
اگر به منطقۀ ۴، پیچ دوم تلگرد، در محدودۀ خیابان صاحبدلان ۷ رفته باشید، دیدهاید که بیشتر کاسبان محله را جاروبافان تشکیل میدهند. بعدازظهری که برای گفتگو با آرایشگر نامآور محله رفته بودم، در مسیر بوی خاطرهانگیزی در فضا موج میزد.
رشتههای جارو و زمینی که آبپاشی شده، عطر و فضایی نوستالژیک را در ذهن تداعی میکند. مغازۀ آرایشگری آقای اکبری در این موقعیت قرار دارد و وقتی وارد میشوید، فضای خاصی را میبینید.
مغازۀ آرایشگری آقای اکبری، مثل دیگرآرایشگاهها نیست و تفاوتهای جالبی دارد. جابر اکبری، متولد ۱۳۵۹ است و از هفدهسالگی وارد کار آرایشگری شده است.
از سالها قبل، در این محدودۀ شهری حضور داشته و پدرش هم از بزرگان محل بوده و اگر امروز پسر دستبهخیری است، ریشه در تربیت آن پدری دارد که مدرسۀ محل با همکاری و همت او و دیگرکاسبان و خیران محل ساخته شده است.
آرایشگاه او نورپردازی خلاقانهای دارد و صندلی اول آن را ویژۀ کودکان، تغییر فرم دادهاند. خودرویی کودکانه را بر روی سکویی خاص جانمایی کردند و کودک بهجای غریبیکردن با محیط، وسایلی را میبیند که متناسب با روحیۀ اوست.
در کنار این بخش کودکانه، برای بزرگترها نیز وسایل مخصوصی در نظر گرفتهاند؛ برایمثال، یک مانیتور تخت که برنامههای تلویزیون و رادیو را پخش میکند.
آرایشگر گزارش ما توضیح میدهد: «دوست دارم مشتری وقتی وارد مغازهام میشود، با فضایی دلچسب مواجه شود. هدفم این است که مشتری در هر نوبت اصلاح (کمتر از یک ماه) با تغییری در فضای مغازه مواجه شود.
این کار هم مشتری را جذب میکند و هم فضای کار شادتری برای خودم ایجاد میکند. این تغییرات جزئی است؛ اگر شده مکان کیفهای آرایشگری را عوض میکنم یا تابلوهای روی دیوار را. بههرحال هر نوبت تغییری در چیدمان مغازهام ایجاد میکنم.»
وی ادامه میدهد: «معمولا بچههای خردسال از آرایشگر و آرایشگاه میترسند. احتمالا بیشتر ترسشان از روپوش سفید آرایشگران است یا ترس از تیزی تیغ! در لباسم تغییراتی دادم و وسایل کار را درمقابل چشم کودک نمیگذارم و آنها را در کیفی کمری گذاشتهام.
وقتی کودک را بدون دردسرهایی که در دیگرآرایشگاهها معمولا به وجود میآید، اصلاح میکنم، هم حس خوبی در کودک به وجود میآید و هم خانوادهاش رضایت پیدا میکنند و خودشان عامل تبلیغ کارم بین سایر خانوادهها میشوند.»
معمولا هر صاحبمغازهای یک مجوز کاری از صنف مرتبط دارد و بعضی بنا به اقتضای شغلی، گواهی بهداشت را هم کنار مجوز صنفی نصب میکنند؛ اما مغازۀ آرایشگری آقای اکبری مملو از گواهینامهها و تقدیرنامههای رنگارنگ است.
اکبری بیان میکند: «همیشه دوست دارم کارم را بهتر از گذشته آموزش ببینم و آموزشهایم را هم به دیگران منتقل کنم. این روحیه باعث ایجاد این حجم از تقدیرنامهها و تأییدیهها شده است که بر روی دیوار مشاهده میکنید.»
از او دربارۀ آموزشی که برای آرایشگرشدنش دیده است، میپرسم. اکبری میگوید: «من بخش مهمی از داشتههای کاریام را مدیون استادم، آقای همدانی (مربی برتر کشوری) هستم که در آموزشگاه آرایشگری «مهدی» واقعدر چهارراه برق مشغول به کار هستند.
آنجا دورۀ حرفهای آرایشگری را گذراندم. اوایل کارم، فقط شیوۀ سنتی آرایشگری را آموزش دیده بودم، اما دوست داشتم که در کارم پیشرفت کنم و در منطقۀ کاریام شمارۀیک باشم. این شد که در دورههای حرفهای هم شرکت کردم.»
او دربارۀ تفاوت یک آرایشگری که دورههای حرفهای را دیده است با دیگرآرایشگران میگوید: «علاوهبر نکات فنی که در این مسیر میآموزیم، مهمترین موضوع شیوۀ برخورد با مشتری است. باید دقیقاً مطابق سلیقۀ مشتری عمل کنیم و از اعمالنظرهای بیجا بپرهیزیم.
