تاریخ شفاهی

یکی از مکان‌های قدیمی و مهم مشهد دبیرستان دکتر علی شریعتی یا همان «شاهرضا» سابق است که قدمتی یکصد ساله دارد. این دبیرستان یکی از مهم‌ترین آموزشگاه‌هایی بوده که از سال ۱۳۰۴ به بعد، خارج از سیستم دولتی تاسیس شده است.
رهبرشهید فرزند مشهد بودند و همیشه خاطرات شیرینی از زادگاهشان تعریف می‌کردند چنانکه خودشان هم سال ۶۷ گفتند: «هیچ وقت براى من شیرین‌تر و مغتنم‌تر از آن اوقاتى نبوده که در مشهد بودم.»
محمد زارع رجبی می‌گوید: آقام مُخواست مُو رِبفرسته قالی‌بافی. مو که او کارِ دوس نِداشتُم روز رفتن پامِ توی یک کفش کردم که مو مُخوام بُرُم کفاشی. بابامَم رضا شد. از همو موقع رفتُم تو‌ای کار.
«حاج موسی غفاری» که زندگی اش ۱۰۸ صفحه دارد، یک تاریخ تمام‌قد برای محله‌ایست که عمرش حتی از خود مشهد هم بیشتر است. «محله نوغان». او از سربازان احمدشاه تا شترهاي نفتكش روسي را یادش است.
خیلی‌ها حمیدرضا گیلانی‌فر را در مقام یک استاد مطرح عکاسی در شهر مشهد می‌شناسند، اما زیر جلد این انسان موفق، پسربچه‌ای است که همه شیطنت‌هایش را در حاشیه یکی از فرعی‌های سناباد ریخته است.
عیدگاه که در گذشته یک محله بوده، در جنوب شرقی حرم مطهر قرار دارد، در گذشته تنها شامل کوچه «عیدگاه»، «زنجیرها» و «سیروس» بوده و سپس محله جدید‌ها در همین منطقه بوجود آمده است.
در سال ۱۳۰۰ خورشیدی به برکت قران به قران خیرات مردم، بنای تکیه علی اکبری‌ها آجربه آجر بالا رفت. این مسجد که در محله بالاخیابان مشهد و بولوار رضوان کنونی قرار دارد، موقعیت جغرافیایی حساسی در زمان انقلاب اسلامی داشت.
حاج‌آقای تفضلی می‌گوید: قلعه وکیل‌آباد حدود ۳۰۰ سال قدمت دارد. به یاد دارم که ۶۰ سال پیش ، مشهد تا حدود فلکه تقی‌آباد بود و از آن‌جا تا خود محله ما، زمین‌های کشاورزی بود.
در محله وحید مشهد، ۳ پیرمرد زندگی می‌کنند که قدیمی‌های این محله‌اند و از زمان ساخت میدان جوادالائمه در این‌جا سکونت داشته‌اند، میدانی که ۵ دهه قدمت دارد و آن‌ها در حوالی این میدان کاسبی می‌کنند.
سن مش‌حبیب حالا ۱۰ سال است که از یک قرن هم عبور کرده. خودش می‌گوید متولدسال ۱۲۸۰ در شهرستان میانه استان آذربایجان شرقی است وسال ۱۳۱۰ بوده که ابتدا به درگز و سپس به مشهد آمده و این‌جا ماندگار شده.
این کوچه از ابتدا باغ بود و تعداد افراد ساکن در آن نیز کمتر از حالا بود. برای طی کردن این کوچه حدود ۲۰ دقیقه زمان لازم است که از ابتدای این کوچه به آن سمت که به خیابان مطهری منتهی می‌شود برسید
درختان توت خیابان علویه که بیش از ۲ دهه قبل میان کارگاه‌ها و کارخانه‌ها کاشته شد، حالا هم سایه دارند و هم محصول. در گوشه‌و‌کنار این خیابان، درختان کوتاه و بلند توت دیده می‌شود که در روز‌های اردیبهشتی، کام اهالی محله را شیرین می‌کند.
در قسمت ورودی کوچه کنونی کوره آجرپزی وجود داشت که متعلق به حاج حسین باشی زاده فخار بود. خدا رحمتش کند مرد خیّری بود، برای کارگرانی که در کوره کار می‌کردند و افراد نیازمند خانه‌هایی ساخت و به طور رایگان در اختیارشان قرار داد.
فیروزه‌تراش قدیمی ساکن محله شهید‌بهشتی بود که سال‌ها نامش با ارادت به اهل‌بیت (ع) گره خورده بود، دعوت حق را لیبک گفت. او آن‌قدر در کارش ماهر بود که آمریکایی‌ها، سفارش کارشان را به او می‌دادند.
قاسم‌آباد نام روستایی بوده به وسعت ۴۰ هکتار که اراضی آن متعلق به فردی به نام توتونچیان بوده است. سال ۱۳۴۳ که بحث اراضی ملی مطرح شد، زمین‌های این محدوده با قطعات ۵۰۰ متری در اختیار اهالی قرار گرفت.
پهلوان حسن می‌تواند قصه‌های زیادی هم از روزگاری که با میل و هالتر و نیزه سر و کله می‌زد، تعریف کند؛ همچنین از بازیگری‌اش در چند فیلم شخصی که دوستانش ساخته‌اند... دو کتاب «خواب سرنوشت» و «خاطرات دفاع مقدس» در برگیرنده زندگی اوست.
قدیم‌ها در محله وکیل‌آباد «ننه جلال» هم ماما بود، هم دکتر گیاهی، گوش سوراخ می‌کرد و خلاصه مشکل‌گشای محل بود. همه برای مشکلاتشان پیش او می‌رفتند. او ملاباجی مکتب‌خانه قرآنی قلعه بود که هنوز هم پابرجاست.
خیابان ارگ محلی بود که به آن تالار اعتبارالسلطنه می‌گفتند. از سال ۱۲۸۸ شمسی، از این تالار به عنوان سالنی برای اجتماع اعیان و اشراف استفاده می‌شده و این مکان اولین سینمای سرپوشیده مشهد به شمار می‌آید.
حاجی شاکری می‌گوید: سیل تهران باعث شد کارخانه دوغ آبعلی تعطیل شود، اما هنوز مزه آن دوغ‌ زیر زبانم بود. این شد که آستین همت بالا زدم و دوغ را خودم درست کردم و تشویق هم‌محله‌ای‌ها باعث شد ۴۰سال اسیر دوغ‌سازی شوم!
ابراهیم تقوی، صاحب مغازه جگرکی محله سعدآباد، اوایل دهه ۵۰ مغازه‌اش را با دو هزار تومان خرید و حالا ۳۹ سال است که هم محله‌ای‌هایمان و خیلی از مردم این شهر با او و دکانش خاطره دارند.