جانباز

جانباز انقلاب، هنوز عمامه امام را بر سر دارد
سیدعلی کاشف‌الحسینی در بحبوحه مبارزات مردم علیه رژیم شاهنشاهی در چهارراه شهدا و هنگام تظاهرات خیابانی به دست دژخیمان نظام طاغوتی هدف گلوله قرار گرفته و قطع نخاع شد.
شهید کاوه از پشت بسیم می‌خندید و می‌گفت: «خاک بر سر صدام!»
محمد فتحی ساکن محله پروین اعتصامی و یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است. او بسیم چی گردان حضرت رسول و از همرزمان شهید کاوه بوده است.
روایت‌هایی روشن از چشم‌های محمود؛ فرمانده ۱۸ ساله جنگ
محمود باقرزاده جانباز روشن دل محله بهشتی است که چشمانش را بدون دریافت هیچ بهایی به‌خاطر میهنش از دست داده است. او می‌گوید: «من در ۱۸ سالگی فرمانده گردان شده بودم. جان ۴۰۰ نفر در دست من بود.»
محمدعلی راستگو بدن‌های متلاشی‌شده شهدا را جمع‌آوری می‌کرد
این رزمنده می‌گوید: در ۱۸ ماه دوران خدمتم از ساعت ۷ صبح تا آخر شب، تخلیه شهدا را انجام می‌دادم که کار بسیار دشواری بود و از خود صبح تا آخر شب، چکمه‌هایم را درنمی‌آوردم، حتی نماز را با کفش می‌خواندم.
یادبودی از محمدعلی راستگو که هرگز دنبال جانبازی نرفت!
راستگو از دهه‌۹۰ دیگر توان کار‌کردن نداشت و زندگی‌اش به‌سختی می‌گذشت. حتی برای اینکه خرج زندگی‌اش را در‌بیاورد کارگری کرد، اما هیچ‌وقت به کاری که برای رضای خدا انجام داده بود، تردید نکرد. او هفته گذشته بر اثر تصادف از دنیا رفت.
عباس کلانتر، جانباز قطع‌نخاع، روزگاری قهرمان دو و میدانی بود
عباس کلانتر، جانباز قطع‌نخاعی که روزگاری قهرمان دو و میدانی بود. او در استان و در مسابقات دو و میدانی آموزشگاه‌ها، رکورددار ۲۰۰، ۴۰۰ و ۸۰۰ متر بوده و عنوان سومی کشور را هم کسب کرده بود.
ایثار خانم درستکار در برابر ایثار آقای درستکار
آمنه درستکار می‌گوید: اگر بگویم رنج و درد نبوده است، دروغ گفته‌ام. مگر می‌شود جابه‌جایی یک مرد آن هم با صد‌کیلو وزن سخت نباشد؟ مگر می‌شود بستری شدن‌های دو‌سه‌ماهه در این بیمارستان و آن بیمارستان رنج نداشته باشد؟