شاید تعداد کمی از مردم بدانند که ناخداصمدی و تکاورانش بههمراه مردم خرمشهر ۳۴ روز ابتدای جنگ، نیروهای بعث را پشت دیوارهای شهر خرمشهر نگه داشتند.
حسین جنگی، کهنهسرباز ساکن محله کلاهدوز یکی از سربازانی بود که در عاشورای سال۱۳۳۷ همراه با دسته ارتش به صف عزادارن پیوست.
ناخدا یکم علی خسروی، برای سالهای متمادی تنهاگزینه برای رفع بسیاری از عیوب کشتیهای ناوگان دریایی بوده و بههمین دلیل او را با لقب «آچارفرانسه ناوگان دریایی» میشناسند.
بین رزمندهها هرکس در تنگنا و سختی میافتاد، وقتی ماجرایش را به شهید نجف نجاتی طرقی میگفت، فقط این جمله را میشنید که «خدا بزرگ است.»
سرهنگ دکتر سید مجتبی نقیبی به عنوان «بورسیه ارتش » به همراه نخستین گروه دانشجویان پزشکی مشهد، وارد دانشکده پزشکی شد.
وقتی پایان جنگ از رادیو اعلام شد، بهتزده گوشهای نشسته بودم و به چند متر آن طرفتر نگاه میکردم که سربازهای عراقی درکنار سنگرهای خود قدم میزدند.
نظم ارتش دوستداشتنی است و حقیقت این است که خیلی از جوانها تا به سربازی و خدمت در نظام نروند، قدر زندگیشان را نمیدانند.