شهید - صفحه 23

«خدا لعنتشان کند؛ امروز در چهارراه شهدا چقدر خانم‌ها را زیر تانک له کرده‌اند؛ دلم می‌سوزد.» آن‌طور‌که صدیقه‌خانم به یاد می‌آورد این آخرین جمله شهید اصغر یعفور بود که ظهر روز یکشنبه، دهم دی ۵۷ به او گفت.
رمضانعلی وقت خداحافظی با دلگرمی بی‌وصفی گفت: «تا حالا مادرم زنده بود و نمی‌گذاشت که بروم، اما حالا تو قهرمان منی. از پس همه‌چیز بر‌می‌آیی. مملکت واجب‌تر از این خانه است.»
دکتر مجتبی رئیسی می‌گوید: با‌توجه‌به هزینه‌های زیاد دندان‌پزشکی، شرایط به گونه‌ای است که حتی اگر در مناطق برخوردار نیز چنین طرح‌هایی اجرا شود، مردم صف می‌کشند؛ البته این صرفا شامل دندان نیست.
درست همان شب بازی مقتدرانه ایران مقابل اسپانیا، یک درگیری شجاعانه دیگر هم در هنگ مرزی زابل روی داد. در این درگیری دو مرزبان شهید شدند که یکی از آنان یعنی جلال بهبودی از اهالی محله طرق است.
معصومه باهوش همسر شهید «برات عباسپورنسری» است. شهید عباسپور ۶۵ درصد جانبازی داشته و ۱۱۶ ماه در زندان بعثی‌ها اسارت را تحمل می‌کند و سرانجام سال ۸۲ به رفقای شهیدش می‌پیوندد.
حسن و حسین عسگری‌مقدم در کنار هم در قطعه شهدای بهشت رضا (ع) در خاک آرام گرفته اند. پدرشان از غصه فرزندانش سکته کرد و به رحمت خدا رفت، اما مادر سال‌ها با یاد آن‌ها زندگی می‌کرد.
نازگل اکبرزاده خواهر شهید و مداح اهل‌بیت (ع) محله نیزه می‌گوید: سال‌های سال است هر‌جا دعوت می‌شوم، در روز اول، روضه مادر را برای بانو فاطمه (س) می‌خوانم.
آیت‌‌الله سیدمحمدرضا سعیدی، نخستین مرجعی بود که در زندان‌های پهلوی دوم و زیر شکنجه ساواک به شهادت رسید.
با تماشای فیلم مستند ۱۴ دقیقه‌ای از شهدای محله خاتم‌الانبیا درمی‌یابیم که مقام‌معظم‌رهبری، در سال‌۸۹، به‌صورت غیرمنتظره با سه‌خانواده شهیدان محمود وطن‌خواه، قربانعلی جلایر و موسی محمودی شمس‌آبادی دیدارکرده‌اند.
همسایه‌ها و هم‌محلی‌ها که ۳۰ سال است طاهره خسروی را می‌شناسند، می‌گویند: او بانوی مهربان است که علاوه‌بر فرزندانش، دست نوازشگر مادری‌اش را بر سر چهار دختر دیگر هم کشیده است تا حالا هفت فرزند داشته باشد؛ دو پسر و پنج دختر.
آزاده درویش، نایب‌قهرمان مسابقات کاپ آزاد کوالالامپور مدالش را به خانواده شهدای مدافع حرم تقدیم کرد.
مادر شهید شاهی می‌گوید: غلامحسین از سیزده‌سالگی به جبهه رفت. به بهانه کارنامه تحصیلی پایان سال، امضای من را گرفت و رفت. هنوز کارنامه‌اش را دارم.
خلبان شهید، ستوان عباسعلی جاهدی‌زاده هنگام خواستگاری برای اینکه همسر آینده‌اش را با سختی‌های ازدواج با فرد نظامی آشنا کند گفت: «عاقبت خلبان، سقوط است»
شهربانو سلیمانی که دو فرزند شهید دارد و یک جانباز می‌گوید: چه دلی داشتم که جواد و مهدی و محمود هر‌سه با هم به خط مقدم رفتند. انگار یکی چنگ می‌انداخت توی قلبم و فکر و خیال دست از سرم بر‌نمی‌داشت.
از هفت شهید کوچه آیت‌الله عبادی‌۲۲ اکنون تنها خانواده شهید امیدخدا در اینجا سکونت دارند و باقی رفته‌اند اما وقتی شهرداری خواست کوچه را به نام شهید امیدخدا تغییر دهد پدر شهید نگذاشت و خواست کوچه به یمن شهدایش «هفت شهید» نام بگیرد.
حاج احمد سعیدی نجات که روزگاری مدیر مدرسه عسکریه بود، داغ شهادت پسرانش را در فاصله ۲ روز تجربه کرد.
فرخ‌لقای نداف، مادر شهید اکبر خراشادی، بانویی انقلابی است که همیشه پا به پای همسر و فرزندانش در رویدادهای انقلاب شرکت داشته است.
شهید سیدعبدالله نصرالله زاده‌جوان، در نوجوانی عازم جبهه‌ شد و عاقبت در ارتفاعات شمال غرب کشور و در عملیات نصر۸ با شهادت، نام خود را جاودانه کرد.
مادر شهید می‌گوید: یک روز با یکی از شهدا درد‌دل کردم و گفتم درست نیست منِ مادر این‌طور سر‌درگم باشم و پسرم جا و مکان نداشته باشد. به یک هفته نکشید که گفتند پیکرش پیدا شده است.
حسن ضیایی‌نیا خاطرات مشترکی با دانشمند شهید مجید شهریاری دارد. می‌گوید: هرچه از دانش شهید بگویم کم گفته‌ام؛ ایشان در توسعه تحقیقات قدرت هسته‌ای ایران پیش‌رو بوده است.