محله بهشتی - صفحه 3

محله

بهشتی

محله بهشتی

بهشتی محله‌ای نوستالژی و تاریخی در حدفاصل خیابان کوهسنگی و پادگان ارتش است. یکی از مکان‌های مهم محله، بیمارستان۱۷شهریور است که نام پیشین آن، ششم بهمن بود. خیابان امیرکبیر در گذشته به‌نام «ثریا» و خیابان بهشتی نیز به‌نام رضاشاه بوده است. باغ الندشت از موقوفات آستان‌قدس یکی ازنقاط مهم محله بهشتی است.

محله بهشتی
روزنامه اطلاعات در ۱۷ بهمن سال ۱۳۴۷ گزارشی مبسوط در جریده‌اش به چاپ می‌رساند و دلیل ساخت این بیمارستان را برخورداری عموم کارگران خراسان از مزایای قانون کار و بیمه‌های اجتماعی ذکر می‌کند.
مهدی که اکنون در کلاس ششم درس می‌خواند، سال‌۱۴۰۲ توانست مقام سوم مسابقات نقاشی آموزش‌وپرورش ناحیه‌۳ را کسب کند. می‌گوید: یک‌بار وسط کار ناراضی بودم و خواستم رهایش کنم. ولی استاد بهم یاد داده که باید صبر داشته باشم.
عمارت کوهسنگی در گذشته یکی از مراکز اصلی و آبرودار شهر بوده که هرکس را که از نگاه مسئولان سرش به تنش می‌ارزیده است به آن دعوت می‌کرده‌اند. این ساختمان برای شهر، هم تالار پذیرایی بوده، هم هتل اقامتی برای مهمانان.
در آموزشگاه فرزانه نخعی، هنر تنها یک شغل نیست؛ بلکه یک سفر به‌سوی کشف و بیان خویشتن است؛ سفری که در هر بوم و در هر درس، به هنرجویان منتقل می‌شود و آنها نیز با اشتیاق و انگیزه، راه مربی‌شان را دنبال می‌کنند.
خانواده مطهری‌نژاد از‌جمله خانواده‌های بنام محله شهید‌بهشتی بودند. بیشتر اعضای این خانواده در همین محدوده زندگی می‌کردند، اما با گذر زمان، بسیاری از آنها از محله رفتند و اکنون فقط نرگس‌خانم و تعداد کمی از بستگان در این محدوده سکونت دارند.
تا سال ۶۰ هنوز این معبر در محله شهیدبهشتی برق نداشت. به‌مرور، زمین‌های اطراف به فروش رسید و آبادانی به محله آمد. حالا نامجوی‌۲۳ معبری است که امکانات خاص ورزشی و آموزشی دارد.
زهرا خانم از هر فرصتی برای خواندن کتاب‌های مورد‌علاقه‌اش درباره جانوران و کهکشان‌ها استفاده می‌کند. او توانسته است رتبه اول کتاب‌خوان برتر ناحیه ۳ آموزش‌و‌پرورش را به‌دست بیاورد.
سپهر نجات، وقتی کلاس هفتم بود، استعدادش را در تذهیب شناسایی کرد. از آن موقع تا حالا در این زمینه فعالیت می‌کند و یکی از آثارش توانسته است مقام اول ناحیه و استان را در مسابقات دانش‌آموزی به دست آورد.
محمود باقرزاده جانباز روشن دل محله بهشتی است که چشمانش را بدون دریافت هیچ بهایی به‌خاطر میهنش از دست داده است. او می‌گوید: «من در ۱۸ سالگی فرمانده گردان شده بودم. جان ۴۰۰ نفر در دست من بود.»
نوجوانان پایگاه بسیج شهدای گمنام مسجد امام‌هادی (ع) در محله شهید‌بهشتی با وجود این‌که تجربه کار یدی ندارند، روز‌های پنجشنبه و جمعه که از درس و مدرسه فارغ هستند، برای بازسازی مسجد محله‌شان دست به کار می‌شوند.
خیابان کوهسنگی مشهد با درختان بلند و تنومند، پیاده‌رو‌های عریض و نمای رو به کوه در گوشه جنوبی یک شهر زیارتی. این خیابان نود‌ساله با نام‌های مختلفی آمیخته است.
تصورش را بکنید در خانه‌تان نشسته‌اید و به یک‌باره بگویند مقام معظم رهبری می‌خواهد وارد خانه شما بشود، چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ این حس را خانواده قاسمیان در ۱۳ فروردین ۱۳۹۲ تجربه کردند.
عباس‌ طوسی از نوجوانی با دست و پا اجسام سختی مانند دسته کلنگ و آجر و بتن را می‌شکست؛ «دسته‌کلنگ به این راحتی خرد نمی‌شود، اما قدرت بدنی من طوری است که بدون کمترین آسیبی با ساق پا دسته کلنگ را خرد می‌کنم.»
موقوفه سلسله سادات رضوی بعد از آستان قدس رضوی بزرگ‌ترین موقوفه است که به‌صورت مستقل فعالیت می‌کند و ۱۵ هزار نفر در سراسر ایران و خارج از کشور ماهانه از این موقوفه سهمیه دارند.
سیمین وهاب‌زاده تعریف می‌کند: همسایه‌مان، دخترم را که روی پله‌ها زمین خورده بود، بغل کرد و سوار ماشین یکی دیگر از همسایه‌ها شد. یک‌ساعت بعد با دخترم از راه رسید. گوشه لب مینو را پانسمان کوچکی کرده بودند. او دخترم را تا درمانگاه برده بود!
داخل مجتمع زیست‌خاور و در طبقه منفی یک مجتمع، کتابخانه «گلستان» قرار دارد جایی که «محمد اقبال» یکی از کتاب‌فروش‌های قدیمی مشهد در آن -به قول خودش- کتاب هدیه می‌دهد.
اینجا تنها یک باغ نیست، بهشتی است که آرامگاه میرزا‌ابراهیم رضوی را در دل دارد و میرزا‌ابراهیم، بزرگ‌ترین وبه روایتی نخستین- واقف سادات رضوی است.
تا بیست‌سال پیش، هر‌کس در محله عروسی داشت، سراغ طیبه‌خانم می‌آمد؛ «آن وقت‌ها رسم نبود که مراسم در تالار برگزار شود. وقتی همسایه‌ها می‌گفتند عروسی دارند، مجلس زنانه را در خانه ما برگزار می‌شد.»
مادر شهیدان خلیلی می‌گوید: «محبتی که پسرانم به پدر و مادرشان داشتند، زبانزد همه بود، اما ما را تنها گذاشتند و رفتند. از وقتی آنها به شهادت رسیده‌اند، سعی کرده‌ام در مقابل کسی گریه نکنم. لباس سیاه هم نپوشیدم.»
سمیرا اکبری‌کلاهی‌طوسی روز‌هایی را به خاطر می‌آورد که هنوز خیابان بهشتی شکل و شمایل امروزش را نداشت و در آن از بولوار خبری نبود. به گفته او محله در این چهل‌سال توسعه یافته و از بافت سنتی خارج شده است.