منطقه ثامن - صفحه 35

منطقه ثامن

قلب شهر مشهد

فلسفه وجودی شکل‌گیری منطقه ثامن، بارگاه منور رضوی است. شوق زیارت حضرت رضا (ع) است که در طول سال چندین میلیون زائران ایرانی و خارجی را به منطقه ثامن می‌کشاند. کسب‌وکارهایی، چون واحد‌های اقامتی، رستوران‌ها، فروشگاه‌های سوغات و... در پاسخ به نیاز‌های زائران در این منطقه شکل گرفته است. ۷۰ درصد خانه‌های تاریخی مشهد همچون: خانه داروغه، توکلی، کوزه‌کنانی، پریشانی، اکبرزاده و... در این منطقه قرار دارد و برخی از آن‌ها در گذر زمان و با طرح‌های نوسازی از بین رفته‌اند و برخی دیگر مرمت شده یا در دست احیا هستند.  بسیاری از ساکنان این منطقه در گذر سال‌ها و به‌دلیل تغییرات به‌وجودآمده، به مناطق شهری دیگر کوچ کرد‌ه‌اند؛ به همین دلیل این روز‌ها بخش تجاری بسیاری از پلاک‌های این منطقه را به خود اختصاص داده است. یکی از مسائلی که در منطقه ثامن مشهود است، ترافیک سنگین خودرو‌ها در بیشتر ساعت روز بوده که به مشکلی بزرگ برای ساکنان تبدیل شده است. شهرداری منطقه ثامن سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۳۶۶ هکتاری آن  (با احتساب حرم مطهر رضوی)  ۱۴ هزار نفر زندگی می‌کنند.

حدود سیصد سال از نصب ضریح مرصع می‌گذرد. این ضریح افشاری را بنا به قول مشهور، نوه نادرشاه وقف آستان کرده است و جواهر‌های زیبایی که بر تارک آن نشسته، آن را معروف به ضریح جواهرنشان کرده است.
کوچه شهید شوشتری ۱۰ حدود یک‌دهه پیش در طرح خیابان‌کشی‌های جدید از بن‌بست خارج شد. قبل از آن، از سمت پنجراه و ابتدای فرعی شیخ‌برپا راه داشت و نامش در کلام پیر‌های محل، «حیدر خردو» بود.
مرتضی قاسمی تصمیم گرفته است تابستان در کفش‌فروشی کار کند. می‌گوید: ترجیح می‌دهم بخشی از هزینه‌های تحصیلم را خودم متقبل شوم تا از لحاظ مالی فشار کمتری به خانواده‌ام وارد شود.
از حدود پانزده سال قبل با خرابی سه مدرسه قدیمی فعال در خیابان ۱۷ شهریورشمالی ۷، پی‌ مدرسه‌های نوین گذاشته شد، اما بعد از اسکلت‌بندی و بالارفتن دیوار‌ها همه‌چیز رها شد و حالا پاتوق معتادان شده است.
باید استفاده از چنین وسیله‌ای را در حرم‌رضوی، مربوط به دوره صفویه بدانیم؛ زیرا فرمانروایان این دودمان به‌دلیل رسمیت‌بخشیدن به مذهب شیعه اثنی‌عشری، اهتمام فراوانی برای اعتلای نماد‌های این مذهب داشته‌اند.
به‌گفته علی قارونی، هیئت کرمانی‌ها بزرگ‌ترین هیئت پایین‌خیابان بود. این حسینیه هرسال با آغاز ماه عزا خیمه سنتی در حیاط برپا می‌کند و مشتاقان بسیاری را گردهم می‌آورد.
حاج سیدمهدی میرصدرایی یک داستان عاشقانه پلیسی از سرقت علمش دارد. علمی که از کودکی عاشقش بوده و تمام دار و ندارش را خرج آن کرده اما مدتی اسباب و نماد‌های عتیقه‌اش به سرقت می‌رود.