علی اکبر عباسنژاد اولین کار مستقل خود را با کاشی کاری رواقهای اضلاع مختلف صحن گوهرشاد آغاز کرد و بعد از آن کاشی کاری داخل آرامگاه فردوسی را به دستش سپردند.
مسیل انتهای بولوار شاهنامه، یکی از نازیباترین مناظر توس است. عظیم حمامی میگوید: وجود چنین کالی هنگام ورود به شهر توس، زیبنده و در شأن شاعر بزرگی، چون فردوسی نیست.
فقط دوازده سال دارد و آن مدالهای رنگارنگ حاصل هنرنماییاش در سبک وادوریو کاراته است. یگانهزهرا سیدی مبارزه را خوب یاد گرفته است، هم برای مدال و هم برای زندگی. همین موضوع هم سبب شده است یک نمونه موفق برای همکلاسیها و دوستانش باشد.
همه آن کلهقندی مثلثشکلِ تراشخورده و شاقولی که ۵۰ سال است بالا و دور و بر مقبره فردوسی تکان نخوردهاند کار دست آقای امیری است و کارگرهایش.
فریده افشان میگوید: به استاد گفتم علاقهای به فردوسی و شاهنامه ندارم و اضافه کردم اصلا چرا باید افسانههای فردوسی را بخوانیم؟ آن روز استاد یک ساعت وقت گذاشت و به من توضیح داد که شاهنامه چه تاریخچهای دارد.
دختران فعال اجتماعی و فرهنگی محله فردوسی دور هم جمع شدهاند و برای امسال محله برنامهریزی میکنند. آنها میخواهند بقیه دختران نیز همراه شوند تا محلهای پویاتر داشته باشند. هدف این دختران موفقیت است چه در درس و چه در فعالیتهای فرهنگی و ورزشی.
خانه کودک و شاهنامه در اتاقی در انتهای باغ آرامگاه قرار گرفته است. خیلی سخت هفتدیوار و زاویه برایش تعریف کردهاند تا یکی هفتخوان رستم را روی آن نقش بزند.