کد خبر: ۸۳۴۴
۰۹ شهريور ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۰
همرزم شهید کاوه، دو دهه است که در حرم خادمی می‌کند

همرزم شهید کاوه، دو دهه است که در حرم خادمی می‌کند

«حسین اسلام فر» بیش از دو دهه می‌شود لباس خادمی به تن دارد. او از دوستان نزدیک شهید شوشتری، شهید بابا رستمی، شهید نارنجی و هم رزم شهید کاوه بوده است.

 این روز‌ها دوباره مشهد پر شده است از زائرانی که به پابوس امام رئوف آمده‌اند. دهه کرامت برای ما مشهدی‌ها دهه خدمت به کسانی است که مهر پای پاسپورت زیارت‌شان امام خوبی‌ها زده است. این‌ها بهانه شد تا گفتگویی داشته باشیم با کسی که سال‌هاست از خادمان حرم مطهر رضوی است و پیش از آن چند سالی را در جبهه‌های دفاع از این کشور همرزم شهدای بزرگ و گرانقدری بوده است.

«حسین اسلام فر» بیش از دو دهه می‌شود لباس خادمی به تن دارد. او از دوستان نزدیک شهید شوشتری، شهید بابا رستمی، شهید نارنجی و هم رزم شهید کاوه بوده است. هر چند خودش می‌گوید لایق آن نیست که در مورد این بزرگان صحبت کند؛ اما در همین اندازه می‌گوید که جای‌شان خالی است، خیلی خالی، و هر کسی نمی‌تواند جای چنین مردان مردی را پر کند.



آقای اسلام‌فر کمی از خودتان بگویید از روز‌های پر التهاب جنگ، سال‌های حضورتان در مناطق عملیاتی، اصلا چند ماه در جبهه حضور مفید داشتید؟
من متولد ۱۳۴۰ هستم و درست از همان وقتی که شلوغی‌های غرب آغاز شد به کردستان رفتم. اما این را هم بگویم خودم را قابل صحبت در مورد جنگ و جبهه و شهدای بزرگ نمی‌دانم. بار‌ها از صدا و سیما و مطبوعات خواسته‌اند تا خاطراتم را با شهدای بزرگ ضبط کنند، اما به آن‌ها هم گفتم و این جا هم می‌گویم که خودم را در شان شهدا نمی‌دانم.

صحبت اول جنگ را کردید، شما با چه کسانی همراه بودید؟
من با شهیدکاوه، شهید بابا رستمی، شهید علیمردانی، شهید نارنجی و سردار دُرچه‌ای که جزو  بنیان‌گذارن سپاه خراسان بودند همراه بودم. شهدای بزرگی که بار‌ها  گفته ام ترجیح می‌دهم دیگرانی که لایق‌تر هستند در باره‌شان صحبت بکنند.

می‌توانم بپرسم چند ماه جبهه داشتید و آیا مجروحیت داشتید؟
نزدیک به ۶۰ ماه در جبهه بودم، تا انتهای جنگ در عملیات‌هایی همچون میمک، فتح المبین، کربلای ۵ و. در انتها در عملیات مرصاد هم حضور داشتم. در مورد مجروحیت هم چه فرقی می‌کند؛ ما هرگز  نخواستیم از سال‌ها و خاطرات جنگ تابلویی برای مطرح کردن خودمان درست کنیم.

بعد از جنگ چه شد و از چه وقت خادم امام رضا (ع) شدید؟
سال‌های ۷۳ یا ۷۲ خادمی حرم سخت بود، یادم هست نزدیک چند ماه به دنبال این بودم که کسی سفارشم را بکند و بتوانم خادم آقا شوم، اما روزی یکی از دوستان که می‌دانست مدت‌هاست منتظرم و خودم را به هر دری می‌زنم کنارم کشید و گفت «اسلام‌فر، تو که این همه مدت به دنبال نوکری برای زائر آقا هستی، تا به حال از خود آقا هم نوکری‌اش را خواسته‌ای؟»

یک باره در آن لحظه یکه خوردم، به خودم آمدم و فکر کردم این مدتی که مدام می‌خواستم این و آن را ببینم، چرا از خود آقا حاجتم را طلب نکرده‌ام، همان وقت رو به حرمش کردم و گفتم: آقا همسر خوب و فرزند صالح می‌خواستم بهم دادید، پس نوکری زائر خودتان و یک حج هم بهم عنایت کنید. یک‌ماه نگذشت که فهمیدیم در بین ۸۶ نفر ۱۲ نفر انتخاب شدند که یکی از این افراد من بودم و همان سال هم به حج مشرف شدم.

