی می‌کنند و از یک نقطه به نقطه دیگری می‌روند، اما در نیروی دریایی علاوه‌براینکه باید دریانوردی را بلد باشید باید جنگ و رزم در دریا را نیز آموزش دیده و کاملا مسلط بر اوضاع باشید.»

 

زمین گیر شدن نیروی دریایی عراق

دریادار جره سال ۶۶ که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شود اواخر جنگ تحمیلی بوده است، اما در همان پایان جنگ شرایط بسیار بحرانی شده بود به‌طوری‌که نیرو‌های عراقی می‌خواستند به هر طریقی که می‌شده جنگ را به نفع خودشان خاتمه دهند بنابراین با هدف قراردادن کشتی‌های تجاری‌ایرانی تمام تلاش خود را می‌کنند تا پای آمریکایی‌ها را به خلیج فارس باز کنند.

عراق در زمان حمله به ایران با ۲۴ ساعت هدف‌گرفتن خوزستان جنگ تحمیلی را آغاز می‌کند، اما اینکه چطور شد که این آرزوی صدام هیچ‌گاه محقق نشد علاوه‌بر مبارزه جانانه مردم خرمشهر، به اقدامی بازمی‌گردد که تکاور‌های نیروی دریایی انجام دادند. عراق که به‌خوبی به بنادر ایران اشراف داشت می‌دانست که اصلی‌ترین بندری که صادرات نفتی ایران از آن انجام می‌شود بندر امام است بنابراین سعی کرد تا با از بین بردن این بندر جلو صادرات ایران را بگیرد، اما این نقشه او با طرحی که توسط نیروی دریایی کشیده شد، نه‌تنها نقش بر آب شد بلکه باعث شد تا چرخه به نفع ایران به‌طور کامل بچرخد.

در طرح نیروی دریایی ارتش ۳ عملیات اشکان، شهید صفری و مروارید با هدف از کار انداختن سکو‌های نفتی البکر و الاُمیه عراق محاسبه شد که در بازه زمانی یک ماهه اجرا شد و درنهایت ۷ آذر نیروی دریایی موفق شد با تجهیزاتی که داشت این ۲ سکوی اصلی عراق را که بنادر اصلی صادرات نفت عراق بودند، نابود کند و این‌گونه بود که عراق تا پایان جنگ تحمیلی جرئت عرض اندام در دریا را نداشت.

دریادار جره در ارتباط با این عملیات‌ها بیان می‌دارد: نیروی دریایی یک نیروی تجهیزات‌محور است و پایه و اساس آن روی ناوشکن‌ها، هواناو‌ها و... قرار دارد خوشبختانه با آموزش‌هایی که افراد دیده بودند و طرح عملیاتی که تهیه شده بود توانستیم در یک جنگ تمام عیار دریایی ضربه بزرگی به عراق وارد کنیم به طوری که تا پایان جنگ در دریا زمین‌گیر شود.

او ادامه می‌دهد: اگر عراق می‌خواست تجهیزات دریایی وارد کند باید از تنگه هرمز این اقدام را انجام می‌داد و، چون این تنگه در اختیار ما بود نمی‌توانست تا پایان جنگ اقدامی انجام دهد، حتی زمانی که ۴ ناوشکن از ایتالیا خرید، اعلام کردیم که اگر این کشتی‌ها بخواهد از تنگه هرمز عبور کنند آنها را توقیف می‌کنیم که موفق به خریداری نشد.

وی یادآوری می‌کند که نیروی دریایی ارتش در ابتدای جنگ در اطلاعیه‌ای تمام شمال خلیج فارس را منطقه جنگی اعلام کرده و گفته بود که بنا بر کنوانسیون‌های بین‌المللی هر کشتی را که به‌سمت عراق از این منطقه بخواهد عبور کند توقیف خواهد کرد، بنابراین کشتی‌هایی که از این محدوده عبور می‌کردند باید کشور و مقصدشان را از قبل اطلاع می‌دادند.

در چنین شرایطی عراق برای اینکه به هدف خود نزدیک شود و بتواند پایگاهی برای آمریکایی‌ها در خلیج فارس باز کند کشتی‌های تجاری و نفت‌کش‌های ایرانی هدف قرار می‌گیرد. اینجاست که مأموریت اسکورت این کشتی‌ها به نیروی دریایی محول می‌شود.

