شهید

شهادت، سرنوشت پسران دو رفیق قدیمی بود
حاج‌قنبر باغی و نیاز درخشی دو رفیق قدیمی هستند که پسرانشان در سال‌های دفاع مقدس راهی جبهه‌های حق علیه باطل شدند. حالا نزدیک به چهل‌سال از رفتنشان می‌گذرد و دیگر نیستند تا روز پدر درِ خانه را بزنند.
کبوتران خبر شهادت شهید آروین را آوردند
مادر شهید اصغر آروين می‌گوید: خواب دیدم که ۴۰ کبوتر با روبان قرمز بیرون از پنجره خانه در حال پرکشیدن هستند و فردای آن روز که هم‌رزمان اصغر خبر شهادت او را آوردند، خوابم تعبیر شد.
نامگذاری دو کوچه محله سیدرضی به نام مادر و دو دختر شهیدش
صدای آژیر خطر، فضای محوطه پایگاه نیروی هوایی دزفول را پر کرد. فرصتی برای رفتن به پناهگاه نبود. او در‌حالی که سه فرزندش را محکم در آغوش گرفته بود، آواری روی سرش فرود آمد که نام او و فرزندانش را در زمره شهدای دفاع مقدس قرار داد.
جرقه طرح «پلاک‌ افتخار» را معلم محله سجادیه زد
«پلاک‌های افتخار» طرحی که جرقه‌اش برای نخستین‌بار در ذهن معلمی از محله سجادیه زده شد. محمدرضا قربانی می‌گوید: دوست برای شهدا داشتم کاری کنم تا یادشان برای همیشه زنده بماند.
خاطرات شهید نعمتی هنوز در محله احمدآباد زنده است
در محله احمدآباد مشهد، خانه‌ای قدیمی، خاطرات شهید مهدی نعمتی را در سینه دارد. مادری که هنوز با یاد پسر بیست‌ساله‌اش زندگی می‌کند؛ جوانی که از کتابخانه مسجد محله تا خاکریز‌های فاو رفت و در اردیبهشت۶۵، آسمانی شد.
مادر شهیدکمالی‌سرشت، همه مردهای خانه‌اش را راهی جبهه کرد
این زن شجاع زمان جنگ، همه مرد‌های خانه‌اش را روانه جبهه کرده بود؛ می‌گوید: سیدکاظم که رفت، آقا را هم تشویق کردم که برود جبهه. خودم بردمش راه‌آهن و راهی‌اش کردم. با رفتن آنها داوود هم هوایی رفتن شد.
شهید محمد فخری غواص خط‌شكن بود
خانم رحمانی برای مادر شهید بودنش تا به امروز نه امکانات دریافت کرده و نه وضعیت زندگی‌اش تغییر کرده‌است. او هنوز خانه ۵۰ سال قبلش را در محله رسالت مشهد دارد. حالا در این خانه تنها او مانده با یکی از دخترانش که مشکل ذهنی دارد.