آقای سهیلی از شلوغی خیابان ارگ در بحبوحه انقلاب تعریف میکند: باید جمعیت را کنترل میکردم؛ فریاد زدم «من به دستور آیتالله شیرازی این افراد را باید تحویل دهم و اجازه نمیدهم مویی از سرشان کم شود.
غلامیحیی ثابتی، علیاصغر تیموری و ابوالفضل ناجی، سه تن از ساکنان محله انصار هستند که در روزهای پرالتهاب انقلاب، نه در حاشیه که در قلب رویدادها ایستادند و در ساختن آیندهای جدید سهم داشتند.
سیدکاظم وارسته تعریف میکند: آن روزها، عکاسی و تکثیر اعلامیههای امامخمینی (ره) از حساسترین کارها بود. فتوکپی کم بود و هر برگهای که تکثیر میشد، خطر بزرگی داشت.
تکگزارشهای باقیمانده ساواک از هفته ابتدایی بهمن۱۳۵۷ به «درگیری بین عدهای از مخالفین و موافقین در نزدیکی مسجد قوچان»، «اخلالگران تربتحیدریه» و «وضعیت مشهد» در ۷بهمن۱۳۵۷ پرداخته است.
مرضیه خانم تعریف میکند: همراه مردم بهسمت استانداری حرکت میکردیم که ناگهان دیدیم عده زیادی از تظاهرکنندگان به سمت ما میدوند و خودشان را به کوچههای فرعی میرسانند. ما هم مثل بقیه پا به فرار گذاشتیم.
حجتالاسلام آزموده میگوید: ما معمولا از همین محله چهلپنجاهنفری راه میافتادیم بهسمت سیمتری، میدان شهدا و بعد هم معمولا راهپیمایی ها به حرم یا بیت آیتا... شیرازی ختم میشد و برمیگشتیم.
عصر ۱۶ دی۱۳۵۶ نامههای لاکومهرشده محتوی برگههای «مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه» از وزارت اطلاعات و جهانگردی به دو روزنامه اطلاعات و کیهان میرسد تا در شماره روز بعد به مناسبت سالگرد کشف حجاب به چاپ برسد.






