تاریخ قفلسازی در ایران
قفل برای بستن ساخته میشود، اما بعضی قفلها خودشان چیزی برای گشودن دارند؛ از راز یک فنر پیچیده و یازده «مگس» فلزی گرفته تا سه کلیدی که باید یکی پس از دیگری راه را برای هم باز کنند. برخی قفلهای موزه آستان قدس رضوی نیز اینچنین هستند و نهفقط وسیلهای برای ایمنکردن یک در و صندوق، بلکه بخشی از تاریخ صنعت فلزکاری، هنرهای تزیینی و حتی فرهنگ زیارت را در خود حفظ کردهاند. میان این مجموعه، قفل فولادزرکوبی که با آیات قرآن و شعر آراسته شده، قفل رمزی برنجی، قفل قلبیشکل سهکلیده و قفلی فولادی با پنج نگین، هرکدام روایت متفاوتی از مهارت قفلسازان را پیش چشم تماشا میگذارند.
تاریخچه قفلسازی در ایران
داستان قفل در ایران بسیار قدیمیتر از آن است که تصور میکنیم. قدیمیترین قفل کشفشده در ایران به چغازنبیل در خوزستان تعلق دارد و به قرن سیزدهم پیش از میلاد میرسد. این قفل سنگی، بهگفته رومن گیرشمن، باستان شناس مشهور فرانسوی، نوعی شببند یا کلون بوده که با بستهای فلزی به در چوبی متصل میشده است. پیش از آن و در دورههای بسیار کهن هم نمونههای چوبی قفل و کلون وجود داشتهاند.
در دورههای بعد، قفلسازی از یک نیاز صرفا امنیتی فاصله گرفت و به یکی از شاخههای ظریف فلزکاری تبدیل شد. در دوره اسلامی هم انواع گوناگونی از قفلها در ایران ساخته میشد و از قرن چهارم قمری به بعد، قفلهای پیکرهای به شکل حیوانات و پرندگان نیز رواج پیدا کرد. اسب، شیر، بز، قوچ، شتر، خرگوش، ماهی و انواع پرندگان از جمله شکلهایی بودند که قفلسازان برای ساخت بدنه قفل از آنها الهام میگرفتند. این قفلها بیشتر از برنز و برنج ساخته میشدند.
با روی کار آمدن صفویان، قفلسازی وارد مرحله تازهای شد. رواج بیشتر فولاد و توجه ویژه به ساخت ابزارها و جنگافزارهای فولادی، این فلز را در اختیار قفلسازان قرار داد و بهتدریج قفلهای فولادی رونق گرفتند. قفلسازان نیز به ساخت قفلهایی با شکلهای متنوعتر روی آوردند؛ از حیوانات گرفته تا گهواره، کشکول، صندوق و اشکال هندسی.
نمونه جالبی از مهارت قفلسازان این دوره را ساممیرزا صفوی در «تذکره تحفه سامی» ثبت کرده است. او از استاد قفلسازی به نام مولانا استاد نوری قفلگر یاد میکند که دوازده قفل فولادی ساخته بود؛ قفلهایی که هرکدام همراه با کلیدشان آنقدر کوچک بودند که در پوسته یک پسته جا میگرفتند.
در کنار این تحول، قفلسازی در شهرها و مناطق مختلف ایران ویژگیهای محلی خود را حفظ کرد؛ چالشتر در چهارمحالوبختیاری یکی از مراکز شناختهشده این صنعت بود و ساخت قفلهای سنتی در آنجا تا قرن بیستم ادامه داشت. در شرق ایران نیز راین کرمان تا دوره معاصر به ساخت قفلهای فولادی، بهویژه قفلهای قلبیشکل، شهرت داشت. در نهایت، ورود قفلهای ماشینی و وارداتی از غرب بهتدریج جای قفلسازان سنتی را در بازارها گرفت؛ با این حال این صنعت در برخی روستاها تا دهههای پایانی قرن بیستم دوام آورد.
قفلسازان ایرانی برای رسیدن به این تنوع، سازوکارهای گوناگونی را بهکار میبردند. قفلهای کلوندار، فنرپیچ، فنرخاردار، قفلهای حروفی و رمزی و قفلهای چنددستگاهی، هرکدام راهی متفاوت برای افزایش امنیت داشتند. در قفلهای چنددستگاهی، گاهی چند سازوکار مستقل در یک بدنه قرار میگرفت و بازشدن قفل به بیش از یک کلید نیاز داشت. همین پیچیدگی فنی، در کنار نقشونگارهای روی بدنه، باعث شد قفلسازی به صنعتی تبدیل شود که در آن مهارت مکانیکی و ذوق هنری همزمان اهمیت داشته باشند.
استفاده از قفل در آستان قدس
در فرهنگ ایرانی، قفل همیشه فقط برای محافظت از یک در یا صندوق نبوده است. قفل در برخی آیینها معنایی نمادین پیدا کرده و گاه برای نذر، دخیل بستن و طلب گشایش به کار میرفته است. این معنا در اماکن مقدس پررنگتر شده است. در سنت زیارت، قفلهای درِ اماکن مقدس و بهویژه قفلهای پیرامون ضریح امام رضا (ع)، برای برخی زائران جایگاهی فراتر از یک شیء فلزی داشتهاند. آنان با لمس قفل، نذر کردن یا بستن قفل، گشایش در کارها را طلب میکردند.
این پیوند میان قفل و زیارت، باعث شد قفلهایی که برای اماکن مقدس ساخته میشدند، از نظر جنس، شکل و تزیین نیز اهمیت ویژهای پیدا کنند. پژوهش انجامشده توسط حمیدرضا کریمی درباره قفلهای موزه آستان قدس رضوی نشان میدهد که در این مجموعه، قفلها فقط ابزارهای امنیتی نیستند؛ برخی از آنها با وقف، نذر و باورهای آیینی پیوند دارند و حتی شکل و تزیینشان نیز متناسب با جایگاهشان تغییر کرده است. در همین مجموعه، گروههایی مانند قفلهای ضریح، قفلهای هندی، قفلهای سبک صفوی، قفلهای قلبیشکل و قفلهای رمزی قابل تشخیص است.
یکی از متفاوتترین قفلهای این مجموعه، قفلی است که شکل آن به قلب میماند و برای گشودنش سه کلید لازم است
اهمیت قفل در آستان قدس را میتوان در آیین بستن و گشودن درهای حرم نیز دید. در گزارشی درباره سنتهای قدیمی حرم رضوی آمده است که در گذشته، قفلهای درهای حرم، که عمدتا از نقره بودند، میان خادمان دستبهدست میشدند تا به دست سرکشیک برسند.
پس از بسته شدن درها، دعا و زیارتنامه خوانده و آیین تطهیر حرم انجام میشد. امروز نمونههایی از قفلها و کلیدهای قدیمی که زمانی در حرم کاربرد داشتهاند، در موزه آستان قدس نگهداری میشوند و بخشی از تاریخ این آیینها را پیش چشم بازدیدکنندگان میگذارند.
در آستان قدس نیز جنس قفل با کاربرد و جایگاه آن بیارتباط نبود. قفلهای فولادی به دلیل دشواری شکلدهی به این فلز، ارزش و قیمت بیشتری داشتند و هر نمونه میتوانست اثری یگانه باشد؛ برخلاف برخی قفلهای برنجی که امکان ساخت نمونههای متعدد از یک قالب را داشتند. به همین دلیل، قفلهای فولادی موزه را باید همزمان از منظر فن قفلسازی و هنر فلزکاری دید.
چند قفل قدیمی در موزه آستان قدس رضوی
قفل فولاد زرکوب
یکی از چشمگیرترین نمونههای این مجموعه، قفل آویز فولادی زرکوب و مشبککاریشدهای است که ساخت آن به آقا کوچک نسبت داده شده است. این قفل بیست سانتیمتر طول، هفت سانتیمتر عرض و حدود ۲/۲ سانتیمتر ضخامت دارد و از نمونههای عالی قفلسازی دوره صفوی است. بدنه استوانهای آن با نقوش گیاهی و آیات قرآن زرکوب شده است و در دو سوی بدنه نیز نقش گل و بته مشبک فولادی دیده میشود.
اما شگفتی اصلی قفل در سازوکار آن است. برای باز کردنش خبری از کلید معمولی نیست؛ یازده قطعه فلزی کوچک که در بخشهای مختلف قفل تعبیه شدهاند، نقش «مگس» را ایفا میکنند و با جابهجایی آنها، قفل باز میشود. در چهار ترنج روی بدنه نیز چهار مصرع درباره پیچیدگی صنعت قفلسازی زرکوب شده است: «این قفل که صنعتش فنر در پیچ است / بر این صنعت هزار صنعت هیچ است / هرکس که بدید گفت بس آنکه به قدر /، چون زلف نگار پیچدرپیچ است»؛ شعری که پیچیدگی سازوکار قفل را به زلف پیچدرپیچ یار تشبیه میکند.
قفل برنجی
اگر قفل فولادی زرکوب، پیچیدگی مکانیکی خود را پشت ظاهری هنرمندانه پنهان میکند، قفل برنجی موزه آستان قدس، راز خود را در حروف و اعداد پنهان کرده است. این قفل شانزده سانتیمتر طول دارد و چهار بند دارد؛ در هر بند، یک حلقه متحرک قرار گرفته که به هشت بخش تقسیم شده است. روی این بخشها حروف ابجد به ترتیب نوشته شدهاند و برای باز شدن قفل باید رمز آن تنظیم شود.
بر میله زبانه عدد ۷۱۶ حک شده و روی دو طرف سطح آن عبارت «عاقبت بخیر» دیده میشود. دو سوی پایه نیز با نقوش اسلیمی تزیین شده است. به این ترتیب، قفل از یک وسیله ساده برای بستن، به شیئی تبدیل شده که باز کردنش نیازمند شناخت نظام حروف و رمز است؛ نمونهای از اینکه قفلساز ایرانی چگونه امنیت را با تزیین و معنا در یک شی جمع میکرد.
قفل آویز فولادی به شکل قلب با ۳ کلید
یکی از متفاوتترین قفلهای این مجموعه، قفلی است که شکل آن به قلب میماند و برای گشودنش سه کلید لازم است. طول قفل هشت سانتیمتر، عرض آن ۱۳/۵ سانتیمتر و ضخامتش ۳/۵ سانتیمتر است. این قفل چنددستگاهی، سه سازوکار از نوع فنر مارپیچ دارد و سه کلید آن در اندازههای متفاوت ساخته شدهاند.
نکته جالب اینجاست که هیچکدام از سه کلید بهتنهایی کار قفل را تمام نمیکند. یکی از پایین، دیگری از پهلو و سمت چپ و کلید سوم از پشت و سمت راست وارد قفل میشود. ابتدا کلید کوچکتر، زبانهای را آزاد میکند و پس از آن حلقهای ظاهر میشود؛ سپس دو کلید دیگر باید از محلهای خود وارد شوند تا موانع باقیمانده کنار بروند و قفل باز شود.
در گذشته، به احتمال زیاد هر کلید در اختیار یک کلیددار بوده است؛ یعنی باز شدن قفل نیازمند همکاری چند نفر بوده است. این قفل با شماره اموال ۱۵۲۹۳ ثبت شده و پژوهش موزه، ساخت آن را به سنت قفلسازی اصفهان پس از دوره صفوی نزدیک میداند. بر بدنه آن نیز کتیبهای از سازنده و وقف آن برای امام رضا (ع) دیده میشود.
قفل آویز فولادی دارای ۵ نگین
قفل چهارم، از نظر شکل و تزیین، نمونهای متفاوت است. این قفل فولادی ۱۳/۸ سانتیمتر طول دارد و عرض آن همراه با کلید به ۲۰/۴ سانتیمتر میرسد؛ ضخامت بدنه نیز ۴/۷ سانتیمتر است. فرم کلی آن شبیه گهواره توصیف شده و اهرم داخلی آن همراه با سازوکاری از نوع فنر خاردار کار میکند.
در محل اتصال اهرم به بدنه، دو جایگاه کتیبهدار قرار گرفته است. در یکی از آنها عبارت «از مال امام رضا (ع) است» و اشارهای به «مشهد المقدس» دیده میشود و در دیگری نام «غلام مهدی ولد حسین» و تاریخ «محرمالحرام سنه ۱۳۶۳» آمده است. بخشهایی از کتیبهها به دلیل ناخوانا بودن قابل تشخیص نیستند. در دو وجه دیگر نیز چهار گل برنجی درون قابهایی حک شده است. شکل قفل، پژوهشگر مقاله را به این احتمال رسانده که این نمونه ساخت هند باشد. این اثر با شماره اموال ۹۴۵ در موزه آستان قدس رضوی ثبت شده است.
چهار قفل، چهار راه برای بستن و باز کردن؛ اما ارزش آنها فقط در کارکردشان نیست. یکی با طلا و شعر و یازده قطعه فلزی، دیگری با رمز حروف و عدد، سومی با سه کلید و سازوکاری چندمرحلهای و چهارمی با نگین و کتیبه، نشان میدهند که در هنر سنتی ایران حتی وسیلهای به ظاهر ساده مانند قفل هم میتوانست میدان آزمون مهارت، ذوق و باور باشد. به همین دلیل، قفلهای موزه آستان قدس را میتوان نه فقط ابزارهایی قدیمی، بلکه اسنادی فلزی از تاریخ صنعت، هنر و فرهنگ زیارت در ایران دانست.
* این گزارش پنجشنبه ۳۰ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۸۹ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.