دریادار جره می‌گوید: ۳ سال پایانی جنگ درگیری‌ها در خلیج فارس بسیار پیچیده شده بود و مرتب کشتی‌ها مورد اصابت قرار می‌گرفتند بنابراین آموزش‌هایی به کشتی‌های نفت‌کش و تجاری داده شد تا با اسکورت آنها توسط ناوشکن‌های نیروی دریایی بتوان این کشتی‌ها را از تنگه هرمز تا جزیره خارک سالم به مقصد رساند.

 

اسکورت ۱۰ هزار فروند کشتی در زمان جنگ

شاید آن‌طور که باید به نقش نیروی دریایی در جنگ اشاره نشده باشد، اما همین عملیات‌های نیروی دریایی و اسکورت کشتی‌های نفت‌کش و تجاری در زمان جنگ باعث شد تا چرخه اقتصادی کشور نخوابد، چون در آن زمان بندر چابهار وجود نداشت و اسکله‌های بندر شهید رجایی نیز هنوز به بهره‌برداری نرسیده بود، بوشهر هم ظرفیت اندکی داشت و تنها بندر مهم و حیاتی کشور بندر امام بود که عراقی‌ها می‌دانستند شاهرگ حیاتی ما به شمار می‌رود بنابراین، چون از طریق دریا زمین‌گیر شده بودند از طریق هوا کشتی‌های ما را بمباران می‌کردند. در این بین بود که نیروی دریایی توانست با حفظ امنیت خطوط کشتیرانی بیش از ۱۰ هزار فروند کشتی نفت‌کش و تجاری را سالم به مقصد برساند.

در دوران جنگ نیروی دریایی توانست بیش از ۱۰ هزار فروند کشتی نفت‌کش و تجاری را سالم به مقصد برساند

دریادار جره بیان می‌کند: در اسکورت کشتی‌های تجاری، نگرانی ما به‌خاطر هواپیما‌هایی بود که کشور‌هایی مثل فرانسه در اختیار عراقی‌ها قرار داده بودند تا کشتی‌های ما را بمباران کنند یا کشور‌های عربی مثل کویت که پایگاهی در جزیره بوبیان به عراقی‌ها داده بودند تا با استفاده از این سکو با پرتاب موشک، کشتی‌های تجاری را از بین ببرند.

 

شریان اقتصاد کشور در جنگ چگونه پاسبانی شد؟

وی از تاکتیک‌های مقابله با موشک‌ها این‌گونه می‌گوید: با استفاده از تجهیزاتی که در اختیار داشتیم مسیر موشک را منحرف یا آن را نابود می‌کردیم. به خاطر دارم که روی کشتی نفت‌کش بودم که شب‌هنگام، از جزیره بوبیان موشکی شلیک شد. خروجی اگزوز موشک نور بنفش رنگی دارد که می‌توان مسیر آن را تشخیص داد. با تشخیص موشک از طریق پدافند سد عظیمی از آتش ایجاد کردیم و مسیر موشک منحرف شد.

گذاشتن هدف‌های کاذب یکی دیگر از کار‌هایی بود که نیروی دریایی برای مقابله انجام داد، دریادار جره در این رابطه بیان می‌کند: وقتی رادار امواج می‌فرستد اِکو و بازتابی از کشتی به وجود می‌آید که به سمت هدف می‌رود و ما با ایجاد هدف‌های کاذب کاری کردیم که موشک به این هدف‌ها اصابت کند، چون این هدف‌های کاذب اِکوی بزرگ‌تری داشت و همین باعث می‌شد تا بسیاری از موشک‌ها منحرف شوند. همین اقدامات و پیش‌بینی‌ها باعث شد از ۱۰ هزار کشتی که اسکورت کردیم فقط حدود ۲ درصد مورد هدف شلیک قرار بگیرد و در این بین تنها ۳، ۴ کشتی غرق شود.

