محله پورسینا - صفحه 3

محله

پورسینا

محله پورسینا در دوره ناصرالدین‌شاه مزرعه‌ای بوده به نام «بازه شخ»، به معنای «دره‌ای که دارای خاک سفت» است. این نام بعد‌ها به «بازه شیخ» و از حدود صد سال پیش نیز به نام «هدایت‌آباد» معروف شد. بیشترین کاربری اراضی محله پورسینا، مسکونی و فضای سبز است.

محله پورسینا
مرضیه و معصومه اسماعیلی دو خواهر هنرمند به‌تازگی ساخت زیور‌آلات را یاد گرفته‌اند تا به درآمدی اندک برسند و کمک‌حال خانواده باشند.
مادران شهدا هر کدام تجربیات متفاوتی دارند، اما وجه اشتراک همه‌شان سال‌های سختی است که بدون فرزندانشان پشت‌سر گذاشته‌اند؛ رنج‌هایی که با عمق جانشان لمس کرده‌اند.
کوچه بدون پیاده‌رو شهید‌کارگر راضی یک، که در انتها به خیابان شهید خوش‌سیمای ۲ می‌رسد، خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را در خود ثبت کرده و از کوچه‌های بااصالت محله پورسیناست.
حاج‌امین جعفری هفت‌سال پیش که ورشکست شد و همه سرمایه‌اش را از دست داد، مدتی بیکار ماند. اما دوباره سر پا شد و شغل پدرش را در پیش گرفت.
خاموش شدن ماشین باعث روشن شدن جرقه‌ای در ذهن ۳ رفیق ۱۸ ساله محله‌های پورسینا و سرخس شد. همان‌جا آن‌ها به این فکر افتادند چه کار کنند برق ماشین تقویت شود و در جا خاموش نشود.
بازه یا بَزَه، همان آبریز کوچک است که زمینش پس از سیلاب ترک می‌خورد و سفت می‌شود. شَخ هم به‌معنای زمینی است که بذر به‌سختی در آن به عمل می‌آید و نیاز به شخم و زیر‌و‌رو دارد.تاریخچه محله پورسینا پشت همین نام نهفته است.
سیدمحمد ایوبی و هادی امینی‌مقدم ۲ جوان از اهالی محله پورسینا باوجود تمام محدودیت‌ها و نبود امکانات، قهرمانان مدال‌آور زیادی را در محله پورسینا پرورش داده‌اند.
داستان زندگی کارگران کارگاه زنجیربافی خیابان پورسینا شبیه همین حلقه‌های کوچک زنجیر به هم وصل شده و گره خورده است.
امیر یارحسن‌آبادی، کاسب محله خوش‌سیما، هرسال برای نشان‌دادن ارادتش به ائمه (ع) لباس‌های زائران اربعین را رایگان می‌شوید و اتو می‌کشد.
۸نفر از اعضای خانوادۀ شه‌بخش دچار بیماری چشمی هستند که آن‌ها را در دهۀ چهارم زندگی شان نابینا می‌کند.
برخی اهالی کوچه‌های پورسینا و شهرک شهید رجایی ملازهرا را به خوبی می‌شناسند. کمتر کسی را می‌توان یافت که پیش او قرآن نیاموخته باشد.
از ورزش دور شده بودم، اما همیشه گوشه ذهنم بود و به آن فکر می‌کردم. می‌دانستم که یک روز دوباره ووشو را جدی‌تر از قبل ادامه می‌دهم.
پایانه راه ابریشم حدود سال ۸۷ در خیابان حر و در مکانی که دید مناسبی ندارد راه‌اندازی شده است.
برخی زنان بهشت پنهان، هیچ کسی و جایی را ندارند و به همین خاطر ماه‌ها اینجا در مرکز ترک اعتیاد می‌مانند. امروز این‌ها، دیروز من مدیر این مرکز است.
هفتمین گردهمایی دانش‌آموزان و معلمان دو مدرسه خاقانی و استقلال بعد از گذشت ۳۸سال، با حضور بیش از ۲۵۰ دانش‌آموزان و ۲۵معلم برگزار شد.
پشتِ خش خش جاروی برادران دستواره نوای دوتار و نی پنهان است. این پنج برادر شب‌ها خیابان‌های شهر را جارو می‌زنند و صبح‌ها با هنر سر می‌کنند.
فوتبال برای مهدیار فقط ورزشی ساده نیست. همه اهداف و انگیزه‌ها و آرزو‌های او در فوتبال خلاصه شده است. از زمانی که به‌یاد دارد، با این ورزش آشنا بوده و تصمیم گرفته است همیشه اولویت زندگی‌اش قرار بگیرد. حالا سیزده سال بیشتر ندارد، اما حساب تعداد مسابقات باشگاهی و مقام‌هایی را که کسب کرده است، ندارد. به‌تازگی به مسابقات لیگ‌برتر هم راه پیدا کرده است و دلش می‌خواهد روزبه‌روز در این رشته پیشرفت کند.
محبوبه اکبری ته و توی همه گیاه‌ها را درآورده و از هر چیزی عرق گیاهی گرفته است. حالا ۶۰، ۷۰مدل عرق گیاهی دارد و چند دستگاه عرق‌گیری که شب و روز کار می‌کنند و لحظه‌ای خاموش نمی‌مانند. هفت‌سال پیش همسرش دچار معده‌دردی عجیب می‌شود. به پزشک‌های مختلف مراجعه می‌کنند و دارو و درمان‌های متفاوت را امتحان می‌کنند اما هیچ‌کدام افاقه نمی‌کند. محبوبه خودش دست به کار می‌شود، یک دستگاه عرق‌گیر کوچک می‌خرد، با پرس‌وجو و مطالعه چند گیاه دارویی برای درد معده هم می‌خرد و عرق‌گیری می‌کند. در این میان از دوست عطارش هم کمک می‌گیرد. بهبودی همسرش باعث می‌شود که انگیزه بیشتری برای ادامه این مسیر پیدا کند.
امیرحسین امینی‌مقدم از سال پیش تا به امروز موفق به کسب دو مدال اول و سوم استانی در رشته ورزشی ووشو شده است. خودش می‌گوید که این تازه اول راه است و در آینده مدال‌های مهم‌تری کسب خواهد کرد. کسب این مدال انگیزه مضاعفی برای او ایجاد می‌کند تا تمریناتش را با تلاش بیشتر ادامه بدهد. اصلا او به همین تلاش مضاعف بین بچه‌ها معروف است.
پای ثابت مراسم‌های عزاداری ماه محرم و دیگر سوگواری‌ها، همیشه چند کودک شر و بازیگوش هستند که از دیوار راست بالا می‌روند. بچه‌هایی که در آن چند ساعت فرصت را برای بازی مناسب می‌بینند و مجلس را روی سرشان می‌گذارند. پدر و مادرها و گاهی سخنران مجلس، در طول مراسم مدام کودکان را با بشین و ندو و نرو، سر جایشان می‌نشانند و آنان را بار اضافه‌ای می‌دانند که باید کنترلشان کنند. چندسالی است حسینیه‌های زیادی برای کودکان در این سوی شهر راه‌اندازی شده است.