پس می‌توان گفت شما یک ربع قرن خادم امام رضا (ع) هستید. تا جایی که من می‌دانم خادمان به کسانی گفته می‌شود که در رواق‌های نزدیک به ضریح هستند درست است؟
خادمان و خدمت‌گزاران برای حضور در محضر مولای‌شان به دو شکل زمان‌بندی کاری دارند؛ یعنی هر ۸ روز یک‌بار. مدت زمانی هم که در حرم مطهر رضوی باید حضور داشته باشند به تناسب فعالیت، به شیفت‌های  ۱۲ ساعته تقسیم می‌شود. خُدّام در کل شامل پنج گروه؛ خادمان، فرّاشان، دربانان، کفشداران و حفّاظ می‌شود. در حرم ثامن‌الحجج (ع) حدود ۸ هزار نفر در کسوت «خادم» مشغول فعالیت افتخاری هستند. خادمان دارای حکم رسمی از سوی تولیت آستان قدس رضوی هستند.  

 

همرزم شهید کاوه، دو دهه است که در حرم خادمی می‌کند

 

کار اصلی خادم‌های اصلی حرم چیست؟
خادم‌ها به کار‌هایی مثل غبارروبی، راهنمایی زائران، ایجاد نظم و آرامش، شست‌وشو و تطهیر یا به اصطلاح خودشان کُرگیری مشغولند. محل خدمت آن‌ها «روضه منوره» و رواق‌های مبارکه‌ی گرداگرد آن یعنی دارالحفاظ، دارالسلام، دارالسیاده، دارالزهد، امام خمینی (ره) و... است.

در ادبیات خادمان رضوی «روضه منوره» مکانی است که امام هشتم (ع) در آن آرمیده‌اند، یعنی دقیقا زیر گنبد طلا؛ مساحتی حدودا ۱۴۰ مترمربعی، که هسته‌ی مرکزی بنا‌های آستان قدسی حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام) است. دیواره و سقف روضه منوره با کاشی‌های نفیس، کتیبه‌ها و آینه‌کاری‌های مقعر و مقرنس تزیین شده است.

چه خاطره‌ای از همان ماه‌های ابتدایی برای‌تان شکل گرفته است؟
دو سه ماهی از افتخار خدمت‌گذاری آقا نگذشته بود که قلبم گرفت و به بیمارستان موسی بن جعفر (ع) در خیابان امام رضا (ع) منتقل شدم، همان زمان دکتر تشخیص داد که باید عمل قلب باز کنم، یادم هست روی تخت در طبقه دوم بیمارستان بودم، رو به گنبد امام رضا کردم و گفتم: «آقا یعنی لیاقت من به اندازه همین دو ماه نوکری شما بود که دیگر نپذیرفتید.» قسم می‌خورم الان بیست و اندی سال از این جریا ن می‌گذرد و فقط با یک قرص و بدون هیچ مشکلی زندگی کرده‌ام و حالم کاملا خوب است.

خودتان ریشه این عنایت ویژه را از کجا می‌دانید؟
من هر چه دارم از امام رضا (ع) است، اما چیزی که می‌دانم در زندگی‌ام بی‌تاثیر نبوده، شاید دعای پدر و مادر است. ما سه فرزند بودیم که سی و سه سال پدر و مادرمان را مثل گل و بدون کوچک‌ترین بی‌احترامی نگه داری  کردیم، این چیزی است که اگر نسل امروز دقت کند به ارزش و برکتش پی می‌برد.

چقدر خودتان را وابسته به زیارت و خدمت امام رضا (ع) می‌دانید؟
من به خاطر کارم چه وقتی که در سپاه بودم و چه حالا، ماموریت‌هایم را طوری تنظیم می‌کنم که به حرم رفتنم لطمه‌ای وارد نشود، چرا که فکر می‌کنم شاید تا هفته دیگر زنده نباشم.

