مرضیه خانم تعریف میکند: همراه مردم بهسمت استانداری حرکت میکردیم که ناگهان دیدیم عده زیادی از تظاهرکنندگان به سمت ما میدوند و خودشان را به کوچههای فرعی میرسانند. ما هم مثل بقیه پا به فرار گذاشتیم.
محله کلاهدوز تا پنج سال پس از انقلاب اسلامی، بیشتر باغ بود و بیابان. بسیاری از باغها و زمینهای این محله اوقافی بود و سیدی، اکبری و مولایی از عمده باغداران آن بودند. خیابان مجد از معابر اصلی محله کلاهدوز است که در گذشته پر از میم انگور و باغ توت بود و به «تیبیتی» شهرت داشت. بخشی از مزارع «سرده»، از وقفیات گوهرشاد، نیز در این محدوده قرار داشت.
تیم فوتبال«گلچهره» تازه در محله شکل گرفته بود و محمود وظیفهدوست و هممحلیهایش آرزوی یک مسابقه جدی با محلات دیگر را داشتند. تابستان۱۳۵۵ آرزویشان به بار نشست اما پایشان به توپ و میدان نرسیده مسابقه به پایان رسید!
زندگی مریم سپهری و اطرافیانش پر از حوادثی بوده که نیاز به امداد اولیه داشته و این اتفاقات، او را در مسیر یادگیری امداد و نجات و خدمت به دیگران قرار داده است.
شاید هوادارن فوتبال او را با کارت زرد و قرمزهایش بشناسند، اما محسن قهرمانی به گفته فرزندانش، همسرش و حتی همسایههایش، آدمی متفاوت است.
علیاکبر جلالی درباره همبستگی مردم و نیروی هوایی در ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ میگوید: تمام پرسنل نیروی هوایی مستقر در ایستگاه رادار مشهد، حرکت میکردیم. ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر میشدیم. در طی مسیر با تشویقها و کفزدنهای مردم مواجه شدیم بهویژه در خیابان خسروی.
شهریار گلی میگوید: من همین الان هم بهدلیل پژوهشهایم میتوانم اقامت رایگان در خارج از کشور را بگیرم، اما این کار را نکردم و بعدها هم هرگز این کار را نخواهم کرد؛ مگر اینکه خیلی بیمهری ببینم.
روشنک زندهدل میگوید: بیشترین نخبگان و استعدادهای ورزشی ساکن مناطق حاشیه شهر مشهد مانند بولوار توس هستند. بیشتر آنها بهدلیل دسترسینداشتن به مراکز ورزشی مجهز هرگز شناخته و کشف نمیشوند.