۳۶ سال کم نیست برای انتظار؛ انتظاری که حتی با شنیدن صدای انداختن کلید به در تکرار میشود، انتظاری که گاهی در گلزار شهدای بهشترضا (ع) به پایان میرسد و کمی بعد دوباره آغاز میشود.
محله
بهشتی
بهشتی محلهای نوستالژی و تاریخی در حدفاصل خیابان کوهسنگی و پادگان ارتش است. یکی از مکانهای مهم محله، بیمارستان۱۷شهریور است که نام پیشین آن، ششم بهمن بود. خیابان امیرکبیر در گذشته بهنام «ثریا» و خیابان بهشتی نیز بهنام رضاشاه بوده است. باغ الندشت از موقوفات آستانقدس یکی ازنقاط مهم محله بهشتی است.
طرح کوچه رنگی با هدف بهرهمندی از مشارکت مردم اجرا میشود و اکنون هم میتوانید شادی و نشاط را در چهره ساکنان کوچه بهویژه کودکان ببینید.
قدمت کوچه رودکی۲۰ هفتادسال است. عرض بیستمتری این خیابان، آن را به یکی از معابر پرتردد محله بهشتی تبدیل کرده و گذرگاهی است برای دسترسی ساکنان محله به بزرگراه شهیدسردارسلیمانی.
وحیدرضا فرجی شانزدهسال فوتبال بازی کرد، اما کمکم بهسمت مربیگری رفت. او اکنون مدرک A مربیگری آسیا دارد.
هفتسال قبل قاسمی برای خیرات مادربزرگش، یکی از شبهای ماه رمضان، سینی چای مقابل مغازهاش گذاشته بود تا آنهایی که نتوانستهاند بر سر سفره افطار خانهیشان حاضر شوند، افطار کنند.
23آذر 1357 و حمله به بیمارستان امام رضا(ع) مشهد یکی از غمگین ترین حوادث انقلاب اسلامی ایران است که همچنان پس از گذر چهار دهه و اندی از آن، روایتش درد دارد. قصه این تراژدی با یک جمله شروع می شود: «حرکت چماق به دست ها».
درباره واقعه 22آذر میگوید: سال57 رئیس بخش زنان و زایمان بودم. در آن روز یک صندلی برداشتم و جلو در اتاق رئیس بیمارستان دکتر «خسرو آروند» گذاشتم تا تحصن کنم. او هم فردی انقلابی بود و از جریانهایی که در شهر میگذشت، اطلاع داشت. هنگامی که متوجه شد جلو در اتاقش نشستهام، علت را جویا شد. به او گفتم متحصن هستم. او با تعجب پرسید: یعنی چی متحصن هستی؟؛ گفتم با توجه به اتفاقهای اخیری که در شهر و بیمارستان افتاده است ناراحتم و میخواهم که با این حرکت از مردم و انقلاب حمایت و خشم و ناراحتیام را از رفتارهای چماقداران حکومتی نشان بدهم.
در کارنامه پروپیمانش میتوان به جوان برتر نهاد ریاست جمهوری در سال1390، رئیس دبیرخانه جوانان جشنواره لحظههای رنگینکمان در سال1391، برگزارکننده جشنواره جوانههای امید در سال97و98، دبیر پویش مردمی میزبانان هشتم امام رضا(ع)سال97 و مدیر خانه جوانان استان خراسان رضوی اشاره کرد.
اولین چیزی که در بین تابلوهای نقاشی خودنمایی میکند، چهره ارتشیهایی است که با اولین نگاه ما را یاد تمبرهای قدیمی میاندازند. نام بیشتر آنها زیر تابلوها نوشته شده است. تابلوهایی که توسط شهیدسیدمحمود امیدخدا در دهههای 30 و 40 کشیده شدهاند.
آنطور که میگویند شهید امیدخدا ذوق هنری خوبی داشته و در ایام فراغتش چهره دوستان و همرزمانش را میکشیده است.
صدای خنده بچهها به گوش میرسد؛ غرق بازی با یکدیگرند. بزرگترها هم دور هم نشستهاند و مشغول خوشوبش کردن هستند، آنسو هم نوجوانها توپ کوچکی را برداشته و با آن گلکوچک بازی میکنند. این جمع دوستانه «رودمعجنیهای» ساکنان محله بهشتی است که برای چهارمین ماه در فرهنگسرای کودک و آینده بوستان کوهسنگی گرد هم جمع شدهاند.
برای مصاحبه وارد مغازهاش شدیم و علت آمدنمان را گفتیم. پرانرژی و شوخطبع است و با مشتریهایش خوش و بش میکند. حتی برخی از آنها را با اسم کوچک صدا میزند. در آن مدتی که در مغازهاش هستیم برایمان جالب است برخی مشتریها کارتشان را میدهند بدون اینکه رمز را بگویند، خودش کارت میکشد؛ او حافظه خوبی دارد حتی بهتر از خود صاحب کارت.
کوهسنگی2 یکی از کوچههایی است که بهدلیل واقعشدن در پشت ایستگاه مترو بهندرت کسی متوجه آن میشود. کوچهای پرکاربرد که یکی از درهای مجتمع زیست خاور به آن باز میشود و سرنبش آن سینما آفریقا قرار دارد. این کوچه که سنوسالش نزدیک به 50سال است در جریان انقلاب اسلامی یکی از مسیرهای تردد انقلابیون بود اما اکنون هیچ نشانی از گذشته ندارد.
