«کوکب قربانعلی» مادر شهید «یوسف کامیاب» تنها داراییاش یک تخت و یک چمدان لباس است که گوشه سالن پذیرایی منزل دخترش گذاشته و مدتهای مدید است که از دار دنیا میم مالکیت را فقط به لباسها و فرزندانش میدهد و بس!
پیکر جانباز شهید احمد غلامیفرد در مسجدی که کلیددارش بود تشییع شد.اوسهبار به کما رفته بود و دعا میکرد زودتر به رفقای شهید ش بپیوندد.
نفسِ مادر جوان مشهدی در انفجار کرمان به شماره افتاده بود، اما قلبش سرِ ایستادن نداشت. همان قلبی که چند روز پس از این حادثه تروریستی در تن نوجوانی پانزدهساله در تهران تپشش را از سر گرفت.
ساعتی با اعضای گروه سرود «ادواردو آنیلی» که در لیگ سرود، رتبه دوم کشور را کسب کردند. این گروه شانزدهنفره در محله میثمشمالی، نام یک شهید ایتالیایی را برای جمع خود انتخاب کردهاند.
سیدصادق قلمشاهی را باید یک بچه پولدار احمدآبادی خواند؛ بچهپولداری خوشتیپ و شوخطبع. نوجوانی که وقتی برای ثبتنام جبهه رفت، گفته بودند بچه احمدآباد به درد جبهه نمیخورد.
آناهیتا فانی خشتی همسر شهید شعبانعلی قدیری سیرزار است، یکی از صدها مرزبان شهید این آب و خاک است که در سال ۱۳۷۸ پس از درگیری با اشرار در دریاچه هامون به شهادت رسید.
جواد صبوریان نه بسیجی است و نه سپاهی. یک ماشین دهچرخ یخچالدار دارد. بعداز شهادت سردار سلیمانی، با او تماس میگیرند و میگویند ماشین تو به خاطر بزرگی و داشتن یخچال مناسب مراسم تشییع است.






