پدر - صفحه 3

جمع دوست‌داشتنی‌ها در خانه سامندان محله فرامرز عباسی
مرکز توان‌بخشی و نگهداری سالمندان صفا سال۱۳۸۸ با هدف خدمات‌رسانی و دسترسی آسان و سریع سالمندان به خدمات جامع توان‌بخشی و نگهداری تاسیس شد.
پدر و مادر شهیدان مجاوری، نگین محله گلشور هستند
پدر و مادر شهیدان مجاوری سال‌ها است در محله گلشور زندگی می‌کنند، از هر کسی در این محله آدرس خانه‌شان را بپرسی آنجا را بلدند. آنها نگین محله گلشور هستند.
خانواده مرتضایی از ۳۰ سال پیش، ماهی یک بار دورهم جمع می‌شوند
خانواده مرتضایی ماهی یک بار با همدیگر دیدار می‌کنند. نزدیک‌به ۳۰ سالی از این تصمیم می‌گذرد و حالا فرزندان این خانواده همه بزرگ شده‌اند و درمجموع با عروس‌ها و داماد‌ها ۲۰ نفر می‌شوند.
هنر خوب زیستن احمدآقا و زهرا خانم از بمب‌باران تا ورشکستگی
احمدآقا و زهرا خانم چه آن‌زمان که زیر باران بمب‌ها و آوارگی بین کوه‌های ایلام، لحظه‌های سختشان را با یکدیگر قسمت کردند و چه حالا که با رفتن فرزندانشان به خانه بخت، دوباره زندگی دونفره‌ای را تجربه می‌کنند.
برادرم هرگز نفهمید پدر شده است
زهرا عرفانی‌پور (فعله) تعریف می‌کند: همسرش پس از شهادت مهدی، متوجه شد باردار است و برادرم هرگز نفهمید که پدر شده است. مهدی به‌شدت منتظر روزی بود که پدر شود، اما هرگز فرصت تجربه این حس را پیدا نکرد.
دلتنگی‌های ساکنان خانه سالمندان
آرزوهایشان کوچک است: آرزوی دیدن دوباره همسر، کاسبی در مغازه، سکونت در خانه‌ای که سال‌ها کلید درش همراهشان بوده است.
مسابقات پرهیجان کشتی در خانه شبستریان‌ها!
هر شب خاک شدن و به زمین خوردن باعث شد، کم‌کم ایمان هم به کشتی روی آورد. موفقیت‏ های ایمان، افشین برادر دیگر را هم راهی رشته کشتی کرد. بدین ترتیب خانواده شبستریان تبدیل به خانواده‌ای کشتی‌گیر شد.