او در ارتباط با تشخیص هواپیما و ناوشکن‌های خودی در زمان جنگ بیان می‌کند: دستگاه‌های آی. اف. اف روی کشتی‌ها و هواپیما‌ها قرار دارد که کد‌های خاصی دارند و وقتی رادار کد را سؤال می‌کند اگر درست جواب کد داده شود که خودی است اگر درست نبود دشمن است و باید به آن حمله شود.

 

عراق در دریا حریف ما نبود

او اولین روزی را که به‌عنوان افسر نیروی دریایی ورود داده به خاطر می‌آورد و با همان بیان شیرین و شیوایش می‌گوید: زمانی که اعلام ورود کردم فرمانده گفت آماده‌باش به دریا می‌رویم و درست همان شب از جزیره بوبیان حمله شد، من که تا آن لحظه موشک ندیده بودم کمی ترس داشتم، خنده‌ای می‌کند و ادامه می‌دهد:، اما خب عادت کردیم.

دریادار جره تأکید می‌کند: به جرئت می‌گویم که عراق در دریا حریف ما نبود و زمانی که جنگ تمام شد با فِراغ بال به گشت‌های دریایی می‌رفتیم و تجربه و دستاوردی که از جنگ به دست آوردیم باعث شد تا دیگر ترسی از موشک نداشته باشیم.

 

امیر دریادار سیاوش جره 32 سال در نیروی دریایی خدمت کرده است

 

حفاظت از حریم دریایی

وی که بیشتر عمر خود را در دریا گذرانده و مویش را در این راه سپید کرده است درباره وظایف نیروی دریایی بعد از جنگ برایمان می‌گوید: در دریا نیز مرزبندی وجود دارد که از خط ساحل ۱۲ مایل دریایی، حدود ۲۳ کیلومتر جزو آب‌های سرزمینی هر کشوری محسوب می‌شود و بعد از آن آب‌های آزاد است. بعد از جنگ یکی از وظایف نیروی دریایی این است که حق ورود به این حریم را به بیگانگان ندهد، حتی جزیره‌هایی مثل خارک، ابوموسی، هنگام و... نیز دارای حریم دریایی بوده و اگر بیگانه‌ای بخواهد وارد این حریم شود ما ابتدا اخطار می‌دهیم و اگر گوش نکرد اقدام نظامی خواهیم کرد.

 

کمترین مأموریت دریایی، ۴۵ روز

صحبت از لباس سفید نیروی دریایی که می‌شود، با لبخندی بیان می‌کند: پوشیدن این لباس مسئولیت سنگینی به همراه دارد، از آنجا که در دریا کار بسیار پیچیده است باید هر لحظه آمادگی روبه‌روشدن با هر خطری را داشت. مأموریت‌های ناوگروه‌ها بسیار طولانی است و کمترین آن ۴۵ روزه است روی یک ناو باید تجهیزات زیادی داشته باشید، چون با خطرات زیادی روبه‌رو هستید. برای روی سطح، زیر آب و هوا؛ در هر ۳ سطح ناو باید تجهیزات و آمادگی داشته باشد ضمن اینکه شرایط زندگی روی ناو هم برای افراد مهیا شود.

وی ادامه می‌دهد: امواجی که روی دریا می‌آید مثل فصل تابستان مانند یک سونامی است و ارتفاع هر موج به ۶ متر می‌رسد حتی افرادی که تجربه دریانوردی دارند دچار حالت تهوع و دریازدگی می‌شوند، اما بعد از مدتی فرد به وضعیت عادت می‌کند. البته به‌دلیل همین شرایط سخت زندگی در دریا بعد از قبولی در آزمون سراسری از افراد مصاحبه می‌شود تا میزان تحمل آنها در شرایط سخت سنجیده شود.

مأموریت‌های ناوگروه‌ها بسیار طولانی است و کمترین آن ۴۵ روزه است 

 

زندگی در اعماق دریا

او که ۲ سال فرمانده زیردریایی بوده است در ارتباط با تفاوت‌های کار در عرشه کشتی با زیردریایی این گونه می‌گوید: با پیروزی انقلاب و تحریم‌هایی که به کشور اعمال شد زیردریایی در اختیار ما قرار نگرفت و از آنجا که در سال ۱۳۷۰ زیردریایی به‌عنوان یک سلاح به‌شدت لازم بود ۳ فروند از روسیه خریداری شد که برای دوره‌های آموزشی آن به روسیه رفتم. کار در زیردریایی را دوست دارد.

