محله بهشتی - صفحه 10

محله

بهشتی

محله بهشتی

بهشتی محله‌ای نوستالژی و تاریخی در حدفاصل خیابان کوهسنگی و پادگان ارتش است. یکی از مکان‌های مهم محله، بیمارستان۱۷شهریور است که نام پیشین آن، ششم بهمن بود. خیابان امیرکبیر در گذشته به‌نام «ثریا» و خیابان بهشتی نیز به‌نام رضاشاه بوده است. باغ الندشت از موقوفات آستان‌قدس یکی ازنقاط مهم محله بهشتی است.

محله بهشتی
«علی ابراهیم‌زاده» سی‌ساله است و از سال ۹۷ امام جماعت نماز ظهر و عصر مسجد ارشادارضاست. او جزو آن دسته افرادی است که ساکنان محله بهشتی از کودکی شیطنت‌هایش را دیده و او را به خوبی می‌شناسند. در کودکی در همین مسجد اذان و اقامه می‌گفت و فعال فرهنگی و بسیجی بود. حجت‌الاسلام علی ابراهیم‌زاده سال‌ها قبل عضو پایگاه بسیج شد، پس از مدتی جانشین پایگاه و بعد هم مسئول پایگاه و مسئول هیئت فرهنگی مذهبی مسجد شد. توانایی و تلاش او به اندازه‌ای بود که مردم محله سکان مسئولیت مدیریت مسجد را به او بسپارند.
«شهرام تدین» ۱۷ سالی است که افتخار خادمی امام رضا (ع) را دارد. بار‌ها از او پرسیده شده که آیا خودت از نزدیک شاهد شفا دادن مریضی از سوی حضرت رضا (ع) بوده‌ای؟ و او محکم جواب می‌دهد بله، می‌گوید دفتری در حرم مطهر رضوی وجود دارد که کراماتی که جزو خاطرات خدام است نیز در این دفتر ثبت می‌شود و آستان قدس رضوی بر روی این موضوع تأکید و حساسیت ویژه دارد و آن‌گونه نیست که هر کسی بتواند شفا گرفتن یا هر موضوعی را به حضرت نسبت دهد.
از زمانی که کرونا آمده به گفته «فرحناز رضوی» ساکن محله بهشتی که صاحب یکی از زنانه‌دوزی‌های این محله است، کسب و کار این صنف از رونق افتاده است. او که 25سال است به طور حرفه‌ای کار می‌کند و کمک خرج خانواده‌اش است، می‌گوید: کار ما با جشن و مهمانی‌ها ارتباط نزدیک دارد. هنگامی که عروسی‌و مهمانی‌ برپا باشد برخی بانوان و دختران جوان دوست دارند لباس بدوزند. از این‌رو رونق کارم در ارتباط نزدیک با برگزاری مراسم‌هاست. حتی برخی برای مراسم عزاداری در محرم هم لباس سفارش می‌دادند.
محرم که آغاز می‌شود پرچم‌های عزاداری هم در سراسر کشور بساطش به پا می‌شود. پرچم‌هایی که هنر دست استادکاران زبردست مشهدی است. هنری که سال‌هاست در مشهد حرف اول را می‌زند و به جز تعداد انگشت‌شماری در شهرهای دیگر کسی این کار و هنر را دنبال نمی‌کند. این نکته را محمدرضا کامرانی 73ساله می‌گوید که از استادکاران این حرفه محسوب می‌‌شود. پدرش و برادرش هم در کار پرچم‌دوزی بوده‌اند و او از این طریق علاقه خاصی به این‌کار پیدا می‌کند.
هاشم ارغوانی، پدر خانواده، از کودکی 2فرزندش را همراه با خود به گود زورخانه می‌برد تا با دیدن آیین و منش پهلوانی آن‌ها را با رسم مردانگی و جوانمردی آشنا کند. اکنون 25سال از آن زمان می‌گذرد و این حرکت او باعث شده‌است تا پسر ارشدش در جوانی مرشد بنام محله شود و پسر دومش باستانی‌کار و مایه افتخار او باشد.
کرونا خیلی از شغل‌ها را دورکار کرد و خیلی‌های دیگر را هم به تعطیلی و خانه‌نشینی کشاند، اما بعضی مشاغل هم بودند در دوران کرونا سرشان شلوغ‌تر شد و حتی یک روز هم دورکاری نداشتند. پاکبان‌ها از این دسته هستند. آن‌هایی که باید علاوه‌بر کارهای روزانه خودشان کارهای دیگری مانند ضدعفونی و گندزدایی معابر و ایستگاه‌های اتوبوس را هم انجام بدهند. سعید ثنایی پاکبان شریف و زحمت‌کشی است که در محله‌ بهشتی خدمت می‌کند.
دوستان و همراهان جهادی‌اش «دکتر محسن» خطابش می‌کنند. کارنامه پرباری دارد. از همیاری و خدمت‌رسانی در مناطق محروم شهر گرفته تا کمک به زلزله‌زدگان سرپل ذهاب و سیل‌زدگان آق‌قلا، گمیشان، لرستان و اهواز و حتی دورتر و خطیرتر همچون امدادرسانی در جوار مدافعان حرم حضرت زینب(س) در سوریه. حالا هم دوش به دوش کادر درمان تمام توان خودش و بسیج پزشکی راکه نزدیک به یک سال است مسئولیتش را برعهده گرفته، به کار گرفته است تا با این ویروس منحوس که بلای جان همه شده است، مبارزه کند.
هر چند نفس‌های گرمابه‌های قدیمی‌ شهرمان به شماره افتاده و این روزها کمتر کسی به‌سراغ آن‌ها می‌رود، اما هستند زائرانی که به دنبال گرمابه‌اند. شاهد حرفمان هم مشتری‌هایی است که در زمان تهیه گزارش به گرمابه قدیمی نسیم در محله امام خمینی(ره) رفت‌وآمد دارند. اما بی‌شک یکی از مشاغلی که تحت‌تأثیر کرونا قرار گرفته، گرمابه‌داری است.
«وقتی در مقابل پدرم و مادرم نشستم و گفتم قصد داریم مراسم ازدواجمان را در مسجد محله برگزار کنیم با چهره متعجب مادر و ابروهای در هم کشیده پدر روبه‌رو شدم. صدای پدرم جدی شد و گفت: «حرفت را دوباره تکرار کن!» من هم مصمم‌تر از قبل گفتم «من و عاطفه قصد داریم مراسم ازدواجمان را در مسجد پنج‌تن بگیریم، البته رضایت شما برایمان مهم است.»حامد با تعریف این صحنه می‌گوید پدر و مادرش پس از گفت‌وگوی بسیار با او، حرفش را خیلی جدی نگرفتند و با این تصور که خانواده همسرش مخالفت خواهند کرد، به او گفتند: «نظر خانواده همسرت مهم است.»
بولوار شهیدان خلیلی که در گذشته با نام زکریا شناخته شده بود، قدمتی بیش از 50سال دارد. این معبر به 2خیابان شهید دکتر بهشتی و شهید جهان‌آرا متصل می‌شود. در این خیابان منزل خانواده شهیدان خلیلی، شهید امینیان، شهید ناصرالشریعه و شهید جلائیان است.
بولوار شهید جهان‌آرا با طول تقریبی 750متر و عرض تقریبی 13متر در محله بهشتی از معابر قدیمی منطقه8 است. این معبر قدیمی با بافت تجاری که دارد به‌دلیل پارک دوبل خودروها همواره گرفتار مشکلات ترافیکی است، به ویژه که شاهراه ارتباطی دو بولوار شهید نامجو و شهیدان خلیلی است.
ماجرای کرونا گرفتن ایمان امیری به دوم خرداد همین امسال برمی‌گردد. طی تماس تلفنی همسرش از بدحالی‌اش خبر می‌دهد و بلافاصله برای رساندن او به پزشک از محل کارش مرخصی می‌گیرد. با اعلام مثبت شدن آزمایش همسرش را در خانه قرنطینه می‌کند و خودش به کارهای دختر سه‌سال ونیمه‌اش رسیدگی می‌کند. اما روز دوم که به سرکار می‌آید متوجه می‌شود که بدحال است و به درمانگاه نزدیک محل کارش مراجعه می‌کند.
سید محمد جواهری فرد یکی از فیروزه‌تراشان قدیمی مشهد است که به گفته خودش در تراش فیروزه شجری همتا نداشته است. چهارده ساله بوده که در کارگاه شعربافی در کوچه حسین‌باشی مشغول به کار می‌شود.
«نفیسه نسترنی»، 26ساله یکی از فعالان محله بهشتی است. محل قرارمان در «کانون شهید شعبانی» بود، همان مکانی که در فاز اول و دوم کرونا محل تولید ماسک بود و بانوان محله در این زمینه خوش درخشیدند و با تولید ماسک و توزیع رایگان آن بین ساکنان تلاش داشتند گامی مؤثر در قطع زنجیره کرونا بردارند.
کوچه رودکی30 از معابر قدیمی محله بهشتی است. اگر گذرتان به این کوچه قدیمی افتاد، قدم آهسته کنید. دقیقه‌ای زیر سایه درختان توت قدیمی این کوچه استراحت کنید و از درختانش میوه بچینید. کوچه‌ای با همسایه‌های همدل که در کارها مشارکت می‌کنند تا حال و احوال بهتری داشته باشند.
یک روز یک نفر گریه‌کنان به مغازه آمد و گفت پدرم مرده و از او هیچ عکسی به یادگار نداریم، بیاید از او عکس بگیرید تا چهره‌اش برایمان بماند. یکی از عکاسان به نام حسین می‌رود تا از متوفی در غسالخانه عکس بگیرد، او که تاکنون مرده ندیده بود، کمی عقب می‌رود تا عکس بگیرد، اما ناگهان می‌ترسد و فرار می‌کند. دوباره به مغازه آمد و گفت او که ترسید و فرار کرد یک نفر بیاید و عکس بگیرد، من رفتم و از صورت پدرشان عکس گرفتم.
همیشه و همه جا دفتر نقاشی و مداد رنگی برایش مهیا بود، انگار پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایش هم از نقش بستن یادگاری‌های او بر در و دیوار خانه‌شان خوششان نمی‌آمد.برای همین دفتر نقاشی و مدادرنگی در اختیارش قرار می‌دادند. اکنون که 16سال از عمر آرمین خنده‌می می‌گذرد هنوز هم دفتر نقاشی‌هایش را نگه داشته‌اند.
عباسعلی کمالی که 77بهار از زندگی‌اش می‌گذرد از ابتدای انقلاب در محله بهشتی ساکن است و هر روز صبح برای ورزش به بوستان کوهسنگی می‌آید. او بانشاط‌تر از بسیاری از جوانانی است که در اطرافم می‌بینم و می‌شناسم. آن‌قدر او را در بوستان دیده وبا یکدیگر سلام و علیک کرده ایم که اکنون با یکدیگر دوست شده‌ایم.
به‌خاطر اینکه از دست مأموران شهرداری در امان باشیم، خیلی وقت‌ها شب زباله‌ها را انبار می‌کنیم و صبح زود می‌بریم. اگر سه‌چرخه را ببینند، به پارکینگ می‌برند.