اربعین

 یک شب قبل حرکت کاروان، با انصراف یکی از مسافران، فاطمه صمدی طلبیده شد. شبانه بار سفر بست و در میان بهت و حیرت خانواده در این سفر،  توشه آخرتش را هم برداشت.
حاج‌محمدتقی قربانیان چند نوبت مدیریت کاروانی را عهده‌دار بوده که از مسجد ولیعصر (عج) محله شهید‌رضوی به نیت پیاده‌روی اربعین راه انداخته است؛ سفر‌هایی که برای او و اهل کاروان پر بوده از خاطرات ناب.
جلال علیپور که امسال برای اولین‌بار با لباس پاکبان پایش به مراسم اربعین و شهر نجف باز شد می‌گوید: تا حالا این حال خوب را تجربه نکرده بودم؛ راستش این‌ صدای خش‌خش جارویم، مثل ذکر گفتن شده است.
حسین وثوقی می‌گوید: از میان خاطراتم، آن دفعه که به‌خاطر خادمی حرم، اسمم در فهرست خادمان اعزامی به این سفر به‌عنوان حاملان پرچم حرم رضوی به کربلا درآمد، از همه سفر‌ها برایم متفاوت‌تر بود.
سید‌مرتضی اخلاقی می‌گوید: اینجا خانواده‌هایی هستند که به‌خاطر بیماری فرزندشان نمی‌توانند به هیئت بروند. این خیمه برایشان مثل یک حسینیه کوچک است؛ جایی که اشک می‌ریزند، دلشان را سبک می‌کنند.
سیدرضا می‌گوید: این روضه امانتی است که از پدرم به ما رسیده و دهه‌هاست ادامه دارد و امیدواریم بچه‌های ما هم این راه را ادامه بدهند. این مجلس یک سنت است که نسل‌به‌نسل منتقل شده است.
احمد زارع‌زاده می‌خواست بانی خیر شود و مسافر جامانده را به اتوبوسی برساند که از محله عازم کربلا بود، اما دست بر قضا زیارت امام‌حسین(ع) نصیب خودش و همراهانش هم شد.