روحالله ابراهیمی در جریان اقدامات جهادیاش هر چه در توان داشت برای زدودن غبار محرومیت از خانوارهای نیازمند به کار میبست و با ازدواج وارد مرحله دیگری شد و نتیجه نهایی آن تأسیس کانون کتاب و عترت بود.
میرزا علیاکبر نوقانی در کنار تدریس علوم دینی در مدرسه علمیه نواب، تغییرات بزرگی در حوزه علمیه مشهد رقم زد.
علی میرزاییمقدم روزهای بازنشستگیاش را میگذراند. او قبلا کتابفروش بوده است و کنارش جانماز و مهر میفروخته است.میگوید: یک روز داخل حجره کتابفروشی نشسته بودم. طلبه جوانی برای خرید قبا وارد مغازه شد.
سیدهادی خدادادحسینی با ایدههای نو، توانسته است پای بیش از پنجاه نوجوان را به جلسات قرآن مسجد حاجآخوند و حاجخاور باز کند. یکی از کارهایی که این طلبه جوان بر آن تأکید میکند، سپردن مسئولیت به بچههاست.
میرزامحمد آقازاده خراسانی در دوران حضور در مشهد، باشکوهترین درس خارج فقه و اصول روزگار خود را داشت و شاگردان زیادی تربیت کرد. آیتالله قمی در واکنش به شهادت ایشان گفت: «میرزا محمد آقازاده فقط آقای خراسان نبود؛ آقای کل ایران بود.»
سیدداوود بیطرف حدود دو دهه در سوریه زندگی میکرد. وطنش شده بود حرم حضرترقیه (س) و او هم امامجماعت حرم شده بود. او نتوانست در سوریه و سقوط حکومت بشار اسد بیطرف بماند تا سرانجام به شهادت رسید.
شیخ مهدی واعظ خراسانی، از روحانیان تأثیرگذار در واقعه گوهرشاد مشهور به محدث کبیر بود که در حرممطهر رضوی مدفون شده است.
«سفیران هدایت» یکی از فرصتهای زندگی کیخائی بود، درست همان سالی که در مقطع ارشد رشته نرمافزار قبول شد. دوراهی سختی بود و علیرضا طلبگی را انتخاب کرد و حالا پساز یازدهسال در نقطهای که دلش میخواسته ایستاده است.
حرف حاجابراهیم محدث این بود: «در این لباس پایدار میمانم تا به لباسی سفید مبدل شود.» همینطور هم شد؛ نمازهای جماعت او حدود پنجاهسال در مسجد فقیهسبزواری، طیف زیادی از نمازگزاران را جذب کرد.
یکم آذر چهاردهمین سالگرد افتتاح کتابخانه تخصصی اهلبیت (ع) در حرمرضوی است که بهصورت ویژه منابع کامل و جامعی را در زمینه زندگینامه، سیره، احادیث و روایات ائمه اطهار گردآورده است.
سدرهالمنتهی نام یک مؤسسه است که کارش از سال۸۱، برگزاری طرحهای اردویی برای ارگانهاست. علیزادهبذرافشان میگوید: در قالب اردو، «آموزش، تفریح، تربیت و مشارکتهای تعاملی» را بین افراد شکل دادیم.
طبق وقفنامه موجود، مدرسه علمیه ثقلین موقوفه مرحوم سیدرضا هاشمیثاقب است. اینجا یکی از ۳۳ مدرسه علمیه سطح یک مشهد است؛ جاییکه داوطلبان تحصیل در علوم دینی پساز گذراندن مقطع راهنمایی به آن ورود پیدا میکنند.
میرزاجوادآقا مدتی در زادگاهش ماند؛ اما شوق فراگیری و تکمیل علوم دینی او را رها نمیکرد. در حدود سال۱۳۱۲خورشیدی، راهی مشهد شد تا در حوزه علمیه این شهر به تکمیل درس بپردازد.
حجتالاسلاموالمسلمین علیرضا برادرانافتخاری و راضیه تهرانیان، دو طلبه محله بالاخیابان، با داشتن چهارپسر قدونیمقد، هم فعال بسیج و مسجد هستند و هم فعال اجتماعی. هم در دانشگاه تحصیل میکنند و هم در حوزه.
مجید پورقربان در ستایش روحیات محمدرضا رحیمزاده میگوید: نگاه ستادی ندارد و خودش اول از همه پای کار اجرای هر برنامه است؛ برای او بچه چهارساله و من فرقی نداریم.
زندگی برای علیاکبر حیدری یکجور نبوده است؛ گاهی با نامه «تهدید به ترور» به سراغش میآمدند و گاهی با کیسهای پر از پول، او به خاطر اعتقاداتش تمام تلاشش را برای خدمت به مردم کرده است.
علی قانع خیاط استاد میگوید مردان روزگاران دور، نوعی کلاه بلند بر سر میگذاشتند و عمامه سیاهی دور آن میبستند و طیلسانی هم روی سر و عمامه میانداختند که ادامه آن، تا روی شانهها را میگرفت.
این عالم خیراندیش در تأسیس و راه اندازی امور خیریه و عام المنفعه اهتمام فراوانی داشت و در ایجاد حدود بیست مؤسسه خیریه نقش ارزندهای ایفا کرد و با بسیاری از هیئات مذهبی مشهد ارتباط داشت.
حاجآقا پوراسلامی تعریف میکند: روزی همراه پدرم بهسمت مدرسه علمیه گلشن در شهر نیشابور حرکت میکردم؛ یکی از همسایهها به پدرم نهیب زد که بگذار این پسر در کشاورزی بازویت باشد. او جواب داد: من این پسر را وقف امامزمان (عج) کردهام.
میرزا مهدی اصفهانی با حضور در حوزه مشهد سبب شد توجه ویژهای به مسئله مهدویت و توسل به ساحت مقدس امام عصر (عج) ایجاد شود. او در وقت فراغت طلبهها را جمع و درباره امام عصر (عج) صحبت میکرد.