سیمین وهابزاده تعریف میکند: همسایهمان، دخترم را که روی پلهها زمین خورده بود، بغل کرد و سوار ماشین یکی دیگر از همسایهها شد. یکساعت بعد با دخترم از راه رسید. گوشه لب مینو را پانسمان کوچکی کرده بودند. او دخترم را تا درمانگاه برده بود!
محله
بهشتی
بهشتی محلهای نوستالژی و تاریخی در حدفاصل خیابان کوهسنگی و پادگان ارتش است. یکی از مکانهای مهم محله، بیمارستان۱۷شهریور است که نام پیشین آن، ششم بهمن بود. خیابان امیرکبیر در گذشته بهنام «ثریا» و خیابان بهشتی نیز بهنام رضاشاه بوده است. باغ الندشت از موقوفات آستانقدس یکی ازنقاط مهم محله بهشتی است.
داخل مجتمع زیستخاور و در طبقه منفی یک مجتمع، کتابخانه «گلستان» قرار دارد جایی که «محمد اقبال» یکی از کتابفروشهای قدیمی مشهد در آن -به قول خودش- کتاب هدیه میدهد.
اینجا تنها یک باغ نیست، بهشتی است که آرامگاه میرزاابراهیم رضوی را در دل دارد و میرزاابراهیم، بزرگترین وبه روایتی نخستین- واقف سادات رضوی است.
تا بیستسال پیش، هرکس در محله عروسی داشت، سراغ طیبهخانم میآمد؛ «آن وقتها رسم نبود که مراسم در تالار برگزار شود. وقتی همسایهها میگفتند عروسی دارند، مجلس زنانه را در خانه ما برگزار میشد.»
مادر شهیدان خلیلی میگوید: «محبتی که پسرانم به پدر و مادرشان داشتند، زبانزد همه بود، اما ما را تنها گذاشتند و رفتند. از وقتی آنها به شهادت رسیدهاند، سعی کردهام در مقابل کسی گریه نکنم. لباس سیاه هم نپوشیدم.»
سمیرا اکبریکلاهیطوسی روزهایی را به خاطر میآورد که هنوز خیابان بهشتی شکل و شمایل امروزش را نداشت و در آن از بولوار خبری نبود. به گفته او محله در این چهلسال توسعه یافته و از بافت سنتی خارج شده است.
علیاصغر خالقپور، مداح انقلابی و فعال فرهنگی محله بهشتی است، که از بیستسالگی فعالیتهای انقلابیاش را آغاز کرد. او میگوید: قبل از انقلاب گروهی بیستنفره بودیم که آن زمان به ما «جانفدا» میگفتند.
سرگرد غلامرضا نورزاده ۲۰ ساله بود که به استخدام ژاندارمری درآمد او بعد از بازنشستگی نیز خود را مسئول و حافظ جان آدمها و همشهریان میداند.
تا آنموقع ساعت تعمیر نکرده بودم، آرام و آهسته ساعت اول را باز کردم حواسم جمع بود تا اجزای ساعت آسیب نبیند. روز بعد اول صبح، مرحوم ساعتچی صدایم زد و گفت: «این ساعتها که از دیشب خواب هستند!»
عملیات تقریبا تمام شده بود و فقط ساختمان در طبقات بالاتر دچار دودگرفتگی شده بود که ناگهان مادری با صدای بلند شروع به فریادزدن کرد و گفت: بچه ۵ سالهام در اتاق خواب بوده کسی او را بیرون نیاورده است.
یحیی اخلاقی ۶۲ ساله مدت ۴۵ سال است که در حرفه نانوایی کار میکند. او از سال۷۸ به محله بهشتی و در این مدت تغییری در کیفیت نانش ایجاد نشده است.
داستان از خواب مادرشهید شروع شد که برای ادای نذر پسرش، با همکاری اهالی محل، در مسجد امام هادی (ع) کاچی پخت. پس از ۱۵ سال هنوز ساکنان انتهای محله بهشتی سهشنبهها در مسجد کاچی میپزند.
زهرا همتی همانطورکه مقابل ویترین یکی از مغازهها در خیابان احمدآباد به تماشا ایستاده بود، یکباره چشمش به مرد میانسالی افتاد که در چندقدمی او ناگهان نقش بر زمین شد.
نرجس محمددوست بانوی سرپرست خانواده و کاسب محله بهشتی است. بیشتر اهالی محله بهشتی او را میشناسند و اخلاق خوش و خوشحسابیاش اعتبار او در کسب و کارش شده است.
آنچه سبب تمایز کانون و مسجد پنجتن با مساجد دیگر شده، برنامههای ورزشی و آموزشی آن است و در کنار اینها وجود بازیسرا (گیمنت) در این مسجد سبب ارتباط بیشتر نوجوانان و جوانان با مسجد و کانون شده است.
رضا گلشاهی که موفق به دیدار با رهبری شده است میگوید: ایشان از من خواستند که چندآیه از قرآن را تلاوت کنم. بعد از پایان تلاوت به من سفارش کردند که تا زمانی که توان دارم، در راه تلاوت قرآن گام بردارم.
حضور یوسف مقدمپور در آتشنشانی باوجود تمام سختیهای کار، دریچهای برای ورود همسر و پسرش به آتشنشانی شد. الهه عباسی همسر یوسفآقا و مادر سه فرزند دو سال بعداز همسرش وارد آتشنشانی شده است.
سهیلا هاشمینژاد ساکن محله شهید بهشتی میگوید: بهخاطر علاقه زیادم به هنر در کنار عکاسی هر کجا که میرفتم، اگر بافت مخصوصی داشتند، سعی میکردم از مردم همان منطقه یاد بگیرم.
اتلیه و لابراتوار آریا دور میدان تقیآباد، یکی از آتلیههای عکاسی قدیمی مشهد است که با توجه به آرشیو عکسهایی که از قدیم دارند سوژه خوبی برای مشهد چهره است. آقای فرهمند مدیر این آتلیه بیشتر از ۶۰ سال سابقه در هنر ارزشمند عکاسی دارند. پیشنهاد میکنم با ایشان گفتگو کنید.
سعید بصیرت میگوید: خط معراج از ترکیب هفت خط ثلث، نسخ، کرشمه، کوفی، طغری، ریحان و معلا تشکیل شده است و بیشتر جنبه زیباشناسی دارد و در محیطهای گرافیکی نمود بیشتری مییابد.