کد خبر: ۱۴۱۵۴
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۰
فیروزه‌تراش محله شهیدبهشتی دار فانی را وداع گفت

فیروزه‌تراش محله شهیدبهشتی دار فانی را وداع گفت

فیروزه‌تراش قدیمی ساکن محله شهید‌بهشتی بود که سال‌ها نامش با ارادت به اهل‌بیت (ع) گره خورده بود، دعوت حق را لیبک گفت. او آن‌قدر در کارش ماهر بود که آمریکایی‌ها، سفارش کارشان را به او می‌دادند.

صبح نیمه‌شعبان، خبر درگذشت «سیدمحمد جواهری‌فرد» به گوش دوست و آشنا رسید. او فیروزه‌تراش قدیمی ساکن محله شهید‌بهشتی بود که سال‌ها نامش با ارادت به اهل‌بیت (ع) گره خورده بود. پیش‌تر با جواهری‌فرد در ۶ آبان ۱۳۹۹، گفت‌وگوکرده بودیم؛ مردی آرام و خوش‌صحبت که از سال‌های کاری‌اش در معدن فیروزه نیشابور و هنرش برایمان تعریف کرده بود.

 

 

استاد فیروزه تراشی

سیدمحمد جواهری‌فرد متولد‌۱۳۲۳ و یکی از فیروزه‌تراشان قدیمی مشهد بود که در تراش فیروزه شجری همتا نداشت، از شانزده‌سالگی در معدن فیروزه نیشابور به‌عنوان کارگر و سرکارگر کار کرده بود و بعد از دو سال به‌عنوان فیروزه‌تراش نزدیک حرم مطهر مشغول به کار شد. چم‌وخم کار را که یاد گرفت، تبدیل به ا‌ستادکاری شد که فیروزه‌ها را در اندازه‌های مشخصی بدون اینکه حتی یک میلی‌متر جابه‌جا شوند، برش می‌زد.

آن‌قدر در کارش ماهر بود که آمریکایی‌ها، سفارش کارشان را به او می‌دادند. او بعد‌از اینکه یک آمریکایی در بحبوحه انقلاب سرش را کلاه گذاشت، ورشکست شد و به‌ناچار تغییر شغل داد. آقا‌سید در قسمت بسته‌بندی کارخانه قوطی‌سازی تا زمان بازنشستگی‌اش کار کرد ولی باز هم گاهی به خاطر علاقه‌اش به سنگ فیروزه، برای دوست و آشنا با دستگاهی که داشت، فیروزه می‌تراشید.

اگر در محله نامش را بیاورید، اهالی او را با ویژگی دوستدار اهل‌بیت (ع) می‌شناسند؛ دلیلش هم این بود که تا قبل از اینکه دچار کهولت سن شود، در روز میلاد حضرت ابوالفضل (ع) و نیمه شعبان، تمام کوچه را چراغانی می‌کرد، طاق نصرت می‌بست و با شربت و شیرینی از همسایه و رهگذر پذیرایی می‌کرد.

 

مرید اهل بیت (ع)

سیده‌طاهره جواهری‌فرد، دختر مرحوم، پدرش را این‌گونه توصیف می‌کند: عاشق حضرت ولیعصر (ع) بود و ارادت خاصی به امام‌رضا (ع) داشت. تا چند سال پیش که هنوز پا به سن نگذاشته بود، جلو در خانه‌مان طاق‌نصرت می‌بست و از رهگذران پذیرایی می‌کرد و به آنها می‌گفت برای ظهور حضرت ولیعصر (عج) دعا کنند.

اگر می‌دید کسی ناراحت است، با شوخی و تعریف خاطرات شیرین سعی می‌کرد حالش را عوض کند

او ادامه می‌دهد: چون سید هستیم، هر‌سال روز عید غدیر از اول صبح تا نیمه‌شب، درِ خانه را باز می‌گذاشت تا هر کسی می‌خواهد، از غریبه و آشنا برای عیددیدنی و گرفتن عیدی به منزل ما بیاید.

طاهره‌خانم یادش است که پدرش هر موقع برای زیارت به حرم امام‌رضا (ع) می‌رفت با دیدن زائری که مکانی برای اقامت نداشت، دست او را می‌گرفت و با خودش به خانه‌شان می‌آورد؛ «می‌گفت مهمان حبیب خداست و برایش فرقی نمی‌کرد این خانواده دو‌نفر یا ده‌نفر باشند؛ همین موضوع باعث شده بود دوستان زیادی در شهر‌های مختلف کشور از شمال، تبریز و ارومیه گرفته تا اصفهان و شیراز داشته باشد.»

او می‌افزاید: پدرم ۱۵‌بهمن سال‌۹۶ برای خودش قبرجایی در بهشت‌رضا (ع) خرید. ما بچه‌ها با این کارش مخالف بودیم ولی او می‌گفت مرگ حق است و سراغ همه می‌آید. درست هشت‌سال بعد در همین تاریخ و در صبح نیمه‌شعبان به رحمت خدا رفت.

 

سفره‌داری آقاسید

محمود جنگی، برادر همسر آقاسید، نیز از خاطراتش می‌گوید: تمام فامیل، مرحوم را با چهره خندان و مهربانش می‌شناسند؛ کسی که به اصطلاح سفره‌دار و درِ خانه‌اش همیشه به روی همه باز بود.

او اضافه می‌کند: آن‌قدر از مهمان‌ها گرم استقبال می‌کرد که بار‌ها در مراسم ختمش هم به این ویژگی اشاره شد.

جنگی یکی دیگر از خصوصیات مرحوم جواهری‌فرد را شوخ‌طبعی‌اش می‌داند و می‌گوید: اگر می‌دید کسی ناراحت است، با شوخی و تعریف خاطرات شیرین سعی می‌کرد حالش را عوض کند.

او تأکید می‌کند: با‌وجود سن‌وسالی که داشت، همیشه حرمت کوچک‌تر را نگه می‌داشت.

 

* این گزارش سه‌شنبه ۲۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۰ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44