اتفاقا این عقیده و اعتقاد را در خیلی از خادمان دیده‌ایم، وقتی با آن‌ها قرار مصاحبه می‌گذارم اصرار دارند که حتی از ساعات کشیک هم کسری کم نشود.
همه ما ارادت زیادی به امام رضا (ع) داریم، اصلا نوکری بارگاه ایشان را در اولویت وظایف خودمان می‌دانیم. پیش آمده که حتی صبح از مشهد خارج شدم و تا عصر با پرواز به خاطر کشیک برگشتم، چرا که همیشه شیفت شب را برمی‌دارم و همه این‌ها از لطف خود آقاست و خودمان هیچ کاره‌ایم.

این سال‌ها شیفت شب بودن برای‌تان سخت نبوده، یعنی خواب آلوده و خسته نشدید؟
ببینید هیچ‌گاه در این سال‌ها این طور نبوده است که در بین روز بیکار باشم و بتوانم کاملا استراحت کنم. من از هفت و سی دقیقه صبح تا عصر سرکارم، اما شیفت شب را به خاطر فضای معنوی حاکم بین زائران دوست دارم. ضمن اینکه مناجات سحر حرم خیلی دلنشین است. ما در زیارت نامه ایشان مدام  می‌گوییم «آقا شما دارید ما را می‌بینید» وقتی در محضر امام رضا (ع) هستیم کلیه مسائل دنیوی کنار می‌رود و فقط آنچه باقی می‌ماند بین ما و خدا و امام رضا (ع) است.

از خاطرات‌تان در شیفت شب بگویید؟
یک مرتبه در اتاق کشیک نشسته بودم که تلفن زنگ خورد، یک آقایی پشت خط گفت: «آنجا حرم امام رضاست» گفتم: «بله» گفت: «گوشی را بگیرید به سمت ضریح» چند دقیقه‌ای که گذشت خواستم قطع کنم که دیدم گریه می‌کند بعد بهم گفت: «من از امریکا زنگ می‌زنم، قسم می‌خورم که حاجتم را گرفتم.» یعنی شما فکر کنید که از آن سر کره خاکی حاجتش را می‌گیرد، پس چرا ما که همسایه ایشان هستیم آن طور که باید قدر نمی‌دانیم.

خیلی کم پیش می‌آید که در حرم خدامی را ببینیم که به خصوص در بحث امر به معروف و نهی از منکر مراعات زائران را نکنند، اما باز هم به طور انگشت شمار وجود دارد، برخورد خود شما با زائران چطور بوده است؟
ببینید ما در آداب زیارت داریم که وقتی به زیارت می‌آیی، بهترین لباست را بپوش، آراسته باش.

خودم گاهی پیش می‌آید که جوانی را می‌بینم که آن طور که شایسته است در پیشگاه حضرت برای پابوسی حاضر نشده است، خیلی محترمانه و پدرانه، شاید هم  مهربان‌تر از آنچه با فرزندانم هستم برایش آداب زیارت را توضیح می‌دهم و اتفاقا همیشه هم خود فرد و هم پدر و مادرش بابت این تذکر، تشکر می‌کنند.

از طرفی اگر حتی شده است بخواهم بابت حجاب هم به کسی متذکر شوم، طوری به او می‌گویم که حتی شوهرش هم متوجه نشود. هستند کسانی که واقعا لباس نامناسب دارند، حتی ژولیده‌اند، اما حقیقتا به اصطلاح سیم‌شان وصل است؛ بنابراین نمی‌شود آدم‌ها را بر اساس لباس و طرز پوشش قیاس کرد، آن بزرگواری که خود طلبیده می‌داند حقیقت ماجرا چیست.

همیشه در حرم به خادمان می‌گویم آقایان خدمت کنید به زائران که اگر زائران راضی بودند شاید امام رضا (ع) هم از ما راضی باشد، چرا که امام رضا (ع) به این همه خَدَم و حشم  نیاز ندارد، ایشان خودشان به هارون می‌گویند من اگر روی گوشه کاغذ پاره‌ای بنویسم در آن سر بلاد اسلام حرفم رد نمی‌شود، پس این ماییم که به ایشان محتاجیم.

