آقای خاورداد چندسالی است که پس از فوت خواهرهمسرش، سرپرستی دو پسر او را برعهده گرفته است. او از رحمت و برکتی میگوید که در این چند سال در زندگیشان پدیدار شده است. میگوید: من فقط نگران مسائل تربیتی آنها هستم.
ما ۵ فرزند داریم، همسرم چند سالی بود که با ماشین کار میکرد و از صبح تا شب زحمت میکشید و دسترنجش را برای ما میآورد، اما روز اول ماه مبارک رمضان با دهان روزه رفت و دیگر نیامد.
غلامرضا دهدولانی ۱۲ سال پیش همسرش را بهخاطر بیماری از دست میدهد. او قبلاز فوت همسرش نذر داشته روزهای عاشورا و تاسوعا شربت درست کند و سوار بر دوچرخه به عزاداران بدهد.
سید حیدرحسینی شهید محله مهرآباد است. شهیدی که فرزندش را ندید. همسرش میگوید: چهل روز از خبر شهادت سید حیدر گذشته بود که دخترمان به دنیا آمد.
اهالی محله کوی سلمان بیش از ۱۰ سال است که هر روز چهارمرتبه نظارهگر سیدمرتضی سیدی هستند، درحالیکه با صدای اذان ظهر و مغرب، پدر بیمارش را برای اقامه نمازجماعت کول میکند و به مسجد میآورد.
شهرداری منطقه۸ امسال با ایدهای نو و خاص، با چاپ رایگان تصاویر خانوادگی که پدر ان در آن حضور داشتند، روی تقویمهای سال۱۴۰۴ و تحویل آن به خانوادهها، خاطره خوشی را برای خانوادهها رقم زد.
رجبعلی بسکابادی، نوجوانی بود که با دستکاری شناسنامهاش خود را به خط مقدم و جبهههای دفاع مقدس رساند






