درست نزدیک هفته دفاع مقدس، رزمنده جنگ تحمیلی اهل محله سجادیه از میان ما پر کشید و به سرای باقی رفت. جواد خدادادزاده، سرهنگ بازنشسته ارتش ، اردیبهشت سال گذشته سوژه شهرآرامحله بود.
امیر سرتیپ منوچهر کهتری معروف به «امیر آبادان» میگوید: وقتی به پشت سر خود نگاه میکنم، میبینم تا آنجاکه توان و امکان داشتم به وظیفهام عمل کردهام و خداوند هم پشتیبان من بود.
خیابان دیدگاه لشکر که در مجاورت پادگان لشکر۷۷ پیروز ثامنالائمه (ع) قرار دارد، با مغازههای کوچک و بزرگ از نظامیدوزها و نظامیفروشها که غیر از سربازها و نظامیها مشتریهای پروپا قرص دیگری هم دارد.
جواد غفوریان تعریف میکند: عراقیها که از سرنگونی هواپیماهای تدارکاتی ناامید شده بودند، نقشه ترور خلبانان آن ازجمله من را کشیده بودند که البته نافرجام ماند.
روز بعد از عملیات فتحالمبین، جسم خونین او را روی بقیه پیکرهای نیمهجان رزمندهها انداختند. این سرآغاز بود تا ۹سال اسارت برایش رقم بخورد؛ او که پیش از این هم به دست دموکراتهای کردستان، اسیر شده بود.
محمداسماعیل حیدری یکی از ساکنان خیابان طلوع در محله رسالت است که در نبرد ظفار حضور داشته است. او روایتی متفاوت از آن روزها دارد.
محله امام خمینی (ره) که نامش را از اصلیترین خیابان آن گرفته است، پیش از انقلاب با نام خیابان عدل پهلوی شناخته میشد و بعد از انقلاب به امام خمینی (ره) تغییر نام داد.