پدرم حاج علیاصغر، قاری قرآن است و به همین دلیل همیشه در خانه ما صوت قرآن پخش میشد و فضای منزل معطر از آن بود. مادرم نیز در زمان بارداری بسیار قرآن میخواند. سال 76در محله طبرسی به دنیا آمدم. بعد از تولدم باز هم نوای قرآن در خانه ما شنیده میشد. در چنین شرایطی قد کشیدم. به خاطر دارم در شش سالگی در یک جلسه قرآن خانگی سوره تبت را در حضور دیگران تلاوت کردم. پدرم وقتی علاقه و اشتیاقم را دید من را در ششسالگی نزد آقامصطفی و حاج محسن کارگر برد و از آنها خواست تا قرائت قرآن را یادم دهند.
محله کلاهدوز تا پنج سال پس از انقلاب اسلامی، بیشتر باغ بود و بیابان. بسیاری از باغها و زمینهای این محله اوقافی بود و سیدی، اکبری و مولایی از عمده باغداران آن بودند. خیابان مجد از معابر اصلی محله کلاهدوز است که در گذشته پر از میم انگور و باغ توت بود و به «تیبیتی» شهرت داشت. بخشی از مزارع «سرده»، از وقفیات گوهرشاد، نیز در این محدوده قرار داشت.
مسجد امام جعفرصادق(ع) اوایل انقلاب با همت اهالی کلاهدوز ساخته شد. آنها زمینی برای ساخت مسجد خریدند و با یاری یکدیگر ظرف 2 سال آن را بنا کردند. مسجدی که امروز با فعالیتهای بسیارش توانسته اهالی محله را مانند قدیم در کنار هم حفظ کند.
بانوان محله کلاهدوز چند ماهی است با تشکیل گروه تئاتر، به بیان مفاهیم آیینی مذهبی میپردازند
کوچه شهید مولایی در محله کلاهدوز که روزگاری باغ میوه و انگور بوده، اکنون تنها خاطرهای برای اهالی قدیم آن است
دارنده مدال برنز المپیاد ادبی کشور ؛ این روزها خود را برای کنکور آماده میکند. او در دوازدهسالگی به خواست و علاقه خود با شرکت در آزمون، وارد مدرسه تیزهوشان میشود...