اکبر توابی از تصمیمی که در ابتدای جوانی گرفت، احساس پشیمانی نمیکند: وقتی وارد خانه شدم، مادرم من را محکم در بغلش فشرد. آرامتر که شد گفت «اکبر، مادر! من دیگر طاقت دوری تو را ندارم.»
محله کلاهدوز تا پنج سال پس از انقلاب اسلامی، بیشتر باغ بود و بیابان. بسیاری از باغها و زمینهای این محله اوقافی بود و سیدی، اکبری و مولایی از عمده باغداران آن بودند. خیابان مجد از معابر اصلی محله کلاهدوز است که در گذشته پر از میم انگور و باغ توت بود و به «تیبیتی» شهرت داشت. بخشی از مزارع «سرده»، از وقفیات گوهرشاد، نیز در این محدوده قرار داشت.
محمد خواجویان اعتماد به نفسش را مدیون قرآن است. او میگوید: هیچگاه از نگاهکردن به جمعیت دچار استرس نشدهام.
محمدحسین قویدل میگوید: دوقانها الاغهایی بودند که قاچاقچیها تربیت میکردند. حیوان بدون سوار از سرخس به افغانستان میرفت. آن سوی مرز مواد بارش میکردند و دوباره همین راه را برمیگشت.
خانه محمدباقر اوحدی، در خیابان تورج با عکسهای خوش رنگ و لعاب ورزشی تزیین شده است. عکسهای او از مشهد یکی از ارزشمندترین تصاویری است که تاریخ این شهر را روایت میکند.
در این گزارش با زوجی آشنا میشویم که ۷ فرزند دارند و هنوز هم به ادامه فرزندآوری فکر میکنند.
زهرا فرزانه، مادری است که از ۵ فرزندش دو پسر و یک دختر باقی مانده است. به گفته اهالی محل، اکنون سالهای زیادی است که خانهاش وقف امور خیریه، برگزاری کلاسهای قرآنی و مجالس ائمه اطهار (ع) شده است.
سیدمهدی علیایی میگوید: محمد ژیان برخلاف خیلی از مداحان امروز که با صدایشان کاسبی میکنند، بدون اینکه یک تکتومانی از این راه پول درآورده باشد، برای دلش خوانده است.






