ردپای کورههای آجرپزی در کوچه حسین باشی
نام کوچه حسین باشی را بارها شنیده بودم، اما تا به حال برای یک بار هم که شده از این کوچه عبور نکرده بودم. تنها اطلاعی که درباره آن داشتم، این بود که حسین باشی طولانیترین کوچه شهر است که کوچههای فرعی زیادی دارد. وقتی برای تهیه گزارش به آنجا رفتم خیلی برایم جالب بود که این خیابان درختان زیادی دارد، به گفته اهالی و قدیمیهای محله حسینباشی، از این خیابان معروف و قدیمی شهرمان فقط همین درختان باقی ماندهاند. در یک روز سرد و ابری ساعتی را به گفتوگو با اهالی قدیمی این کوچه پرداختیم و تاریخ آن را ورق زدیم.
چگونه محل کار حسین باشیزاده فخار، اسم کوچه شد؟
یکی از پیرمردان قدیمی این کوچه که بیش از ۴۰ سال است در یکی از کوچههای فرعی حسین باشی زندگی میکند در این رابطه میگوید: یادم میآید وقتی کوچک بودم یعنی سالهای ۱۳۲۰ در این کوچه درختهای زردآلو و توت زیادی وجود داشت و برخی از این درختهای توتی که در این کوچه هنوز وجود دارند یادگار همان سالها هستند که با وجود تغییر و تحولات توانستهاند هنوز سرپا بایستند.
عباسی ادامه میدهد: در قسمت ورودی کوچه کنونی کوره آجرپزی وجود داشت که متعلق به حاج حسین باشی زاده فخار بود. خدا رحمتش کند مرد خیّری بود، برای کارگرانی که در کوره کار میکردند و افراد نیازمند خانههایی ساخت و به طور رایگان در اختیارشان قرار داد که برخی از آنان هنوز در همان خانهها که بازسازی شدهاند زندگی میکنند و میتوان گفت نخستین ساکنان این کوچه هستند.
با گسترش شهر بعد از پیروزی انقلاب و انتقال کورههای آجرپزی که حدود ۳۵ سال قبل اتفاق افتاد، این کوره نیز به سرنوشت سایر کورهها دچار شد. اما به پاسداشت نیکوکاری این مرد بزرگ این کوچه را حسین باشی نامگذاری کردند. البته برخی از قدیمیهای مشهد این کوچه را به نام گود زابلیها نیز میشناسند، زیرا زابلیهای مشهد در این کوچه ساکن شده بودند.

قصه آدمهای محله
در این کوچه که راه میروی مغازههای قدیمی را میبینی که صاحبانش بیش از ۴۰ یا ۵۰ سال است مشغول فعالیت هستند؛ آبنباتسازی، نانوایی سنگک، لبنیاتی، داروخانهای تبدیل به سوپر مارکت شده، آرایشگاه مردانه، اتوشویی و. خیلی از مغازهها هم دیگر بسته شدهاند. به سراغ صاحب نانوایی میروم که بیش از ۴۰ سال است در این کوچه مغازه دارد.
او همه همچراغیهایش را سالهاست میشناسد. کریمی در ارتباط با بافت محله میگوید: هنگامی که شهر شروع به گسترش یافتن کرد، افرادی که مایل بودند نزدیک حرم آقا علیبنموسیالرضا (ع) باشند، اما به دلیل گرانی مسکن در آنجا نتوانسته بودند منزل باب میلشان را پیدا کنند به این کوچه آمدند و آن را آباد کردند.
به همین دلیل اهالی این محله مؤمن و متدین هستند و هنگام انقلاب جوانان زیادی از همین کوچه و از مسجد محله اعزام شدند و برخی از آنان نیز به درجه رفیع شهادت رسیدند. البته باید بگویم به تازگی با فوت کردن افراد قدیمی محله، خانههای قدیمی یکی پس از دیگری تبدیل به آپارتمانهای بلند میشوند. در گذشته شناخت نسبی از افراد محله داشتم، زیرا بیشتر آنان از مغازهام نان تهیه میکردند، اما در حال حاضر و با توجه به نسل جدیدی که وارد محله شدند هیچکدامشان را نمیشناسم.
