امام خمینی - صفحه 8

همه‌چیزش خدایی بود حتی ازدواج و زن گرفتنش. جبهه بود، از آنجا زنگ زد که مادر به فکر دامادی من باشید. من از امام خمینی برای عقدم وقت گرفتم.
جنگ که شد، پدرش تصمیم گرفت او را برای ادامه تحصیل به آلمان بفرستد.آنجامحمد را به نام «خمینی» می‌شناخته‌اند.سه ماه آلمان بود، اما نتوانسته بود خودش را با وضعیت آنجا وفق دهد. برگشت و تا زمان شهادت در جبهه ماند
آشنایی محمد وفایی‌مغانی با امام خمینی(ره) به حضور او در حوزه علمیه و لزوم تحقیق درباره مرجع تقلید برمی‌گردد.
حاج‌ناظر ابراهیمی، کسی است که سال‌ها خادم امام‌خمینی در نجف اشرف بوده است و درحال‌حاضر ساکن گلشهر مشهد است.
زمانی‌ که امام‌خمینی به عراق تبعید شد، من و پدرم با گذرنامه پاکستانی‌ای که داشتیم، پاکت نامه‌ محرمانه‌ای را از مشهد به امام رساندیم.
ماجرای دیدار‌های مجید زرافشان با امام‌خمینی (ره)، شبیه سریالی دنباله‌دار و جذاب است. سریالی که از سال ۱۳۵۷ و در نوفل‌لوشاتو پاریس شروع می‌شود و تا زمان ارتحال امام ادامه پیدا می‌کند.
رحمان حوتی تعریف می‌کند: خاطرم هست یک‌بار نوزادی را آوردند که قنداق‌پیچ شده بود. به امام گفتند دستی به این نوزاد بکشید که متبرک شود.