انقلاب

پیراهن خونی من را ۲۵ تومان می‌خریدند!
حجت‌الاسلام محمد پورمحمدی که در جریان حمله به مدرسه فیضیه مجروح می‌شود تعریف می‌کند: در بیمارستان یکی از من خواست که پیراهن خونی‌ام را به قیمت ۲۵‌تومان به او بدهم تا برای یادگاری نگهدارد.
پدر و مادر شهید بیابانی فقط یک روز از هم دور ماندند
درست پس از روز خاک‌سپاری همسر، بی‌بی‌مریم نیز در حالی که با کمک برادرانش، توانست اشهدش را بگوید، با جاری شدن «الله اکبر» بر لبانش، نزد همسر و فرزند شهیدش شتافت.
محکوم به اعدام بودم، انقلاب جانم را نجات داد
سبحان ایراندوست، ارتشی محکوم به اعدامی است که در چندقدمی مرگ، خبر یک آزادی بزرگ، او را از اسارت چندساله ساواک نجات داد تا او ۲۱ بهمن ۵۷، را هیچ‌وقت فراموش نکند.
جانباز همیشه در  میدان
روایتی از زندگی جانباز غلامحسین صفایی، شهید زنده و صاحب نشان مشهد الرضا (ع) که بعد از پایان جنگ همچنان در مسیر انقلاب است.
ثبت وقایع انقلاب بر فراز دکه‌ها
حسین ارشادی عکاس و گرد آورنده عکس‌های این آلبوم است که شاید لحظه‌های کمتر‌دیده‌شده یا اصلا دیده‌نشده از دلیری‌های انقلاب ی‌ها باشد.
مجسمه‌ای که پیش از شاه اُفتاد
۱۸ آذر سال ۱۳۵۷ به میدان جلوی شهرداری رسیدیم که ملاحظه شد مجسمه رضاشاه که مدت چهل سال در میدان، سوار بر اسب همچنان استوار بود، با همه استحکامش همچون موم، به دست مردم خرد شد.
ارتشی زمان شاه ۱۲۲ ماه در جبهه بوده است
غلامحسین لورزئی ارتشی زمان شاه است که مسئول حفظ امنیت نقاط حساسی می‌شود؛ از جمله صدا و سیما و باغ ملک‌آباد که محل اقامت شاه و خانواده‌اش در زمان آمدن به مشهد بوده است.