منطقه ثامن - صفحه 27

منطقه ثامن

قلب شهر مشهد

فلسفه وجودی شکل‌گیری منطقه ثامن، بارگاه منور رضوی است. شوق زیارت حضرت رضا (ع) است که در طول سال چندین میلیون زائران ایرانی و خارجی را به منطقه ثامن می‌کشاند. کسب‌وکارهایی، چون واحد‌های اقامتی، رستوران‌ها، فروشگاه‌های سوغات و... در پاسخ به نیاز‌های زائران در این منطقه شکل گرفته است. ۷۰ درصد خانه‌های تاریخی مشهد همچون: خانه داروغه، توکلی، کوزه‌کنانی، پریشانی، اکبرزاده و... در این منطقه قرار دارد و برخی از آن‌ها در گذر زمان و با طرح‌های نوسازی از بین رفته‌اند و برخی دیگر مرمت شده یا در دست احیا هستند.  بسیاری از ساکنان این منطقه در گذر سال‌ها و به‌دلیل تغییرات به‌وجودآمده، به مناطق شهری دیگر کوچ کرد‌ه‌اند؛ به همین دلیل این روز‌ها بخش تجاری بسیاری از پلاک‌های این منطقه را به خود اختصاص داده است. یکی از مسائلی که در منطقه ثامن مشهود است، ترافیک سنگین خودرو‌ها در بیشتر ساعت روز بوده که به مشکلی بزرگ برای ساکنان تبدیل شده است. شهرداری منطقه ثامن سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۳۶۶ هکتاری آن  (با احتساب حرم مطهر رضوی)  ۱۴ هزار نفر زندگی می‌کنند.

بچه محل‌های قدیمی خیابان وحدت‌۱۳، حالا همسایه‌های چهل‌پنجاه‌ساله‌ای هستند که شغل پدرانشان را ادامه داده‌اند و هنوز مانند گذشته هوای همسایه‌ها را دارند.
حسن صفانگار معروف به پهلوان صفا، پیشکسوت ورزش باستانی صاحب زنگ پای گود است و ضرب و صلوات هنگام ورود به زورخانه است. او شاگردان بسیاری در همین رشته تربیت کرده است.
زنده‌یاد رضا رضاپور از شرکت در فیلم «میهمان توس» می‌گفت که برای همه عوامل توأم با برکت و تقدس بود. عنایت امام‌رضا (ع) آن‌قدر بود که باعث پیشرفت عوامل شد، به‌طوری‌که بیشترشان بعد‌ها به پایتخت رفتند.
قدوقواره‌اش کمتر از سنش نشان می‌دهد، اما مرام پهلوانی‌اش خیلی جلوتر از هم‌سن‌وسال‌هایش است. کافی است یک بار احمدرضا را روی تشک کشتی ببینید تا معنی بامرام‌بودنش را متوجه شوید.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین علیرضا برادران‌افتخاری و راضیه تهرانیان، دو طلبه محله بالاخیابان، با داشتن چهارپسر قدو‌نیم‌قد، هم فعال بسیج و مسجد هستند و هم فعال اجتماعی. هم در دانشگاه تحصیل می‌کنند و هم در حوزه.
وفا ثابتی می‌گوید: وضعیت بحرانی سازه‌های بنا و استحکام آنها بیش از همه در این سرا ایجاد نگرانی کرده است، به همین دلیل در وهله اول مقاوم‌سازی و استحکام‌بخشی مدنظر است.
خاطره رضا قصاب باوفا مربوط به وقتی است که اهالی محل دست به دست هم دادند تا خبر فوت پدرش را طوری به او بگویند که برایش قابل‌تحمل باشد.