برخی آرایشگران حرف از موهای ریختهشدۀ مشتری میزنند یا به چرببودن موهای مشتری اعتراض میکنند، اما من چنین برخوردی ندارم. درک میکنم که هر مشتری دوست دارد با موهای تمیز به مغازه بیاید، اما اقتضائات کاری در این منطقه باعث میشود که نتواند با وضعیت ایدئال به آرایشگاه بیاید. فقط در پایان کار، میگویم اگر موها تمیز بود بهتر میتوانستم اصلاح کنم.»
او اضافه میکند: «سیستم تصویری را هم با همین انگیزه راه انداختهام. آدمها ممکن است خسته باشند. سعی میکنم براساس سلیقۀ مشتری برنامۀ خوبی را انتخاب کنم تا حال مشتری بهتر شود و فضا، هم برای من و هم برای مشتری شاد و دلچسب باشد.
روحیۀ خوبی که اغلب مشتریان مغازهام پساز انجام کار برایشان به وجود میآید، بهترین چیزی است که هر روز شاهد آن بوده و هستم.»
این آرایشگر با تأکید بر مسئلۀ بهداشت حرفهای میگوید: «در هر دورهای که مسئول بهداشت عوض میشود، نکات جدید را از ما میخواهند. حتی در دورهای گفته بودند باید با مادهای خاص وسایلمان را بهداشتی کنیم که اصولا در مشهد پیدا نمیشد و من با زحمت آن را تهیه کردم.
در دورهای هم خواسته بودند همه وسایل را در محلول آب و وایتکس بگذارم. من همۀ موارد را رعایت میکنم؛ چون میدانم بهداشت در کار ما کاملا ضروری است. خوشبختانه با رایجشدن کیفهای آرایش شخصی، سطح بهداشت خیلی ارتقا یافته است.»
اکبری دوست دارد هرچه را آموخته است، با کسانی که علاقه دارند به صنف آرایشگری وارد شوند، در میان بگذارد. او توضیح میدهد: «از روزی که مغازه را راهاندازی کردم، سعی کردم در بحث انتقال معلومات هم شرکت داشته باشم.
آن اوایل، کارآموزان مؤسسهای را که خودم در آن آموزش دیدم، به همکاری قبول میکردم و داشتههایم را به آنها انتقال میدادم. تا حالا ۱۰استاد آرایشگر به شهرمان اضافه کردم. این ۱۰نفر در نقاط مختلف مشهد مشغول به همین کار هستند. تعداد دیگری نیز در سالنهای مختلف مشغول به کار هستند.»
با همکاری دیگرآرایشگران بهصورت گروهی به ارائۀ خدمات به مددجویان سازمان بهزیستی پرداختیم
وقتی صحبت از مشارکتش در امور خیریه به میان میآید، بغضی ناغافل در کلامش پیدا میشود. برایم میگوید: «چند سالی این توفیق را داشتم که با استفاده از همین تجربۀ آرایشگری و با همکاری دیگرآرایشگران بهصورت گروهی به ارائۀ خدمات به مددجویان سازمان بهزیستی پرداختیم.
من و دوستان، تیم آرایشگری راه انداختیم و بهصورت رایگان، موی بچههای بیسرپرست را اصلاح میکردیم. در آن زمان، ما در شیرخوارگاه حضرت علیاصغر (ع) و مجتمع هاشمینژاد در پلیسراه مشهد خدمت کردیم.»
او ادامه میدهد: «همین همکاری مقدمهای شد که افتخار آرایشگری خادمان بارگاه امامرضا (ع) را پیدا کردم. از سال ۸۸ در حرم هم بهعنوان خادم و هم بهعنوان آرایشگر سر خادمان امام رئوف مشغول به خدمت هستم.
ضمن اینکه آرایشگاهی برای خادمان در قسمت پیر پالاندوز اخیرا ایجاد شده است.» اکبری همکاری در بخش امور خیریه را باعث برکت زندگیاش میداند و اضافه میکند: «همین همکاریها در امور خیریه و حرممطهر باعث برکت زندگیام شده است.
رزق و روزی را خدا میدهد. معتقدم دعایی که بچههای بیسرپرست برایم کردند، هنوز بعداز سالها در زندگیام مؤثر است. از سالی هم که وارد خدمت حرم شدم، خیر و برکت زندگیام بیشتر شده است.»
به همکارانم میگویم که اگر روزهایی در ماه را اختصاص به بچههای بیسرپرست بدهند، علاوهبر اینکه خداوند آن روزها را جبران میکند، چندبرابر به داشتههای مادی و معنوی زندگیشان اضافه خواهد شد. دوست دارم دوباره تیم آرایشگری راه بیندازم و به بچههای بیسرپرست و معلول خدمت کنم.
*این گزارش ۲۸ خرداد سال ۱۳۹۶ در شماره ۲۴۹ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.