رضا علیپور میگوید: با نهاییشدن گفتوگوهای یک جمع سهنفره در روز اول فروردین سال، کانون شهید فاتح، تشکیل شد تا خدمات فرهنگی را به جامعه مهاجران افغانستانی بهویژه خانواده بزرگ رزمندگان فاطمیون ارائه کند.
مصطفی و حسین مغنی دو نوجوان قاری قرآن هستند که در تمام این موارد ابتدا برادر کوچک بوده که گام نخست را برداشته است. برادر بزرگتر میگوید: امام جمعه سابق حسینیه سلمان، یکی از مشوقان ما برای طلبه شدن بودند.
میرزا مهدی نوقانی عالمی از دل نوقان بود که دانش را با اخلاق و خدمت جمع کرد. همانقدر که طلاب را در درس فقه و اصول به دقت عادت داد، مردم را هم به آرامش عبادت و گرهگشایی عملی خو داد.
حاجآخوند پس از سالها مشهد را به مقصد تربت ترک کرد، اما صدایش تا روستاهای دور میرسید. مردم او را «حاجآخوند» صدا میزدند، نه به خاطر لباسش، که به خاطر رفتارش. خانهاش پناه بیپناهان بود.
۴۵ سال از زندگی رضا زکریایی میگذرد؛ کسی که ماجرای زندگیاش از دوران نوجوانی تغییر کرد. طلبه ، رزمنده و معلمی شد که سعی داشت درکنار خانوادهاش، قدمی در راه آرمانهایش بردارد و اکنون هم مربی رزمی است، هم به وظایف تبلیغیاش عمل میکند.
تاسیس حوزه علمیه امام محمدباقر (ع) به سال۱۳۵۷ بر میگردد و این تاریخ در کاشی کاریهای سر درآن حک شده است. روحیات بچهها در اینجا مثل هم است و ۳۳ شهید را تقدیم انقلاب کرده است.
سهم حجت الاسلام والمسلمین علیاکبر الهی خراسانی فقط در کلاسهای درس و اتاقهای بنیاد خلاصه نمیشود. در روایتهای تاریخی شهر بهخصوص در شکلگیری نخستین صندوق قرضالحسنه ایران در سال۱۳۴۲ نیز از او نام برده میشود.






