محله هفده شهریور - صفحه 4

محله

هفده شهریور

محله هفده شهریور

هفده شهریور تا سال ۱۳۴۰ مزرعه سرسبزی بود خارج از دروازه شهر که در آن کشت و زرع می‌شد. به‌ تدریج ساختمان‌های‌ مسکونی و اماکن تجاری جایگزین شدند. میدان ۱۷شهریور پیش ازانقلاب به «کوروش» معروف بود، اما سال ۱۳۵۸ به‌دلیل واقعه جمعه سیاه،به۱۷شهریور تغییرنام پیدا کرد. برج‌های تجاری مزیت‌های گردشگری این محله است.

محله هفده شهریور
حمید فخرایی و نفیسه قاسمی زوج هنرمند محصولاتشان را به کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس صادر می‌کنند. کار‌های آن‌ها تلفیقی از سبک مدرن و سنتی است تا مورد‌پسند همه قرار گیرد.
هیئت سرخسی‌های مقیم مشهد یک روز مانده به اربعین راهی شهر خود می‌شوند تا در زادگاه خود به عزاداری برای سیدالشهدا (ع) بپردازند. این رسم بیش از ۵۰ سال قدمت دارد.
کارخانه‌ای که ۷۰ سال، صدای سوتش، حس زندگی و تلاش در مشهد ایجاد می‌کرد، حالا آن‌قدر خاک خورده و سوت و کور است که حتی نمی‌توان بازسازی‌اش را تصور کرد.
روز اولی که به سراغ تولیدکنندگان مانکن رفتیم به نظرمان به سراغ یک شغل فانتزی و شاد رفته‌ایم، اما وقتی وارد گود کارشان شدیم ماجرا‌ها مسیر دیگری در پیش گرفتند.
«مجید‌مهری‌نژادگل‌ختمی» و برادر بزرگ‌ترش «علی‌اصغر» فیروزه‌تراشانی هستند که از ابتدای کار بازاررضا، در یک حجره کوچک، به کار مشغولند. هم برادرند و هم همکار. تخصصشان تراشیدن شکوفه‌های نیشابوری است.
برای حاجی‌برجی فیروزه، سنگ زنده‌ای است که شکننده است و مراقبت می‌خواهد و آن‌قدر در دل حاجی جا دارد که گاهی دلِ فروشش را ندارد.
اینجا انگار یک خراسان کوچک است. از هر شهرش کسی اینجا هست. یکی از تربت‌جام و دیگری از تربت‌حیدریه، یکی از نیشابور و دیگری از قائن، یکی از تایباد و دیگری از باخرز، یکی از مشهد و دیگری از اطراف‌واکنافش.
سیدعلی میرمرتضوی در آستانۀ نودودوسالگی عضو هیئت‌مدیرۀ «ابوالفضلی‌های سراب» و عضو هیئت‌مدیرۀ هیئت «جان‌نثاران حضرت زهرا (س)» هفده‌شهریور و یکی از مؤسسان خیریۀشان است.
کاسبان محله هفده شهریور، همه از علاقۀ سیدحسین تفتی به نقاشی قهوه‌خانه‌ای خبر دارند، بار‌ها تابلو‌هایی را دیده‌اند که حاجی روی دیوار آویخته و بار‌ها او را کیسه‌به‌دست دیده‌اند که به‌دنبال بساط نقاشی‌اش است.
«محمد حسن‌زادۀحقیقی»، جانباز مشهدی، بعد از جنگ، سنگر را رها نکرده و در عرصه‌های مختلف به مبارزه با ناملایمات فرهنگی رفته است. گاه با برپایی کلاس قرآن، گاه با تفسیر، گاه با قرائت زیبای کلام خدا و گاه با خطاطی.
حالا کمتر کسی از کارخانۀ پنبه‌پاک‌کنی و یخ قاسمی اطلاعی دارد. فقط چند نشانۀ جزئی از هویت آن باقی مانده است؛ به روایت معدود کارگران زنده‌اش، سیصد چهارصد دختر و زن، روزمزدی در آن پنبه پاک می‌کردند.
سیدجواد موسوی نه روحانی تحصیل‌کرده بود و نه یک چهرۀ مشهور، اما همه او را می‌شناختند، دکان عطرفروشی ده متری سیدجواد با وجود درگذشت او، هیچگاه خالی نمی‌ماند.
از در شرقی بازار رضا که بیرون بروی، فقط چند قدم راه است که به سرا‌ها برسی. قدمتشان اندازۀ بازار رضای مشهد است و با این نیّت ساخته شده‌اند که مرکز تولید و پخش اجناس بازار شوند.
محمود یغمایی، هنرمندی که در کاروانسرای بابا قدرت مغازه دارد می‌گوید: ما مشتری‌های غیروطنی زیادی داشتیم که علاقه‌مندترین‌شان آمریکایی‌ها بودند. آمریکایی‌ها عاشق چاروق بودند.
وقتی شوروی اسرای لهستانی را آزاد می‌کند، برخی از آن‌ها به‌سوی ایران فرستاده می‌شوند تا سرنوشت بخشی از تبعیدی‌ها با کشورمان گره بخورد.
کوچه شهید‌حنایی‌۲۳ به‌دلیل اینکه پل ارتباطی خیابان شهید‌حنایی و عنصری شرقی به شمار می‌رود، یکی از پرترددترین کوچه‌های این محدوده است.
قبل از دهه ۵۰ بیشتر زمین‌های خیابان نسترن، محلی برای کشت صیفی‌جاتی از‌جمله خربزه و طالبی بوده است.
همه می‌دانند حاج‌احمد روزش را با زیارت حضرت‌رضا (ع) شروع می‌کند؛ «همسایگی با حضرت نعمت بزرگی است، اگر یک روز به پابوسی آقا نروم، دلم می‌گیرد.»
علی با ورود به سن نوجوانی، در کلاس‌های آموزش امداد و نجات هلال‌احمر ثبت‌نام می‌کند و به دنبال آن، عضو گروه دوام‌ثامن شهرداری منطقه7 نیز می‌شود. در این بین از علاقه و ذوق هنری خود هم چشم‌پوشی نکرده است. او چندین داستان کوتاه نوشته است.
الهام ابراهیمی‌مجرد هنر نقاشی را بدون اینکه کلاس یا دوره‌ای ببیند شروع می‌کند. به همین دلیل است که روش نقاشی او روی بوم با سایر نقاشان تفاوت دارد. نقاش محله 17شهریور با تکیه بر همین تفاوت نیز نقاشی و طراحی لباس را با هم ترکیب کرده و تولیداتی روانه بازار می‌کند که طرف‌داران خاص خود را دارد. این هنرمند که اکنون بیشتر وقتش را صرف امور خیریه می‌کند به‌تازگی تولید تابلوهای نقاشی برجسته با کمک مواد مختلف را شروع کرده است.