خیلی دوست دارم از ارادت رزمندگان نسبت به امام رضا (ع) و خاطرات‌تان در آن موقع بگویید؟
آن وقت که ورد زبان ما جز چهارده معصوم نبود، یادم هست به گمانم برای عملیات فتح المبین بود که فرماندهان ارشد به مشهد آمدند و از آقا امام رضا (ع) اذن گرفتند و رفتند. همین الان هم خیلی از بچه‌های مدافع حرم می‌آیند و بعد از خداحافظی با آقا می‌روند.

من خودم با شهید شوشتری دوست و هم دوره بودم، با هم در کشیک ششم بودیم. محل استقرار من در کنار در ورودی یا همان در بهشت است، یادم هست سری آخری که ایشان را دیدم به من گفتند اجازه می‌دهید من به جای شما آنجا باشم؟ من هم گفتم باعث افتخار است.

یادم هست آن وقت به ایشان گفتم سردار این سیستان و بلوچستان را ول کن  و برگرد. جواب داد: «می‌دانی که آنجا چه منطقه محرومی است» و بعد رو بهم کرد و گفت: «این آخرین باری است که من را می‌بینی که در کنار در بهشت می‌ایستم.»

یعنی خود شهید شوشتری از شهادت‌شات خبر داشتند؟
این جملاتی بود که بین ما رد و بدل شد، ایشان رفت و فردایش آن انفجار رخ داد و ایشان شهید شد.

 

همرزم شهید کاوه، دو دهه است که در حرم خادمی می‌کند

 

اینکه آدم چند ساعتی را در خلوتی حرم باشد و توفیق این را داشته باشد که شستشوی ضریح را انجام دهد چه حسی دارد؟
مسلما احساس معنوی که در این شرایط حاکم است در هیچ کجای دنیای مادی دیده نمی‌شود. من توفیق داشتم که حرم ۱۱ معصوم را زیارت کنم و در شرایط مختلف بودم در اولین زیارتم در حرم امام حسین (ع) هم در جمعیت کم بوده‌ام، مسلما این حس و حال معنوی خوبی در آدم ایجاد می‌کند که قابل توصیف نیست.

شلوغی حرم را بیشتر دوست دارید یا خلوتی حرم را؟
هر کدام یک صفایی دارد، اما شلوغی‌اش را بیشتر دوست دارم.

به نظرتان چرا نسل جدید  از نظر اعتقادات مذهبی با گذشته فرق کرده است؟

منظورم این است که برای پذیرفتن خیلی از چیز‌ها دنبال سند و مدرک و مستندات می‌گردد. ما یک یقین داریم و یک باور. به گمانم نسل گذشته یقین بیشتری داشت، وگرنه رافت امام رضا (ع) که فرقی نکرده است. من معتقدم وجود و برکت امام رضا (ع) باعث شده است که این شهر حتی از بلایای طبیعی هم در امان بماند.

ما یک یقین داریم و یک باور. به گمانم نسل گذشته یقین بیشتری داشت وگرنه رافت امام رضا(ع) که فرقی نکرده است

این خادمی حرم برای شما در این سال‌ها باعث ایجاد وظیفه نشده است؟
اتفاقا به نکته خوبی اشاره کردید، این احترام نباید باعث غرور شود. من همیشه گفتم این مدالی که روی سینه ما قرار داده‌اند، نشان غلامی زائر حضرت است و ما از این نوکری خرسندیم. در روز جزا که مزد اعمال دهند پاداش غلامی رضا ما را بس

آن طور که می‌دانیم شما ساکن محله تربیت هستید، چند سال است در این محله زندگی می‌کنید و خادمی امام رضا (ع) شما تاثیری هم در محیط اطـراف زندگی‌تان داشـتـه است؟
من ۳۰ سال است که ساکن محله تربیت هستم و عضو هیئت امنای مسجد امام رضا (ع) منطقه بودم که البته به دلیل مشغله کاری این روز‌ها حضورم کمتر شده است. خیلی از افراد منطقه که می‌خواستند در حرم فعالیتی داشته باشند به این دلیل که باید کسی آن‌ها را تایید می‌کرد حتما از من می‌خواستند این تایید انجام شود، من هم تا جایی که دستم می‌رسید کمک کرده‌ام. بلاخره سعی کرده‌ام در گسترش فرهنگ رضوی کمکی کرده باشم.  

* این گزارش پنج شنبه، ۲۱ مرداد ۹۵ در شماره ۲۰۲ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:44