سه سال است مشهدیها در ماه صفر، چشمشان به موکب باصفای دور میدان شریعتی روشن میشود. جوانان این ایستگاه صلواتی هرسال بیستوپنجم ماه محرم دورهم جمع میشوند و کارهای خیمه را انجام میدهند.
محله احمدآباد که از محلات برخوردار مشهد محسوب میشود، در اوایل سده چهارده خورشیدی به حاجرضا رئیسالتجار، فرزند حاجابوالقاسم (ملکالتجار خراسان)، تعلق داشت و او آن را بهنام فرزند خود حاجاحمدآقا به ثبت رساند. مزرعه احمدآباد قلعهای برای کشاورزان داشت که به «قلعه دراز» مشهور بود و بین طالقانی تا سهراه راهنمایی گسترده بود.

وقتی پنج سال داشت، بهخاطر بمباران، مدتی به مشهد نزد پدربزرگ و مادربزرگ میآید، اما الیاس صفاردزفولی که نمیتوانست خاطرات تلخ اهواز را فراموش کند، بهمحض شنیدن صدای هواپیما برروی زمین دراز میکشید.
آقا محسن کارش را با حرفه نجاری شروع کرده که با فامیلش هم تناسب داشته است. او و برادرش ۳۳سال پیش همینجا کارشان را با تولید کیفهای چرمی شروع کردند، اما حالا او دستتنها با تعمیر کیف و چمدان، مغازه را باز نگه داشته است.
خیابان صفا در محله راهنمایی در گذشته خاکی بوده و جزو قلعه احمدآباد و آبکوه محسوب میشده است. زمینهای این محدوده متعلق به رفتگران شهرداری بود و به همین دلیل به «کوی رفتگران» معروف شده بود.
علی و مهدی علیدوست دو برادر کاراتهکار هستند که هرروز ظهر بعداز باشگاه سری به مسجد محله یعنی مسجدالنبی(ص) در خیابان محتشمی میزنند و هرکاری از دستشان برآید، انجام میدهند.
خیابان محتشمی در محله احمدآباد از معابر پرتردد است که وجود مطب پزشکان در آن ترافیک بسیاری ایجاد کرده است. ازطرفی، این خیابان، نقطه اتصال خیابان عارف یک به کوهسنگی است، تردد بسیار در آن صورت میگیرد.
زمانیکه احمدآباد در دل شهر میافتد و کارخانه سرمسازی در آن احداث میشود، کوچهای بین کارخانه و هتل قرار میگیرد که بعدها به نام بابک شناخته میشود.