پدر شهید محمدصادق غفاریان میگوید: من نمیخواستم مالی از شهید بگیرم، گفتم مال خودش برای خودش بماند و بقیه را هم من به او میبخشم؛ خانه را به اسم او وقف کردیم تا مجتمع فرهنگی احداث شود.
محله
بهشتی
بهشتی محلهای نوستالژی و تاریخی در حدفاصل خیابان کوهسنگی و پادگان ارتش است. یکی از مکانهای مهم محله، بیمارستان۱۷شهریور است که نام پیشین آن، ششم بهمن بود. خیابان امیرکبیر در گذشته بهنام «ثریا» و خیابان بهشتی نیز بهنام رضاشاه بوده است. باغ الندشت از موقوفات آستانقدس یکی ازنقاط مهم محله بهشتی است.
محمدعلی غفاریان در زیرزمین خانهاش، دو دستگاه تکثیر داشت که اعلامیهها را با آنها، چاپ و توسط پسرش محمدصادق و دوستانش بین مردم توزیع میکرد. خانواده غفاریان، یکی از ۲۰ خانوادهفعال انقلابی در مشهد بود.
چادر الهه بین چرخهای تانک گیر کرده بود و او را تا مسافتی با خودش میکشاند. مریم هم داخل جوی آب افتاده و دستوپایش شکسته بود. الهه چندروز بعد شهید شد.
نام کوهسنگی۴۰، «نجفی» بوده است؛ کوچهای که در دهه ۵۰ به نام «میرداماد»، از فیلسوفهای دوران صفویه، تغییر میکند. در زیرتابلوی این کوچه همچنان نام میرداماد دیده میشود.
محمد قاسمی رودمعجنی متولد۱۳۵۵ساکن محله امامخمینی میگوید: اگر در ایام محرم، بچههای مشهد به روستاها مراجعه نکنند، جوانی نمیماند تا مراسمی اجرا کند و سنتهای دیرینه روستا را زنده نگهدارد.
غلامحسین خوشعاطفه، کارگر شهرداری باوجود هزینه سخت بیماری فرزندش دربرابر مبلغی که پیدا کرد، وسوسه نشد. او میگوید: دوست دارم وقتی زائری به شهرش برمیگردد به همه بگوید چه بچهمشهدی باحالی!
اسکیت در مشهد با همت مسعود احمدی، از پیشکسوتان این حرفه قوت گرفته است و روزبهروز به تعداد طرفدارانش اضافه شده و بعد هم پای آنها را به رقابتهای ورزشی باز کرده است.
مژده نجارمایانی دانشآموز کلاس ششم است. دوسالی هست که ورزش را شروع کرده و بهتازگی توانسته است در سومین مسابقات باشگاهی شهرداری مشهد بههمراه تیمشان مقام اول را به دست بیاورد.
طرح فوقالعاده خاص شغلی، افزایش جذب نیرو برای بیمارستانها و افزایش مبلغ اضافهکار جزو طرحهایی است که نیاز به اختصاص بودجه از وزارتخانه دارد.
حدود هزارو ۷۰۰ نفر در عملیات خیبر اسیر شدند و به اردوگاه موصل ۲ انتقال یافتند. پنج سال از عمر دکتر هادی بیژننژاد هم در این اردوگاه گذشت.
کوهسنگی ۱۲ یکی از معابر اصلی منطقه است که دو خیابان کوهسنگی و شهیدبهشتی را به یکدیگر متصل میکند و مسیر اتصال به بیمارستانهای مهر و امید نیز هست.
حاج محمد شادکام، پدر شهیدان جواد و محسن که ۸۵ بهار از زندگیاش میگذرد، بدون ترس از رژیم پهلوی با پسرانش در مسیر انقلاب همراه بود و همیشه به آنچه اعتقاد داشت، عمل میکردند.
شهید محمدحسین شعبانی ۱۵ سال بیشتر نداشت که برای گذراندن دوره آموزشی به بیرجند رفت، ۱۵ روز در جبهه بود و پس از ۱۵ سال، جنازهاش را آوردند.
رضا گلشاهی نوجوان محله بهشتی علاوهبر قرائت زیبایش، نخبهای است که توانسته در طول چهار ماه، حافظ کل قرآن کریم شود.
حاج محمدمهدی کرباسی که نیمقرن انواع صابونهای سنتی را در مشهد فروخته میگوید: آن زمان فقط دو نفر در مشهد، نیسان داشتند؛ من و یک نفر دیگر که با هم به مراغه میرفتیم و صابون میآوردیم.
مهندس علی و پدرش محمدجواد رحیمیان ۶۰ سال دانش و تجربه را درهم آمیختهاند. ارتقا و توسعه سطح دانش و ساخت ماشینهای دوار صنعتی برپایه فناوری روز، هدف مجموعه آنهاست.
پسران شهید علی اشرف، همرزم او در خط مقدم بودند. محمد، غلامرضا و حسن در یک دوره چندساله همرزم و همراه پدر در مناطق عملیاتی بودند تا اینکه پدر به آرزوی همیشگی خودش یعنی شهادت رسید.
زهرا موسوی یکی از خیران محله بهشتی عقیده دارد وظیفه هر فردی است که قدمی برای بهبود وضعیت محله خود بردارد.
حمید صادقیراد، جانباز محله بهشتی در پانزدهسالگی راهی جبهه شد و همزمان با خدمت درس هم میخواند و زمان امتحانات به خانه بازمیگشت. او پنج سال به همین ترتیب خدمت کرد.
رضا وحدتپرست، دانشجوی دوره دکترای مکانیک، مهندسصنایع و شیمی در مقطع کارشناسی و ارشد، نخبه جوان محله بهشتی که عاشق سفر و ادبیات است.