با وجود تمام سختی‌ها و محدودیت‌هایش آن را بسیار لذت‌بخش می‌داند و بیان می‌کند: فعالیت در زیردریایی یکی از سخت‌ترین شغل‌های دنیاست، زیرا در یک بازه زمانی طولانی‌تری نسبت به کشتی باید در یک فضای بسته همراه با کارکنان زندگی کرد. فشار آب در اعماق بیشتر است و با یک مشکل فنی، زیردریایی می‌تواند به‌راحتی غرق شود در صورتی که کشتی مشکلات فنی کمتری دارد و راحت‌تر می‌توان این مشکلات را برطرف کرد.

دریادار جره بیان می‌کند: زیردریایی کشف‌شدنی نیست و به همین دلیل می‌تواند نزدیک کشتی‌ها و بنادر دشمن شده، ضربه زده و بازگردد. در زمانی که جنگ نیست هم مأموریت‌های خاص خود را مانند گشت‌زنی در دریا  دارد.

او ادامه می‌دهد: زیردریایی ۳ هزار تن وزن دارد که باید در محدوده‌ای از آب نگه داشته شود که پایین و بالا نرود و این‌کار بسیار دشواری است. از طرفی با رفتن به اعماق دریا هر گونه ارتباط با مرکز قطع می‌شود و آنچه در فیلم‌ها نمایش داده می‌شود تصور اشتباهی است، چون ارتباط رادیویی وجود ندارد و برای برقراری ارتباط زیردریایی باید به سطح بیاید که این اقدام نوعی خودکشی یا خودزنی است، چون دیگر کشتی‌ها یا زیردریایی‌ها از طریق امواج می‌توانند زیردریایی را شناسایی و هدف قرار دهند.

وی می‌افزاید: برای ارتباط با پُست فرماندهی، زیردریایی باید طوری بالا بیاید که در عمق پریسکوپ قرار بگیرد و امواج رادیویی را بفرستد و بگیرد و دوباره مأموریت خود را ادامه دهد. سلاح زیردریایی اژدر است.

 

زیردریایی با اعمال شاقه

دریادار جره از سختی‌های زندگی در اعماق دریا می‌گوید: بیان سختی‌های زندگی در زیردریایی کار دشواری است و نمی‌شود آن‌طور که باید تصویرسازی کرد. اما همین‌قدر بگویم که فرض کنید شما را در محیط بسته‌ای قرار می‌دهند که یک در کوچک دارد و حتی برای خوابیدن هم شما با مشکل روبه‌رو هستید و باید در تخت‌هایی بخوابید که به اندازه نصف نفرات است و این یعنی ۱۲ ساعت استراحت و ۱۲ ساعت کار، همه این استراحت هم روی این تخت انجام می‌شود. حتی ناهار و شام هم روی همین تخت خورده می‌شود، چون واقعا جایی برای میز و صندلی وجود ندارد.

 

شکارچی خاموش آب‌های ایران

دریادار جره درباره وضعیت نیروی دریایی نیز بیان می‌کند: نیروی دریایی ارتش در منطقه از وضعیت بسیار خوبی برخوردار است و با وجودی که ارتش از بدو انقلاب در تحریم بوده است و تجهیزات نظامی به ما نمی‌دادند، اما همین تحریم‌ها موتور محرکه‌ای بود تا نیروی دریایی به سمت ساخت تجهیزات برود. اولین ناوشکنی که توسط نیروی دریایی ساخته شد ناوشکن جماران بود. ساخت این ناوشکن زمان زیادی برد، چون تجربه‌ای نداشتیم. حتی زمانی که موتور این ناوشکن را می‌خواستیم بخریم به هر شرکتی که مشخصات را می‌گفتیم متوجه می‌شد که این موتور کاربرد نظامی دارد و به ما نمی‌دادند، ۵۲ دانشگاه و مؤسسه علمی با صنایع دفاع همکاری کردند تا این ناوشکن از طریق مهندسی معکوس ساخته شد.

