تاریخ شفاهی

سجلی حاج آقا قمی آن طور که خودش می‌گوید، در سال ۱۳۱۴ مُهر خورده پس خوب روز‌هایی که روس‌های متفق در خیابان‌های شهر جولان می‌داده‌اند را به خاطر دارد.
خدیجه عظیمیان، بانوی هفتاد و نه ساله، ساکن محله بالا خیابان، پرستار قدیمی محله بالا‌خیابان و دستیار دکتر شیخ، عمری است به همسایه‌هایش خدمت می‌کند.
محمدعلی آیینه‌چیان بعد از ۴۰ سال سکونت در محله شاهد، خاطرات زیادی از این محدوده دارد. او هنگام عبور‌و‌مرور در این محل یاد باغ سیب می‌کند با موش‌های بزرگش، یاد دکه تلفنی که دیگر نیست.
وقتی پای گفت‌وگوی اهالی مسن‌تر و قدیمی‌تر مشهد می‌نشینیم، بعد از گذشت صدسال هریک به‌نوعی در خاطراتشان از فردی به نام «سیداسماعیل شاه‌حیدری» یاد می‌کردند که صاحب کمالات و کرامات زیادی بوده است.
برخی از کرامات امام‌رضا(ع)، تنها در حد یک نقل شفاهی باقی نمانده‌اند و پس از بررسی و صحت‌سنجی، در دفتر کرامات رضوی به ثبت رسیده‌اند. یکی از این روایت‌ها را شهرام تدین، خادم بارگاه ملکوتی امام رضا (ع)، از نزدیک دیده و تجربه کرده است.
به دلیل وجود مغازه‌های خوار و بار، کلی فروشی و خشکبار در راسته مصلی که قیمت‌های مناسب‌تری نسبت به سایر مغازه‌های شهر دارند، این محله مشتریانی از سراسر مشهد دارد.
یکی از مکان‌های قدیمی و مهم مشهد دبیرستان دکتر علی شریعتی یا همان «شاهرضا» سابق است که قدمتی یکصد ساله دارد. این دبیرستان یکی از مهم‌ترین آموزشگاه‌هایی بوده که از سال ۱۳۰۴ به بعد، خارج از سیستم دولتی تاسیس شده است.
رهبرشهید فرزند مشهد بودند و همیشه خاطرات شیرینی از زادگاهشان تعریف می‌کردند چنانکه خودشان هم سال ۶۷ گفتند: «هیچ وقت براى من شیرین‌تر و مغتنم‌تر از آن اوقاتى نبوده که در مشهد بودم.»
محمد زارع رجبی می‌گوید: آقام مُخواست مُو رِبفرسته قالی‌بافی. مو که او کارِ دوس نِداشتُم روز رفتن پامِ توی یک کفش کردم که مو مُخوام بُرُم کفاشی. بابامَم رضا شد. از همو موقع رفتُم تو‌ای کار.
«حاج موسی غفاری» که زندگی اش ۱۰۸ صفحه دارد، یک تاریخ تمام‌قد برای محله‌ایست که عمرش حتی از خود مشهد هم بیشتر است. «محله نوغان». او از سربازان احمدشاه تا شترهاي نفتكش روسي را یادش است.
خیلی‌ها حمیدرضا گیلانی‌فر را در مقام یک استاد مطرح عکاسی در شهر مشهد می‌شناسند، اما زیر جلد این انسان موفق، پسربچه‌ای است که همه شیطنت‌هایش را در حاشیه یکی از فرعی‌های سناباد ریخته است.
عیدگاه که در گذشته یک محله بوده، در جنوب شرقی حرم مطهر قرار دارد، در گذشته تنها شامل کوچه «عیدگاه»، «زنجیرها» و «سیروس» بوده و سپس محله جدید‌ها در همین منطقه بوجود آمده است.
در سال ۱۳۰۰ خورشیدی به برکت قران به قران خیرات مردم، بنای تکیه علی اکبری‌ها آجربه آجر بالا رفت. این مسجد که در محله بالاخیابان مشهد و بولوار رضوان کنونی قرار دارد، موقعیت جغرافیایی حساسی در زمان انقلاب اسلامی داشت.
حاج‌آقای تفضلی می‌گوید: قلعه وکیل‌آباد حدود ۳۰۰ سال قدمت دارد. به یاد دارم که ۶۰ سال پیش ، مشهد تا حدود فلکه تقی‌آباد بود و از آن‌جا تا خود محله ما، زمین‌های کشاورزی بود.
در محله وحید مشهد، ۳ پیرمرد زندگی می‌کنند که قدیمی‌های این محله‌اند و از زمان ساخت میدان جوادالائمه در این‌جا سکونت داشته‌اند، میدانی که ۵ دهه قدمت دارد و آن‌ها در حوالی این میدان کاسبی می‌کنند.
سن مش‌حبیب حالا ۱۰ سال است که از یک قرن هم عبور کرده. خودش می‌گوید متولدسال ۱۲۸۰ در شهرستان میانه استان آذربایجان شرقی است وسال ۱۳۱۰ بوده که ابتدا به درگز و سپس به مشهد آمده و این‌جا ماندگار شده.
این کوچه از ابتدا باغ بود و تعداد افراد ساکن در آن نیز کمتر از حالا بود. برای طی کردن این کوچه حدود ۲۰ دقیقه زمان لازم است که از ابتدای این کوچه به آن سمت که به خیابان مطهری منتهی می‌شود برسید
درختان توت خیابان علویه که بیش از ۲ دهه قبل میان کارگاه‌ها و کارخانه‌ها کاشته شد، حالا هم سایه دارند و هم محصول. در گوشه‌و‌کنار این خیابان، درختان کوتاه و بلند توت دیده می‌شود که در روز‌های اردیبهشتی، کام اهالی محله را شیرین می‌کند.
در قسمت ورودی کوچه کنونی کوره آجرپزی وجود داشت که متعلق به حاج حسین باشی زاده فخار بود. خدا رحمتش کند مرد خیّری بود، برای کارگرانی که در کوره کار می‌کردند و افراد نیازمند خانه‌هایی ساخت و به طور رایگان در اختیارشان قرار داد.
فیروزه‌تراش قدیمی ساکن محله شهید‌بهشتی بود که سال‌ها نامش با ارادت به اهل‌بیت (ع) گره خورده بود، دعوت حق را لیبک گفت. او آن‌قدر در کارش ماهر بود که آمریکایی‌ها، سفارش کارشان را به او می‌دادند.