«علیاکبر مقیمی» بخشی از تاریخ گذشته است، با خاطره جنگها، مهاجرتها، رفتنها، آمدنها، اعتصابها، پیروزیها؛ پیرمردی که باوجود سنوسالش، حافظه نسبتا خوبی دارد.
سبحان ایراندوست، ارتش ی محکوم به اعدامی است که در چندقدمی مرگ، خبر یک آزادی بزرگ، او را از اسارت چندساله ساواک نجات داد تا او ۲۱ بهمن ۵۷، را هیچوقت فراموش نکند.
سرهنگ پیاده بازنشسته، محمد مهدی فرمنش، فرمانده تیپ ۳ لشکر ۷۷ خراسان در زمان عملیات ثامن الائمه (ع) بود و در عملیات شکست حصر آبادان نقش ویژهای ارائه کرد.
غلامحسین لورزئی ارتش ی زمان شاه است که مسئول حفظ امنیت نقاط حساسی میشود؛ از جمله صدا و سیما و باغ ملکآباد که محل اقامت شاه و خانوادهاش در زمان آمدن به مشهد بوده است.
نام «سردادور» هنوز هم برای برخی آشناست. «سردادور» همان خیابان همجوار با پادگان ارتش است که پس از فتح تاریخی لشکر ۷۷ و شکستن حصر آبادان با نام «ثامنالائمه (ع)» نامگذاری شد.
تکتک دستهها با قدمهای کوتاه جلوی جایگاه میآیند و هرچه به فرماندهان نزدیک میشوند، قدمها را بلندتر و محکمتر برمیدارند؛ بهطوریکه میتوان گردوغبار را زیر پایشان بهوضوح مشاهده کرد.
محمدحسین قویدل میگوید: دوقانها الاغهایی بودند که قاچاقچیها تربیت میکردند. حیوان بدون سوار از سرخس به افغانستان میرفت. آن سوی مرز مواد بارش میکردند و دوباره همین راه را برمیگشت.






