امام خمینی

آقاجان از مشهد آمده‌ام، دندان‌های شما را درست کنم
محمد حشمتیان، دندان‌پزشک تجربی مشهدی، در روز ورود امام خمینی (ره) به ایران، پای تلویزیون، چیزی را می‌بیند که شاید فقط توجه یک دندان‌پزشک به آن جلب شود.
پیراهن خونی من را ۲۵ تومان می‌خریدند!
حجت‌الاسلام محمد پورمحمدی که در جریان حمله به مدرسه فیضیه مجروح می‌شود تعریف می‌کند: در بیمارستان یکی از من خواست که پیراهن خونی‌ام را به قیمت ۲۵‌تومان به او بدهم تا برای یادگاری نگهدارد.
روایتی از بازاری‌های مشهد که برای استقبال از امام‌ راهی تهران شدند
محمود خادم‌الخمسه می‌گوید: یک‌ربع به غروب آفتاب بود و هنوز نماز ظهر را نخوانده بودیم و دنبال امام (ره) می‌دویدیم. بعد فهمیدیم امام (ره) رفته‌اند به مدرسه علوی.
بیت آیت‌الله شیرازی، پناهگاه انقلابی‌ها بود
آیت‌الله شیرازی در زمره علمایی بود که بعد از سرکوب قیام مسجد گوهرشاد، همراه جمع زیادی از مجتهدان و مدرسان حوزه علمیه مشهد به تبعید فرستاده شد.
روایتی کوتاه از مشهد و آخرین روز‌های بهمن ۱۳۵۷
روزنامه آفتاب‌شرق برای ۸ بهمن، می‌نویسد: بیشتر خیابان‌های اطراف حرم مطهر، دیگر زیر پای تظاهرکنندگان است و همه مسیر‌ها به حرم ختم می‌شود.
خاطرات چهاربرجی‌ها از تظاهرات زمان انقلاب
یونس نیکو روایت می‌کند: هربار که در تظاهرات شرکت می‌کردم، استادکارم، آقای محمدی، می‌گفت «چه چیزی نصیبت می‌شود که به تظاهرات می‌روی؟»
تبعید امام (ره) مرا به‌سمت انقلاب کشاند
حادثه ۱۰ دی آن‌قدر برای عبدالحمید اسماعیل‌پور تلخ است که انگار از ابتدای گفتگو قصد دارد همان روز را برایمان تعریف کند، روزی که به چشم خود دید زنان و دختران نوجوانی زیر چرخ‌های تانک به شهادت رسیدند.