شهید حسین دباغ، دانشآموز بسیجی بود که آخرین بار در دهم تیرماه سال ۶۵ به جبهه رفت و در عملیات آزادسازی مهران به شهادت رسید.
«شهید مجتبی ناطقی» یکی از شهدایی است که در عملیات «بیتالمقدس» به شهادت رسید و پیکر پاکش بعد از ۱۷سال جستجو بالاخره در سال۷۸ به خانه برگشت.
مریمخانم شانزدهفرزند به دنیا میآورد که عمر دهنفرشان به دنیا نبوده است و فقط شش نفر از آنها زنده میمانند.اولین فرزندی که زنده میماند و بزرگ میشود، حسن است.
مادر سپهبد صیادشیرازی میگوید: یک بار برای او و برادر کوچکترش لباس زمستانی خریدیم. تا زمانی که با پسر رفتگر دوست بود، لباس زمستانی نو را به تن نمیکرد و لباسهای کهنهاش را میپوشید.
شهیدمجید ابراهیمی تمیزکار ۱۵ساله بود که وارد بسیج محله دانشآموز شد، اما از قبل انقلاب هم با اینکه سن کمی داشت نوار سخنرانی حاجآقای کافی را گوش میداد.
حوالی پاییز سال ۷۵ یا ۷۶ زنی که چادرش را تا روی پیشانی جلو کشیده و رهگذرانه از کنار بنای نیم ساخته مدرسه در حال عبور بوده، از کارگران بنا و معمار میخواهد که مدرسه را با نام پسر شهیدش تابلو بزنند.
مادر شهید ان خلیلی میگوید: «محبتی که پسرانم به پدر و مادرشان داشتند، زبانزد همه بود، اما ما را تنها گذاشتند و رفتند. از وقتی آنها به شهادت رسیدهاند، سعی کردهام در مقابل کسی گریه نکنم. لباس سیاه هم نپوشیدم.»