پدر شهیدفخریان چند ماه پیش از حادثه، خواب دیده بود به او میگویند «پدر شهید». میگوید: رضا میخواست به ارتش برود، اما ته دلم راضی نبود.درنهایت، شغل آتشنشانی را انتخاب کرد. همیشه برای عاقبتبخیریاش دعا میکردم.
محله شهیدمطهری پنجمین محله شلوغ مشهد است و مزار «شمسالدین میرکاریزی»، یکی از میرابهای معروف مشهد در دوره تیموری در آن قرار دارد. روستا و مزرعه تاریخی نکاح که در این محله قرار دارد را میرزا ابراهیم رضوی سال ۱۰۳۸هجری قمری وقف فرزندان پسر و سادات رضوی شهر مشهد کرده است.
کرونا که شد، گروهی از همسایهها، هیئت عشاقالحسین (ع) را در بوستان سرو راه انداختند تا چراغ عزاداریهای محرمصفر روشن بماند و حالا بعد از ششسال، این روضهها همچنان در این بوستان برپا میشود.
احتمالا کسی از اطرافیان غلامعلی شکوهی، ساکن محله شهید مطهری ، کارمند سختکوش تأسیسات برق شرکت نفت در خانگیران سرخس، فکرش را هم نمیکرد که او روزی پشت پیشخان یک عطاری بنشیند.
این عکاس قدیمی محله شهید مطهری به زندهکردن نوارها و فیلمهای خاکخورده علاقهمند است. میگوید: این فیلمهایی که میبینید سالها دست من مانده است و هنوز به دنبالش نیامدهاند.
اعظم بصیر میگوید: برادرم(شهید بصیر) یکماه پیش از شهادتش به خانه آمد و رو به مادر کرد و گفت: از شما خواستهای دارم. مادرم هم گفت: «جانم را بخواه محمدحسین، نه نمیگویم.» او گفت: همه رفقایم شهید شدهاند تا تو رضایت ندهی، من شهید نمیشوم!
آقا رضا تعریف میکند: اوایل جنگ بود. جوانی به خیاطی آمد و سفارش کتوشلوار برای دامادی داد؛ عجله هم داشت. اما دیگر برای بردن کتوشلوار نیامد! چند سال بعد در حالیکه لاغرتر و پیرتر شده بود، آمد.
مرضیه تجویدی، کارآفرین جوان میگوید: یکی از دوستان خانوادگیمان کارگاه چوب داشت. با دیدن کارهای هنری آنها به این فکر افتادم کار چوب را با پوشاک زنانه تلفیق کنم.