 

رویارویی با دزدان دریایی

او از حمله دزدان دریایی در خلیج عدن و حفاظت از آنها این‌گونه می‌گوید: مبلغی که برای آزادی اولین کشتی که از ما بردند، درخواست کردند ضربه بزرگی بود، بنابراین به نیروی دریایی مأموریتی داده شد تا امنیت این کشتی‌ها مانند زمان جنگ حفظ شود و ما باید برنامه‌ای می‌ریختیم که ۲۴۰۰ کیلومتر کشتی‌ها را در مسیر رفت و برگشت اسکورت کنیم.

وی می‌افزاید: این مسیر بسیار طولانی بود بنابراین تصمیم گرفته شد تا ابتدا نقاط پر خطر شناسایی شوند و برای حفاظت از کشتی‌ها ۵۸ ناوگروه اعزام کردیم که وارد کریدور ۸۰۰ مایلی می‌شدند و مرتب گشت‌زنی می‌کردند چندین مرتبه دزدان دریایی حمله کردند که با آنها مقابله کردیم و اجازه تعدی به آنها ندادیم. چون مسیر طولانی بود و اسکورت با ۲ ناو کار سختی بود بنابراین ۲ کشتی در ابتدا و انتها مستقر کردیم و، چون همان‌طور که می‌دانید ساحل سومالی هزار و ۴۰۰ کیلومتر است که از هر نقطه امکان حمله وجود دارد بنابراین نیرو‌های عملیات ویژه تکاور روی کشتی‌های تجاری مستقر شدند تا در صورت حمله از کشتی محافظت کنند و از این طریق مبادلات اقتصادی انجام و چرخ اقتصادی کشور بچرخد.

او از کمک به کشتی‌های دیگر کشور‌ها نیز خبر می‌دهد و می‌گوید: دزدان دریایی در خلیج عدن کشتی چینی را گرفته بودند که وزارت امور خارجه چین از طریق ارتباط با وزارت امور خارجه از ما تقاضای کمک کرد، ما هم تقاضای آنها را اجابت کردیم و برای کمک رفتیم و توانستیم این کشتی را از دزدان دریایی پس بگیریم.

 

ماجرای ناوهواپیمابر آمریکایی

وقتی از دریادار می‌خواهیم خاطره‌ای به یادماندنی برایمان تعریف کند، می‌گوید: هر روز دریا خاطره بود، اما زمانی که فرمانده زیردریایی بودم مأموریتی به من محول شد که برای شناسایی و پیگیری ناوهواپیمابر آمریکایی که در نزدیکی کشور پاکستان در دریای عمان مستقر شده اعزام شوم. زمان حمله آمریکا به افغانستان بود. با تعقیب ناو هواپیمابر آمریکایی متوجه مأموریت او شدم که هواپیما‌ها از سطح آن برای بمباران افغانستان پرواز می‌کنند و بازمی‌گردند.

وی ادامه می‌دهد: مأموریتم که تمام شد در مسیر برگشت هوا تاریک شده بود که یکی از مهندسان فنی گفت موتور سمت چپ را از دست داده‌ایم گفتم با موتور سمت راست حرکت را ادامه می‌دهیم و از طرفی برای شارژ باتری‌ها از تاریکی هوا استفاده کرده و به سطح آب آمده بودیم. هزار کیلومتر با خشکی‌های سرزمینی فاصله داشتیم که موتور دوم را هم از دست دادیم و این در حالی بود که دریا بسیار طوفانی بود و تماس مخابراتی هم نداشتیم. در همین شرایط بود که کارکنان را جمع کردم و گفتم باید هر طور که شده قبل از طلوع خورشید یکی از موتور‌ها را راه بیندازیم.

موتورخانه زیردریایی دمای بالای ۶۰ درجه دارد و ما باید در این دما موتور را تعمیر می‌کردیم. شرایط طاقت‌فرسایی بود.  سیستم تهویه هم به خاطر شارژنبودن باتری‌ها کار نمی‌کرد، اما ما توانستیم با همت مهندسان فنی قبل از طلوع آفتاب یکی از موتور‌ها را درست کرده و به سطح زیرآب برویم و حرکت را ادامه دهیم.

 

*این گزارش شنبه، ۱۰ آذر ۹۷ در شماره ۳۱۷ شهرآرامحله منطقه ۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام