کد خبر: ۱۵۶۴۶
۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
رزمی کار

سهیل فیضی با ۱۲مدال کاراته برای آینده ورزشی‌اش نقشه‌های بزرگی دارد

سهیل فیضی یکی از امید‌های ورزشی محله است که در سه سال گذشته با تلاش و پشتکار، دوازده‌مدال استانی، کشوری و بین‌المللی به دست آورده است. او با‌وجود جثه کوچک، فنون کاراته را خوب یاد گرفته است.

سهیل فیضی، دانش‌آموز نه‌ساله مدرسه مرتضی‌علی در محله قرقی، یکی از امید‌های ورزشی محله است که در سه سال گذشته با تلاش و پشتکار، دوازده‌مدال استانی، کشوری و بین‌المللی به دست آورده است. او با‌وجود جثه کوچک، فنون کاراته را خوب یاد گرفته و با انگیزه‌ای که برای ادامه مسیر دارد، رؤیا‌های بزرگی در سر می‌پروراند؛ از قهرمانی‌های بیشتر گرفته تا مربیگری رایگان برای کودکانی که توان مالی ندارند.

 

-چه شد که سراغ کاراته رفتی؟

وقتی کلاس اول بودم، بعضی از بچه‌ها در کوچه و مدرسه به من زور می‌گفتند. به بابام گفتم من را کلاس کاراته ثبت‌نام کند تا قوی شوم و بتوانم از خودم دفاع کنم. از همان موقع کاراته را جدی شروع کردم.

-بعد از سه‌سال تمرین، فکر می‌کنی قوی‌تر شدی؟

خیلی! الان می‌توانم با همه مبارزه کنم، ولی اهل دعوا نیستم. کاراته را یاد گرفتم که از خودم دفاع کنم، نه اینکه با بقیه دعوا کنم.

-تا حالا چند مدال کسب کرده‌ای؟

دوازده‌مدال دارم، از مسابقات استانی، کشوری و بین‌المللی. آخرین آن ماه پیش در جام شهدای جنگ رمضان و رهبر شهید بود که در رده خردسالان مسابقات استانی طلا گرفتم. خیلی دوست دارم باز هم مدال کسب کنم و قهرمان شوم.

-سخت‌ترین مسابقه‌ای که شرکت کردی، کدام بوده است؟

مسابقات کشوری در سرخس خیلی سخت بود. سه تا مبارزه پشت سر هم داشتم. نفر اول و دوم را راحت بردم، ولی برای مبارزه سوم خیلی خسته شده بودم. بابام به من گفت خوب مبارزه نمی‌کنی. من هم می‌خواستم نشان دهم که می‌توانم برنده شوم. محکم مبارزه کردم و آخرش برنده شدم، ولی متأسفانه ضربه‌ام به صورت حریفم خورد و یکی از دندان‌های شیری‌اش شکست.

-خانواده هم برای مسابقه‌ها همراهی‌ات می‌کنند؟

بابا و مامانم همیشه همراهم می‌آیند و تشویقم می‌کنند. بعضی وقت‌ها بقیه فامیل هم می‌آیند مسابقه‌هایم را تماشا می‌کنند. وقتی تشویقم می‌کنند، خوشحال می‌شوم.

-الان چه کمربندی داری؟

کمربند مشکی دان یک دارم. استادم دان دو را هم به من داده، ولی هنوز حکم آن به دستم نرسیده. دوست دارم باز هم پیشرفت کنم و کمربند‌های رده‌های بالاتر را بگیرم.

-هم‌کلاسی‌هایت می‌دانند که مدال‌آور هستی؟

در مدرسه، مدیرمان، آقای کوثری، عکس من را روی بنر زد؛ به خاطر همین محمدامین رسولی و حسن‌علی خوردی‌نیا به ورزش علاقه‌مند شدند و الان ورزش می‌کنند.

-برنامه تمرین‌هایت چطور است؟

روز‌های زوج، از ساعت ۸ تا ۱۰ شب می‌روم به باشگاه محله خودمان، پیش استاد صبوری که شما هم چند وقت پیش با او گفت‌و‌گو کردید.

-توی خانواده فقط خودت اهل ورزش هستی؟

نه، خواهرم هم که کلاس هفتم است، کاراته کار می‌کند. بعضی وقت‌ها با هم تمرین می‌کنیم. سه خواهر دارم؛ یکی از من بزرگ‌تر است و دوتا کوچک‌ترند. البته تا چند روز دیگر هم قرار است خدا دو تا داداش دوقلو به ما بدهد! خیلی خوشحالم که داداش دارم.

-دوست داری ورزش را تا کجا ادامه بدهی؟

دوست دارم مربی کاراته بشوم و به بچه‌هایی که پول ندارند، مجانی کاراته یاد بدهم. دوست دارم بچه‌های محله هم بتوانند ورزش کنند و مثل من قوی بشوند.

 

* این گزارش یکشنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۳ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام