محسن سخنسنج مدرک مربیگری فوتبال درجه B آسیا دارد
محله طبرسی شمالی مشهد از آن محلاتی است که از هر انگشتش یک هنر میریزد؛ در هر گوشهای از این محل، عزیز فرهیختهای سکنی دارد که از دلش، سهمی هم برای وطن کنار گذاشته است و گاهی این سهم، همه دل میشود. محسن سخنسنج یکی از این هممحلهایهاست. او پرورشیافته دبستان پدری است که روحانیت و ورزشکاری را با هم داشته؛ پدری که بخشی از زندگیاش را در عبا و لباده گذارنده و بخشی دیگر را در لباس ورزشی. چنین پدری شایسته چنین پسری است که تن و روان سالم را با یکدیگر خواسته.
پای ثابت زمین فوتبال قدس
محسن سخنسنج، مربی شایسته فوتبال پایه از بر و بچههای پا به توپ مشهدی است. او در سال ۱۳۵۲ در خانوادهای سنتی بهدنیا میآید. هنوز پانزده ساله نشده، پا به توپ میشود و تشویقهای خانواده و اطرافیان هم مزید علت، تا خیلی زود به جمع فوتبالیستهای باشگاههای مشهد بپیوندد. نخستین توپهایش در کوچههای خاکی محله خودمان به تور مینشیند و بعد میشود پای ثابت زمین فوتبال قدس. قدس را که فتح میکند، به تیم فتح دعوت میشود؛ در این تیم، آنقدر میدود و توپ میزند که ناغافل پایش آسیب میبیند. امان از این فوتبال غیرمنتظره، هجده ساله است که روزهای بازیاش به پایان میرسد، اما عشقش به فوتبال، هرگز.
محسن سخنسنج در هجدهسالهگی روزهای بازیاش به پایان میرسد و به مربیگری روی میآورد
درپی دیده نشدهها
مربی جوان فوتبال محله طبرسی شمالی، اول میرود سراغ داوری فوتبال و در کلاسهای مربوط به آن شرکت میکند. بعدها اما مربیگری است که او را به خود دعوت میکند. پله پله دورههای مربیگریاش را میگذراند و مدرک مربیگری «ب» آسیا را میگیرد. با روانشناسی ورزشی و تغذیه ورزشی و بدنسازی پیشرفته آشنا میشود و بعد از گذراندن کلاسهای استعدادیابی، میشود استعدادیاب تیمهای ملی در خراسان رضوی.
قضیه به همینجا ختم نمیشود؛ محسن آقا عاشقتر از آن است که به این چیزها قانع شود. موسسه فوتبال استقلال و مرکز آموزش عالی حرفهای فوتبال خراسان رضوی را در مشهد راه میاندازد تا کمکحال فوتبال پایه شهرمان باشد.
اما به این هم قانع نمیشود. با دیدن نوجوانها و جوانهای محلهاش که با داشتن استعدادهای فراوان ورزشی، شرایط اقتصادی و اجتماعی پایشان را به کافهها باز کرده و دود و دم، یاد نوجوانی خودش و بچههای آن روزهای محلهاش میافتد که چطور ویران شدند و چطور کسی نبود دستشان را بگیرد و راه درست را یادشان بدهد. همین میشود که مدیریت باشگاه حرفهای بابک را به جان و دل میپذیرد.
اینبار شیخِ شعرهای مولانا نیست که با چراغ، گز میکند دور شهر، پی انسان. این هممحلهای ماست که لباس ورزشی بر تن، راه میافتد پی شناسایی استعدادهای دیده نشده ورزشی. استعدادهایی که با بودن او ورزشکار شدهاند و اگر او نمیبود...
یک جفت استوک
سخنسنج که سابقه شاگردی مربیان بزرگ جهان همچون سرنا، گری مابوت، استیوهاج و ... را در کارنامه خود دارد، برایم از دشواریهای کار در فوتبال مشهد که چطور باید برای یک مسابقه مهم فوتبال، با اتوبوس از این شهر به آن شهر بروند و اینکه بعضی از بچهها پول خرید یک جفت استوک را ندارند میگوید.
سخنسنج سابقه شاگردی مربیان بزرگ جهان همچون سرنا، گری مابوت، استیوهاج و ... را در کارنامه خود دارد
جالب اینجاست که همه میدانیم این فوتبال پایه است که آینده فوتبال این کشور را میسازد و این در حالی است که همه باخبرند از داد و ستدهای کلان مالی در فوتبال کشورمان. چه تلخ است شِکوه سخن سنج از این بیمدیریتیها، وقتی میگوید: «وقتی بچهها را با این وضعیت به مسابقات میبریم، به قول فوتبالیها همان اول کار دو بر هیچ عقب میافتیم.»
در زمان ما
این مربی جوان در ادامه گفتگویمان درباره علاقه هممحلهایهای قدیمی و جدیدش به ورزش میگوید: «آنوقتها در محلهمان، هم بچههایی بودند که دنبال ورزش میرفتند و هم بچههایی که معتاد و خلافکار میشدند. اما در این دوره، بچهها کمتر پی ورزش میروند و قهوهخانهها و کافهها آنها را خراب میکنند.»
ورزشکار محله طبرسی شمالی ادامه میدهد: « اگر جوانهایمان را با ورزش آشنا نکنیم، زندگی شان به خطر میافتد.» او از هم محلهایهای ورزشکارش که حالا به تیمهای طراز اول فوتبال و فوتسال راه یافتهاند، هم نام می برد. نامهایی که بسیاری از آنها، شاگردان همین مربی جوان بودهاند؛ مربیای که اسم و رسم، اصل و نسلش را از خاطرش نبرده است و هنوز همسایه عزیز ماست و هوای بچههای محلهاش را دارد.
به عنوان یک بسیجی...
سخنسنج میگوید: «در باشگاهمان، از بچهها هزینهای نمیگیریم. بیشتر استعدادهای فوتبالی ما از حومه شهر هستند یا از همین محلههای خودمان. آنها بسیار بااستعدادند؛ ولی متاسفانه استطاعت مالی ندارند. باشگاههای دیگر پولهای هنگفتی برای بازیدادن میگیرند؛ اما برای ما فقط استعداد و احساس مسئولیت بچهها مهم است.» او درباره سختیکار در فوتبال پایه میگوید: «فوتبال پایه به کلی فراموش شده است. اصلاً نمیتوان به مربیگری آن بهعنوان حرفه نگاه کرد؛ در واقع، مربیگری این سطح از فوتبال در کشور ما، کار دل است.»
وقتی از راهحل میپرسم، جواب میدهد: «فوتبال در این جا کاملاً سیاسی اداره می شود؛ برای همین هم باید جوابش را ازمسئولان پرسید.» اینها حرفهای مردی است که هم ریاست هیئت فوتبال بسیج خراسان رضوی را در کارنامه خود دارد و هم بهعنوان یک بسیجی و یک ورزشکار، دلش برای بچههای شهرش میسوزد.
*این گزارش یکشنبه، ۳۰ مهر ۹۱ در شماره ۲۶ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