امیر مهدی از کودکی استعدادش را برای یادگیری نشان داده است؛ مادر که ذوق یادگیری فرزندش را میبیند تمایل پیدا میکند آموزشهایش را بیشتر و منسجمتر کند. خانم دربر میگوید: «امیرمهدی چهار سال داشت که برای دوچرخهسواری بیرون میبردمش.
هنگامی که از خانه خارج میشدیم آیهالکرسی و دعای فرج را زمزمه میکردم. بعد از چند روز دیدم که پسرم همین دعاها را با خودش تکرار میکند. خیلی خوشحال شدم و با همفکری همسرم تصمیم گرفتیم که آموزشهای دیگری از جمله حفظ قرآن را برایش شروع کنیم.»
چند روز پیش، بنای فروشگاه لشکر در خیابان بهار تخریب شد؛ بنایی که اگرچه تاریخی نبود، یکی از ساختمانهای خاطرهدار هویتی در شهر مشهد به شمار میرفت. نام این ساختمان بیشاز هر چیز با انقلاب و روزهای خونین دیماه57 مشهد گره خورده بود. همانجا که مردم معترض جلو استانداری خراسان، بهتلافی تیراندازی ارتشیها و حرکت دیوانهوار تانکها در 9دی57، فروشگاه را آتش زدند.
شروع تخریب این بنای خاطرهانگیز و کلنگزنی عملیات احداث برج هفدهطبقه سلامت در محل آن، بهانهای شد تا به گذشته این بنای خاطرهانگیز بپردازیم. بنایی که به گفته معماران قابل جابهجایی بوده است.
او که یکی از اعضای فعال انجمن اسلامی مدرسه و عضو بسیج بود، در سال1362 در عملیات خیبر به اسارت دشمن درآمد.
نزدیک به هفت سال اسارت و 45درصد جانبازی، سهم «محمد عالم رودمعجنی» متولد 1345 در شهرستان تربت حیدریه از روزهای دفاع و مبارزه است. همزمان با روز بازگشت آزادگان به وطن با این ساکن محله بهشتی که بهترین دوران جوانی خود را در اردوگاه «رمادیه» زیر بار شکنجه بعثیها گذراند، همکلام شدیم تا خاطراتش را مرور کنیم.
کوهسنگی و معابرش جزو شریانهای اصلی رفتوآمدی محسوب میشوند. به همین دلیل بیشتر کوچههای کوهسنگی مانند کوهسنگی14 با زیرنویس شهید رضا مطهرینژاد ترافیک دارند. عرض کم معبر و وجود اداره «سازمان تأمین اجتماعی (مدیریت درمان)»و بیمارستان 17شهریور ترافیک این کوچه را دوبرابر کرده است. به همین دلیل جای پارک در راسته خیابان کوهسنگی و معابر فرعیاش بهسختی پیدا میشود.
پژوهشسرای فرهنگ، هنر و ادب پارسی ثابت فردوسی با وجود آنکه از ابتدای مهرماه 1396افتتاح شده و بیشتر برنامههایش برای عموم است باز هم برای مردم و حتی ساکنان محله بهشتی ناآشناست. در این شماره قصد داریم اولین پژوهشسرای تخصصی ادبیات در ایران را به شما معرفی کنیم. مکانی که بهعنوان یک ظرفیت میتواند مورد استفاده ساکنان محله قرار گیرد.
فرنگیس فرهود، دکترای زبان و ادبیات فارسی، اولین مدیر این پژوهشسراست که با عشق و علاقهای که به ادبیات دارد، تلاش میکند تا از این ظرفیت به بهترین شکل ممکن استفاده شود.
اکرم منتظرینیا مدیر دبیرستان اعطایی میگوید: بهنظرم یکی از دلایل جذب دانشآموزان این است که دبیر بتواند ارتباط دوستانهای درست مانند ارتباط مادر و فرزندی با آنها برقرار کند. دوست بودن بهترین راه ارتباطی است.
هیچ وقت فراموش نمیکنم آن زمان که مادرم را از دست داده بودم تمام مسئولیتها بر دوش من و خواهرم بود هر بار که به دبیرم میگفتم «من نتوانستم درس بخوانم» ایشان با لبخند میگفتند «دختر گلم هنوز وقت داری. نگران نباش» صحبتهایش به من آرامش میداد. همان ارتباط و محبتی را که دیدم سرلوحه زندگیام قرار دادم و از همان شیوه برای دانشآموزانم استفاده میکنم.
فاطمه نبوینژاد 17ساله، دختری آرام، خلاق، ایدهپرداز و پرتلاش است که به کسب موفقیت فکر میکند. شاید در گذشته خیلی ایدههایش را جدی نمیگرفته است، اما بهتازگی بیشتر درباره محیط اطرافش فکر میکند و برای آنها وقت میگذارد تا بتواند به نتیجه مطلوب برسد.
هاله تیموری 18ساله، دختری آرام و خلاق که بیشتر به دنبال این است تا ببیند از ادغام چند وسیله چه چیزهایی به دست میآورد.
این اشتیاق «نادیا» سبب شده است تا در یازدهسالی که در این عرصه فعالیت میکند مدالهای متفاوتی را در کارنامه ورزشیاش ثبت کند. او 40طلا و دو نقره استان در بخش کیوروگی دارد.
نادیا رنکینگ2لیگ کشور در انفرادی را کسب کرده و تجربه حضور در مسابقات جهانی جام فجر به میزبانی تهران را نیز دارد. او در بخش هانمادانگ، مدال نقره جهانی به میزبانی کره جنوبی، دو مدال طلای کشوری، چهار طلا، ششنقره و چهار برنز استان را نیز در کارنامهاش دارد.