«ناصرحسنپور» امسال شصتساله شده و نزدیک به چهل سال از این سالها را در کار کافهداری گذرانده است؛ در قهوهخانه آذربایجان. قهوهخانه او، میراثدار دو پیشه سنتی مشهد است؛ کافهداری و انگشترفروشی.
هنرمندان مشهدی در جریان حکاکی دعای شرفالشمس یک حرف مشترک داشتند. دعای شرفالشمس باید از ساعت ۴ و ۱۰دقیقه و ۳۰ثانیه روز ۱۹ فروردین تا ساعت ۴ و ۹دقیقه و ۳۰ثانیه ۲۰فروردین نوشته شود.
سعید میرزایی با واکسزدن کفشها با آدمها رفیق میشود. او میگوید: اینجا هم که آمدم، شهرداری باز آمد سراغم. چندباری هم البته بساطم را کامل جمع کردند، ولی من باز هم ماندگار شدم.
حسن نصرالهی شانزده سال است که تعمیرات چرخ خیاطی را انجام میدهد و کسب روزی حلال، مهمترین اولویت زندگیاش شده؛ برای همین است که بیش از آنچه که باید، از هنرش در کار خرج میکند.
کارگاه نمدمالی «مهدی علیزاده» هم که چسبیده به مشهد است، سرد و ساکت و تاریک است؛ جایی در «روستای گرجی» در انتهای «بولوار بهمن» که حالا جزئی از شهر است.
غلامرضا نزاکتی و سلیمان نیک سرشت یکعمر میشود که با هم توی آرایشگاه خیابان دانشگاه در محله صاحب الزمان کار میکنند و قیچی میزنند.
دوسهماهی میشود که کلبه امید در محله تربیت افتتاح شده است و دوازدهتوانیاب در آن مشغول به کارند. حدود هزار گلدان گل و گیاه و سبزه در اینجا قرار دارد که همه آنها را توانیابان کاشتهاند.
خیاطخانه اکرم شیخ علیآبادی فقط مخصوص دوختودوز لباس نیست. او درکنار مزون لباس، مزون کتاب هم راه انداخته و کارهای جالب دیگری مانند طراحی کارت عروسی کتابی را انجام میدهد.
فریده چاردهی فقط با طلق و پارچه، فضا و سبک زندگیهای قدیم را تصویرسازی میکند. بهگفته خودش این هنر در کل ایران منحصربهفرد است و تا حالا ندیده و نشنیده که کسی مشابه کار او را انجام دهد.
آخرین مشتریای که محسن خلیلپور داشته همین هفته پیش بوده که دو کلید برایش ساخته و ۵۰ هزار تومان، همه درآمد این هفتهاش بوده است، اما بازهم خدا را شاکر است که هنری دارد و رزقی حلال!
حاجعلی سمّامی، ۳۴ سال است که در محله سمزقند مغازه خشکشویی دارد. مرد خوشرو و خوشمشرب شمالی که لحظهای خنده از لبانش محو نمیشود.
ناصر سیرجانی که از ۵ سالگی وارد بازار کار شده و شاگردی کرده معتقد است قبل از شروع کاسبی باید چند سالی شاگردی کرد.
محدوده چهارراه لشکر مشهد به دلیل فعالیت چند مغازه نظامیفروش، در این شغل شهرت پیدا کرده است، اما محلهای دیگری هم مانند پاساژ رحیمیان در خیابان نواب صفوی وجود دارد.
سی سال تجربه در فروش خشکبار، حاج ناصر مباشرزاده را پخته این کار کرده است.
مینا گرجستانی با پول حاصل از فروش ساندویچساز اضافهای که در خانه داشت، یک دوک نخ خرید و کسبوکارش را راه انداخت، اما حالا پس از چهارسال، او و همسرش برای افراد زیادی کارآفرینانی کردند.
بازارچه بانوان محله هفدهشهریور با همه بازارچههایی که تا به حال دیدهاید، متفاوت است. بازارچه در یکی از خانههای قدیمی و باصفای محله هر سهشنبه از ساعت۱۰ صبح تا ۱۴ ظهر با همت و پشتکار زکیه کریمی برگزار میشود.
در دیزیسرا انواع غذاها به مشتری ارائه میشود از اُملت گرفته تا تخممرغ، دیزی و غذاهای مشابه، از همین رو باید کسی که میخواهد وارد اینکار شود، آشپزی بلد بوده و با طعمها آشنا باشد.
هدف از راهاندازی بازارچه خوداشتغالی این است که دغدغه اشتغال را از دوش عدهای از خانوادهها بردارد و بتواند به اقتصاد خانوادهها کمک کند و از طرف دیگر کالای باکیفیت دست مشتری بدهد.
در این گزارش شغلهای فراموش شده مشهد معرفی شده که هویت این شهر در ابتدای قرن حاضر را شکل میدادند.
بهدلیل وجود مزار مطهر امامرضا (ع) در مشهد مشاغلی در این شهر بوده که در دیگر شهرها و آبادیها، اصلا نبوده یا کمتر دیده میشده است.