در محله کاشانی، راستهای تاریخی میزبان حرفهای اصیل است. راسته بازار نردبانفروشها، با انبارهای چوب سپیدار و بوی خوش الوار تازه، داستان تجارتی خانوادگی و صدساله را روایت میکند که نسلهاست پا برجاست.
زهره خیابانی بیستسال است که با بافتنی، حال خوب را به خود و دیگران، هدیه میدهد؛ بافتنیهایی با طرحهای فانتزی که لبخند را به لب کودکان مینشاند و امیدآفرین است برای بانوانی که زندگیشان با نیاز به استقلال مالی، گره خورده است.
کار سیدمحسن و سیدمحمد گلدوزی کامپیوتری است. این دو برادر میگویند در قدیم این کار با دست انجام میشده و حالا ماشین همه کارها را راحت کرده است.
سیدرضا حسینی، کفاش ۶۸ساله محله مطهری، پنج دهه است که با سوزن و درفش کار میکند. او که امروز تنها در مغازهاش به تعمیر کفشها میپردازد، روایتگر اصالتی فراموششده است.
در محله شفا، بانوی سرپرست خانواری زندگی میکند که بار زندگی را یکتنه بر دوش کشید و هر بار که زمین خورد دوباره برخاست و چهار فرزند صالح و موفق پرورش داد.
شیما شهلایی، هنرمند نقاش و پتینهکار، امروز یکی از معدودافرادی است که هنر «باتیک آفریقایی» را در ایران آموزش میدهد؛ هنری که آموختنش از دل مهاجرت، تلاش شخصی و سالها آزمونوخطا ممکن شد.
تکتم ماریانی، بانوی ایثارگر محله زرکش، هشت سال است که با اعتیاد مبارزه میکند. او با تأسیس مؤسسهای پیشگیرانه و یک مهدکودک، میکوشد کودکان را از آسیبها نجات دهد؛ اما اینک این نهاد امیدبخش، در آستانه تعطیلی بر بیحمایتیهاست.
محمدحسین شفیعیکدکنی خیاط قدیمی محله مصلی است. نام خانوادگیاش با نام خانوادگی یکی از شاعران بزرگ معاصر یکی است. از او میپرسم با استادشفیعیکدکنی نسبتی دارید؟ جوابش مثبت است.
در قلب محله تاریخی سمزقند، حاج محمد دارچینی، کهنهکاری است که نزدیک به نیم قرن، شیرینی و نبات حلال را به مشتریانش عرضه میکند. او که اعتبارش را از خوشانصافی و خلقخوش کسب کرده، امروز با چالش بزرگِ انتقال این میراث به نسل جدید روبهرو شده است.
خیابان تعبدی، یکی از قدیمیترین معابر محله حسینباشی در منطقه دو، با پارچههای متنوع و رنگارنگش شناخته شده است. اما دغدغه کهنهای به نام نبود پارکینگ و ترافیک، همچنان کسبه دیرپا و خریداران پروپاقرص این خیابان را رنج میدهد.
حامد آقایی، ساکن محله شفا با الهام از آیات قرآن، مسیر زندگیاش را تغییر داده و با ثبت «نظریه مهندسی ذهن با نگرش اسلامی»، الگویی بومی برای شادزیستن و مدیریت ذهن ارائه کرده است.
فاطمه دهقاننیری کارآفرینی است که مدیریت چند مدرسه، آموزشگاه و یک شرکت حمل و نقل را به عهده دارد. او میگوید: ۱۰۰ راننده و ۱۲۰ خانم و ۱۰۰ آقا در مدارس من فعالیت میکنند و خوشحالم از اینکه بستر را برای کار و اشتغال عدهای فراهم کردهام.
نبش سهراه راهنمایی مشهد، مغازه کوچکی با مانتوهای اسلیمی وجود دارد، که مدلهای غربی را زیرپا گذاشته و به اصالت ایرانی توجه دارد. اینجا مغازه حسین مهدوی است.
حاج حسن دامادی ۶۰سال است که نانش را از حمام به خانه میبرد. رفتن زیر دستِ قدیمیترین دلاک شهر حشس غریبی دارد. حسی از زنده کردن خاطرات قدیمی با دستان کسی که از آخرین بازماندگان این حرفه است.
خانم حیاتی با اعتقاد به تفکرِ «رهبر باش، نه دنبالهرو» نخستین پروژه هنری خود را با استفاده از مواد زائد کارخانه رنگسازی آغاز کرد. او با تأسیس شرکت تعاونی «هنرمندان کارآفرین گلبهار» بدنبال ایجاد زمینه مناسب برای فعالیت اقتصادی بانوان بود.
عفت داوودی بهواسطه هنر خیاطی، کارگاه دوخت شال و روسری راهاندازی کرده و چندسالی است حال و هوای تعداد زیادی از زنان محله را رنگ بهتری بخشیده و نزدیک به پنجاهنفر برایش کار و از کنار این شغل، کسب درآمد میکنند.
حاشیه بوستان زیتون در خیابان مفتح، محل نمایش توانمندی های تولیدکنندگان شده؛ از دست سازههایی با صدف که خاطرات دریا را به یاد میآورد تا خراطیهایی که هنوز، عطر چوب درختان جنگلی را به یادگار دارند.
مریم حسین پور با اینکه میتوانست در رفاه و آسایش دختران نازپرورده بماند، اما ترجیح داد مسیری را انتخاب کند که با تلاش و عشق به هنر گره خورده است. او با فعالیتهای فرهنگی و آموزش رایگان دهها زن پناهگاهی برای بانوان محله شده است.
حاج محمد، رنگرز ۸۰ ساله میگوید: تعدادرنگرزهای مشهد خیلی کم شده و ۳، ۴ تا بیشتر در مشهد نیست. قدیما ۳۰تا بیشتر بود. آن زمان روزی صدتا تین ۱۷کیلویی از چشمه آب میکردم و میآوردم دکان رنگرزی.
زهره یزدیخشتمال از پنجسالگی پای دار قالی بزرگ شده است. او صفر تا صدکارهای قالیبافی را خودش انجام میدهد. کارآفرینی است که تاکنون صدها نفر با آموزشهایش پای دار قالی نشسته و به درآمد رسیدهاند.