هر خریدی که داشته باشیم با گشتن در این کوچه تامین میشود
کوچه پر و پیمانی است
یکی از بانوان این محله میگوید: برای خرید روزانه نیازی نیست به خیابان اصلی یعنی عبادی یا مطهری برویم، هر خریدی که داشته باشیم با گشتن در این کوچه تامین میشود. از وسایل خیاطی و آشپزی گرفته تا وسایل منزل و تعمیر لوازم. بارها اتفاق افتاده که وقتی میهمان سرزده داشتم تا چای را آماده کردم بچهها از سرکوچه میوه و شیرینی تازه گرفتهاند.
حمامی که تبدیل به مدرسه شد
در این محله قدیمی یک مسجد محوری به نام مسجد احمدیه وجود دارد که بیشتر قدیمیهای محل برای اقامه نمازشان به آنجا میروند. یکی از همین نمازگزاران هنگامی که با او درباره این کوچه همکلام میشوم، ساختمان جدید مدرسهای را نشانم میدهد و میگوید: آن قدیمها که در منازل حمام نبود اینجا یک حمام نمره وجود داشت و در پشت آن حمام زنانه عمومی و یک حمام مردانه عمومی بود.
با آمدن گاز به خانهها و ایجاد حمام در منازل کار و کاسبی حمام از رونق افتاد. نمیدانید حمام چقدر شلوغ بود به ویژه روزهای جمعه یا شب و روز عید که این سه حمام ۲۴ ساعته کار میکردند و مردم ساعتها منتظر خالی شدن نمرهای میشدند. ملک این حمام متعلق به حاجی نظری است که بعد از این تغییر و تحولات ملک را وقف مدرسهسازی کرد و خیلی زود تبدیل به یک مدرسه شد و دانشآموزان مدرسه سجادیه به اینجا انتقال داده شدند.

مدرسهای قدیمی در دل محله
مدرسه سجادیه هم داستانی جالب دارد. مدرسهای قدیمی که شیوه ساخت آن شبیه حوزههای علمیه قدیمی است. بانی ساخت آن حاجی عابدزاده است که ۱۲ مدرسه دینی دیگر نیز در ۱۲ نقطه شهر ساخته و برای تدریس علوم دینی وقف کرده، اما در سالهای ۴۷ یا ۴۸ آموزش و پرورش وقت، آن را برای آموزش دانشآموزان تغییر کاربری داد. اما حالا به دلیل عقبنشینی کوچه این مدرسه نیز باید تا حدودی خراب شود. مدرسه علمیه نرجس را نیز این کوچه در خود جای داده است.
مشکلات جدید در این کوچه قدیمی
همه اهالی محل از اینکه کوچه دیگر حال و هوای سابق را ندارد گلایهمند هستند، به خصوص ساکنانی که سن و سالی از آنها گذشته است. این را چند بانوی سالخورده که در حال خرید وسایل روزمرهشان هستند میگویند. هنگامی که علتش را میپرسم یکی از آنها که خود را نائری معرفی میکند توضیح میدهد: نزدیک به ۵۵ سال است که در این کوچه زندگی میکنم، آن روزها این همه خودرو وجود نداشت و جوانها کمی احترام کوچکتر بزرگتری را رعایت میکردند.
حالا از صدای ضبطشان یک لحظه استراحت نداریم، در این کوچه چنان با سرعت رانندگی میکنند که انگار در مسابقه اتومبیلرانی شرکت کردهاند. یکی دیگر از بانوان میگوید: کوچههای فرعی و حتی کوچه اصلی جدولکشی ندارد و با کوچکترین بارانی که میآید اوضاع بدی پیدا میکند. محله مان بازیافت ندارد و بعضی از روزها وانتی بازیافتیها را جمع میکند. همچنین به دلیل خانههای رها شده معتادان در بعضی از این خانهها ساکن شدهاند و امنیت محله را از بین بردهاند.
۳۵ دقیقه تا انتهای خیابان
از کوچه حسین باشی خارج میشوم. از ابتدای کوچه تا انتهای آن ۳۵ دقیقه طول کشید. با خود میاندیشم کهای کاش به کوچههایی با این قدمت که تاریخ شهرمان را در خود جای دادهاند توجه بیشتری میکردیم.
*این گزارش شنبه ۹ دی ۱۳۹۱ در شماره ۳۷ شهرآرامحله منطقه دو منتشر شده است.
