فاطمه در اوج جوانی، زندگی خود را وقف مادربزرگش کرده است. او کارش در شبانهروز این است که کنار مادربزرگ بنشیند، نگاهش را بخواند و در آنی، خواستهاش را برآورده کند.
نوید سموزاد و فاطمه دراجی، زوج جوانی هستند که مراسم ازدواج خود را در مسجد فاطمهالزهرا (س) محله خاتم الانبیاء برگزار کردند. خطبه عقد این زوج جوان در حرم امیرالمومنین(ع) و شهر نجف جاری شده بود.
اکرم حمیدنژاد و رضا اخترشناس زوج نابینایی هستند که سالها است کنار هم خوش و خرم زندگی میکنند. آنها به درستی نمونه یک ازدواج آسان را معنا میکنند که این روزها کمتر در بین جوانان خریدار دارد.
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حاججواد نمازیمکی برای بار دوازدهم بود که مشرف میشد. اینبار بهدلیل اینکه دوتن از روحانیون کاروان نتوانسته بودند، در این حج حضور پیدا کنند، به او پیشنهاد این ماموریت داده شد.
عباس شماعی هم پزشک است و هم در ورزش دستی بر آتش دارد. او به واسطه هدیه دادن بادبادک و قلم و خودکار و ... به بچههای بیمار به «دکتر بادبادکی» شهرت دارد.
سحر وزیری و امیر ارجمند، زوج موفق و ورزشکار محله ولیعصر، هستند که ورزش را از کودکی و نه برای تناسب اندام بلکه به خاطر سلامتشان دنبال کردهاند و حالا ورزش حرفه اصلیشان نیز هست.
مادر شهیدان رجبپور تعریف میکند: گوشی تلفن را کنارم گذاشته و منتظر بودم که محمد زنگ بزند. از خستگی خوابم برد. در خواب دیدم که پدرش درحالیکه تاج گلی به سرش گذاشته، وارد خانه شد.
مرضیه خانم و خانواده اش در یک کانکس ۲ در ۴ در محله ایثارگرانِ قاسمآباد میگذرد؛ کانکسی که روزهای تابستان آدم از گرما لَهلَه میزند و زمستان از همهجایش سرما به درون رخنه میکند.
علیرضا خسروی میگوید: در این سالها که دیگر مادرم هیچ حرکتی نداشت، قرار شد هر ۱۰ روز مهمان خانۀ یکی از ما باشد، اما این هم سخت بود. در همین فواصل مادرم دچار زخم بستر شد و نمیتوانست حرکت کند.
بیشتر اعضای خانواده ۸۵ نفره حاجاکبر ایزدی، مدیر مدرسه علمیه کرمانیها، با الگو گرفتن از پدر، طلبگی را انتخاب کردهاند.
موسیقی نقطه اتصال چند نسل خانواده شجاعی پویاست؛ پدربزرگ، پسرها و نوهها.
گلیها چهار نفرند. سه نویسنده و آرمیتای ششساله که نقاشی میکشد و خیال دارد در سالهای آتی مجسمهساز شود. پدر خانواده (محمد) ۱۹ عنوان کتاب نوشته است. مادر خانواده و دخترِ خانواده (ملیکا) نیز هر دو نویسنده هستند.
خاندان ادیب که سابقه سکونت ۲۵۰ ساله در محله فردوسی را دارند، از حامیان همیشگی فردوسی بوده و نام خانوادگی ادیب را به عشق همین ارادت برگزیدهاند.
۱۰ خواهر و برادر با فرزندانشان در ساختمان پنجطبقهای در محله مجیدیه زندگی میکنند، ساکنان این ساختمان در شادی و غم و در سختی و راحتی کنار هم هستند.
هما علیپور و عباس قربانپور زوج جوان محله هاشمیه، در مرکز روانشناسی تخصصی «هما»، برای نخستین بار طرحی جامع در مبحث تحکیم خانواده ارائه دادند.
شهید رمضانعلی یعقوبی جانباز ۷۰ درصدی بود که به گواه دوستان، چندین بار جانباز شده، اما بیاعتنا به زخمهایش، پدری میکرده، تاآنجاکه میتوان در توصیفش، کلمه «نمونه» را به زبان آورد.
زندگی علیاکبر زوار که دوکودک خردسال داشت اما عشق به دفاع از حرم بیبی، بر حس و محبت پدریاش غلبه کرد. زندگی علیاکبر و هفت شهید مشهدی مدافع حرم که با ترفندی متفاوت به پیکار داعش شتافتند، درقالب مجموعه تلویزیونی «بچهزرنگ» این روزها از شبکه2 سیما پخش میشود. در این روایت، ما میهمان پدر و مادر و خواهر شهید بودیم اما همسر شهید برای گفتوگو رضایت نداد.
هماخانم تعریف میکند: سهساله بود که متوجه مشکل بلع او شدم؛ حتی نوشیدن آب برایش سخت بود. آزمایشهای پزشکی نشان میداد دریچه مری او مشکل جدی پیدا کرده است و باید درمان هرچه سریعتر آغاز شود. ماساژهای مختلف دهان، زبان و حلق انجام شد. خدا برای هیچ بندهاش نیاورد، چه برسد برای یک مادر...
حاجی همان سال ۴۰ که چندین ملک پانصدوهزارمتریاش را در ابوذر غفاری احمدآباد فروخت، گاو و گوسفندهایش را به کلاتهسرهنگ آورد. حالا او و ۹پسرش همه در همین روستا زندگی میکنند.
صدای خنده بچهها به گوش میرسد؛ غرق بازی با یکدیگرند. بزرگترها هم دور هم نشستهاند و مشغول خوشوبش کردن هستند، آنسو هم نوجوانها توپ کوچکی را برداشته و با آن گلکوچک بازی میکنند. این جمع دوستانه «رودمعجنیهای» ساکنان محله بهشتی است که برای چهارمین ماه در فرهنگسرای کودک و آینده بوستان کوهسنگی گرد هم جمع شدهاند.